عيبهايى كه به واسطه آنها مى توان عقد را به هم زد - منتخب الأحکام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

منتخب الأحکام - نسخه متنی

یوسف صانعی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

عيبهايى كه به واسطه آنها مى توان عقد را به هم زد

(مسئله 561) اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را دارد، مى تواند عقد را به هم بزند:

1. ديوانگى:

2. بيمارى خوره:

3.: بيمارى بَرَص (پيسى):

4. كورى:

5. شل بودن به طورى كه معلوم باشد:

6. آنكه اِفضا شده باشد، يعنى راه بول و حيض يا راه حيض و غائط او يكى شده باشد: ولى اگر راه حيض و غائط او يكى شده باشد به هم زدن عقد اشكال دارد و بايد احتياط شود:

7. آنكه گوشت يا استخوان يا غده اى در فَرْج او باشد كه مانع نزديكى شود.

(مسئله 562) اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او ديوانه است يا آلت مردانگى ندارد يا عِنّين است و نمى تواند وطى و نزديكى نمايد يا بيضه هاى او را كشيده اند، مى تواند عقد را به هم بزند: همچنين اگر شوهر داراى امراضى مانند: بَرَص، جذام و بيماريهاى واگيردار صعب العلاج باشد كه زندگى زن با او باعث حَرَج و مشقّت گردد موجب فسخ عقد است.[30] (مسئله 563) اگر مرد يا زن، به واسطه يكى از عيبهايى كه در دو مسئله قبل گفته شد، عقد را به هم بزند، بايد بدون طلاق از هم جدا شوند.

(س 564) اگر مرد يا زن در امر ازدواج يكديگر را فريب دهند و يا آنچه را كه بايد درباره خودشان با طرف مقابل در ميان بگذارند به او نگويند، آيا اين كار هم حقّ فسخ به دنبال دارد؟

ج ـ اين كار در اصطلاحْ «تدليس» است. اگر زن و شوهر، هر كدام سرِ ديگرى كلاه بگذارد، طرف مقابل، حقّ فسخ دارد: مثلاً مردى آمده و خودش را داراى فلان موقعيت اجتماعى يا اقتصادى يا خانوادگى و تحصيلى معرفى كرده است و بعد معلوم شده كه اين شرايط را ندارد و يا عيبهايى دارد كه آنها را پنهان كرده است. در همه اين موارد، طرف مقابل، طبق قاعده غرور و تدليس (كه همه فقها آن را قبول دارند) حقّ فسخ دارد: چه در ضمن عقد شرط بشود و چه نشود: و چه اين غرور و فريب در تن درستى و نداشتن عيب باشد و چه مربوط به داشتن يك صفت كمال باشد. اين فسخ، هيچ نيازى هم به حضور عدلين ندارد: «طُهر غير مواقعه» هم نمى خواهد و در هر حال، فرد مى تواند نكاح را فسخ كند: زيرا فسخ نكاح، غير از باب طلاق است و حق و اختيار زن و مرد هم در اين مورد، با هم يكسان است. 6/6/75

(س 565) آيا مى توان دختر مسلمانى را به عقد شخصى كه به بيمارى ايدز مبتلاست درآورد؟ اگر بعداً اين موضوع براى زن او معلوم گردد، آيا حقّ فسخ نكاح را دارد؟

ج ـ با توجه به اينكه اين گونه امراض مُسرى خانمانسوز، باعث ضرر و حَرَج براى زوجه است، اگر قبل از عقد وجود داشته و مخفى نگه داشته و به دختر تذكّر داده نشده، ظاهراً سبب فسخ است و زوجه، حقّ فسخ دارد و مشقّت و حَرَج اين گونه بيماريها از عِنَنْ و خصى به مراتب بالاتر است. 1/3/72

/ 161