آيه: 28 الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ - تفسیر نور سوره الرعد نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تفسیر نور سوره الرعد - نسخه متنی

محسن قرائتی‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آيه: 28 الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

ترجمه:

(هدايت شدگان ) كساني هستند كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرام مي گيرد. بدانيد كه تنها با ياد خدا دلها آرام مي گيرد.

نکته ها

ياد خدا تنها به ذكر زباني نيست ، اگر چه يكي از مصاديق روشن ياد خداست .

زيرا آنچه مهم است ياد خدا بودن در تمام حالات خصوصا در وقت گناه است .

ياد خداوند بركات بسيار دارد، از جمله :.

الف : ياد نعمت هاي او، عامل شكر اوست .

ب : ياد قدرت او، سبب توكل بر اوست .

ج : ياد الطاف او، مايه محبت اوست .

د: ياد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست .

ه\\\\\\\': ياد عظمت و بزرگي او، سبب خشيت در مقابل اوست .

و: ياد علم او به پنهان و آشكار، مايه حيا و پاكدامني ماست .

ز: ياد عفو و كرم او، مايه اميد و توبه است .

ح : ياد عدل او، عامل تقوا و پرهيزكاري است .

انسان ، بي نهايت طلب است و كمال مطلق مي خواهد ولي چون هر چيزي غير از خداوند محدود است و وجود عارضي دارد، دل را آرام نمي گرداند. در مقابل كساني كه با ياد خدا آرامش مي يابند، عده اي هم به متاع قليل دنيا راضي مي شوند. (رضوا باگ يوه الدنيا واطمأ نوا سا).

نماز، ذكر الهي ومايه آرامش است . (اقم الصلوه لذكري ) (303) ، (الا بذكر اللّه تطمع).

ممكن است معناي (الا بذكر اللّه تطمع القلوب ) اين باشد كه بواسطه ذكر و يادي كه خدا از شما مي كند، دلهايتان آرام مي گيرد.يعني اگر بدانيم خداوند ما را ياد مي كند و ما در محضر او هستيم ، دلهايمان آرامش مي يابد. چنانكه حضرت نوح (ع) بواسطه كلام الهي (اصنع الفلك باعيننا) (304) آرام گرفت و امام حسين (ع) به هنگام شهادت علي اصغرش با عبارت ((هغ ّعطّطانّنه بعغ اللّه )) اين آرامش را ابراز فرمود، و يا در دعاي عرفه آمده است : ((يا ذاكر الذاكرين )).

سؤال : اگرچه در اين آيه آمده است كه دلها، و بويژه دل مؤمن ، با ياد خدا آرام مي گيرد، اما در آيات ديگري مي خوانيم هرگاه مؤمن خدا را ياد كند، دلش به لرزه مي افتد. (انما المؤمنون الذين اذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم) (305) آيا اين لرزش و آرامش مي توانند در يكجا جمع شوند? راه توجيه آن چيست

.? جواب : براي تصور وجود اين همزمان آرامش و لرزش در يك فرد، توجه به اين مثالها راهگشا مي باشد:.

الف : گاهي انسان بخاطر وجود همه مقدمات ، اطمينان و آرامش دارد، امّا در عين حال از نتيجه هم نگران و بيمناك است . مثل جراح متخصصي كه به علم و كار خود مطمئن است ولي باز در هنگام عمل شخصيت مهمي دلهره دارد.

ب . فرزندان ، هم به وجود والدين ، احساس آرامش مي كنند وهم از آنها حساب مي برند ومي ترسند.

ج : گاهي انسان از آنجا كه مي داند فلان ناگواري براي آزمايش و رشد و ترفيع مقام اوست ، خرسند و آرام است ، اما اينكه آيا در انجام وظيفه موفق خواهد شد يا خير، او را نگران مي كند و به لرزه مي اندازد.

د: انسانهاي مؤمن وقتي در تلاوت قرآن به آيات عذاب ، دوزخ و قهر الهي مي رسند، لرزش بر اندام آنها مستولي مي شود، اما هنگامي كه آيات رحمت و رضوان و بهشت خداوند را قرائت مي كنند، آرامشي شيرين ، قلوب آنها را فرا مي گيرد و آنها را دلگرم مي سازد. امام سجاد (ع) در دعاي ابوحمزه مي فرمايد:.

((اذا ذكرت ذنوض فزعت و اذا راء يت كرمك طمعت ))، يعني هرگاه گناهان خود و عدل و قهر تو را به ياد مي آورم ، ناله مي زنم ، اما وقتي به ياد لطف و عفو تو مي افتم اميدوار مي شوم . صاحب الميزان براي اين جمله ، از قرآن شاهد مي آورد; (تقشعر منه جلود الذين پ شون رسم د تلغ جلودهم و قلوسم اض ذكر اللّه ) (306) يعني در آغاز انسان دلهره دارد ولي كم كم به آرامش مي رسد.

كسي كه از ياد خدا غافل است ، آرامش ندارد و زندگي بدون آرامش زندگي نكبت باري است . (من اعرض عن ذكري فان ّ له معيشه ضنكا).

(307) عوامل آرامش و دلگرمي .

دستيابي به اطمينان و آرامش مي تواند عوامل گوناگوني داشته باشد ولي در راء س آنها آگاهي و علم جلوه ويژه اي دارد

.; كسي كه مي داند ذره ي مثقالي از كارش حساب دارد (مثقال ذره خفا يره ) (308) نسبت به تلاش و فعّاليّتش دلگرم است .

كسي كه مي داند بر اساس لطف و رحمت الهي آفريده شده ، (الاّ من رحم رض و لذلك خلقهم ) (309) اميدوار است .

كسي كه مي داند خداوند در كمين ستمگران است ، (ان ّ ربك لباثرصاد) (310) آرامش دارد.

كسي كه مي داند خداوند حكيم و عليم است وهيچ موجودي را بيهوده خلق نكرده است ((علر حكر)) خوش بين است .

كسي كه مي داند راهش روشن و آينده اش بهتر از گذشته است ، (والاخره خف وابط) (311) قلبش مطمئن است .

كسي كه مي داند امام و رهبرش انساني كامل ، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست ، (اص جاعلك للناس اماما) (312) آرام است .

كسي كه مي داند كار نيك او از ده تا هفتصد بلكه تا بي نهايت برابر پاداش دارد ولي كار زشت او يك لغزش بحساب مي آيد دلخوش است . (مثل الذين ينفقون امواام ص سبيل اللّه كمثل حبه انبت سبع سنابل ص كل سنبله ماء ته حبه).

(313) كسي كه مي داند خداوند نيكوكاران را دوست دارد، (ان اللّه ب ب ال سنغ ) (314) به كار نيكش دلگرم مي شود.

كسي كه مي داند كار خيرش آشكار و كار شرّش پنهان مي ماند، ((يا من اظهر اكميل و سق القبيح )) شاد است .

عوامل اضطراب و نگراني .

يكي از شايعترين بيماري هاي قرن حاضر اضطراب و افسردگي است . براي اين بيماري كه داراي علائمي همچون انزواطلبي ، در خود فرورفتن ، خودكم بيني و بيهوده انگاري است ، دلايل بسياري را ذكر كرده اند، از جمله :.

شخص افسرده از اينكه همه چيز را مطابق ميل خود نمي بيند داراي افسردگي شده است ، در حالي كه ما نبايد بخاطر اينكه چون به همه آنچه مي خواهيم نرسيديم ، از مقدار ممكن آن هم دست برداريم و تسليم شويم .

شخص افسرده با خود فكر مي كند كه چرا همه مردم مرا دوست ندارند، و حال آنكه اين امر غير ممكني است و حتي خدا و جبرئيل هم دشمن دارند. لذا انسان نبايد توقع داشته باشد كه همه او را دوست بدارند.

شخص افسرده گمان مي كند كه همه مردم بد هستند، در صورتيكه چنين نيست و خداوند به فرشتگاني كه اين توهّم را داشتند پاسخ داد.

شخص افسرده گمان مي كند كه همه ناگواري ها از بيرون وجود اوست ، در حاليكه عمده تلخي ها عكس العمل و پاسخ خصلتها و كردارهاي خود ماست .

شخص مضطرب از شروع در كارها نگران است و احساس ترس و تنهايي مي كند.

حضرت علي (ع) براي رفع اين حالت مي فرمايد: ((اذاخفت من ءك ءك فقع فيه )) (315) از هر چه مي ترسي خود را در آن بينداز، كه ترس هر چيز بيش از خود آن است .

شخص مضطرب نگران آنست كه آينده چه خواهد شد. اين حالت را مي توان با توكل بر خدا و پشتكار درمان كرد.

چون در بعضي كارها ناكام شده است ، نگران است كه شايد در تمام امور به اين سرنوشت مبتلا شود.

چون بر افراد وقدرتهاي ناپايدار تكيه دارد، با تزلزل آنها دچار اضطراب مي شود.

و خلاصه اموري همچون عدم قدرداني مردم از زحمات آنها، گناه ، ترس از مرگ تلقين هاي خانواده به اينكه نمي داني و نمي تواني ، قضاوت هاي عجولانه ، توقعات نابجا و تصورات غلط، علت بسياري از افسردگي ها و اضطراب ها مي باشد كه با ياد خدا و قدرت و عفو و لطف او مي توان آنها را به آرامش و شادابي مبدل ساخت .. (316)

پيام ها:

1- نشانه انابه واقعي ، ايمان و اطمينان به خداست . (من اناب ، الذين امنوا ...)

2- ايمان بدون اطمينان قلبي ، كامل و كارساز نيست . (امنوا وتطمع قلوسم )

3- ياد خدا با زبان كفايت نمي كند، اطمينان قلبي هم مي خواهد. (تطمع قلوسم بذكر اللّه )

4- تنها ياد خدا، مايه ي آرامش دل مي شود. (بذكر اللّه تطمع القلوب ) امروزه دارندگان زر و زور و تزوير بسيارند ولي از آرامش لازم خبري نيست .


303-طه ، 214 هود، 337 انفال ، 2
304-زمر، 223 طه ، 3124 زلزله، 7
305-هود، 2119 فجر، 314 اعلي ، 17
306-بقره ، 5124 بقره ، 6261 بقره ، 195
307-بحار، ج 71، ص 362
308-تفسير آيه (الذين امنوا و تطمئن قلوبهم بذكر اللّه ) را در روز 14 خرداد 73 در همدان مي نويسمزيرا بمناسبت پنجمين سالگرد رحلت امام خميني (ره ) براي سخنراني آمده ام امامي كه درپايان وصيت نامه بسيار مهم خود مي فرمايد: ((من با دلي آرام و قلبي مطمئن و ضميري شاد وروحي اميدوار به فضل الهي از خدمت شما مرخص مي شوم ))

/ 44