معني لغوي [ ( خاتم ) ] - خاتمیت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

خاتمیت - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

از زمان كودكي زينب تا وقتي كه به زمان بلوغ رسيد يعني وقتي كه پيغمبر خودش او را براي غلام آزاد شده اش خواستگاري كرد ، عادتا در محيط آن روز عرب كمتر روزي بوده است كه پيغمبر اين دختر عمه را نديده باشد.

آنوقت پيغمبر عاشق دلفريفته اين زن نشد مگر در وقتي كه او را شوهر داد و چند سال هم در خانه شوهر بود و از او فرزند هم آورد و بعد ناگهان او را ديد و عاشق شد ! ازدواج پيغمبر با زينب براي نسخ عملي همين عادت و رسم بودكه بسيار ريشه دوانيده بود در تمام جوامع بشري . خيلي براي اعراب جاهليت اين كار مستنكر بود كه پيغمبر با زن پسر خوانده خودش ازدواج كرد . ازدواج پيغمبر در آن زمان با زينب در نظر مردم مستنكر بود اما نه روي حسابي كه اخيرا كشيشها درست كرده اند، بلكه روي اين حساب كه مگر مي شود كسي با عروس خود پس از طلاق پسرش ازدواج كند ؟ ! قرآن اين رسم را نسخ كرد و جمله اول آيه ناظر به اين حقيقت است : ما كان محمد ابا احد من رجالكم . محمد پدر هيچيك از مردان شما نيست ، اين حرفها يعني چه ؟ ! او فقط پدر فرزندان خودش است نه پدر يك مرد اجنبي ، او را با اين صفات نشناسيدو با اين صفات خطاب نكنيد ، او را ابو زيد نخوانيد و زيد را ابن رسول الله نخوانيد بلكه او را با صفت رسول الله و صفت خاتم النبيين بشناسيد ، البته همه پيغمبران پيغمبر خدا بوده اند ا ما او يك صفت خاص و جداگانه اي دارد ، او خاتم النبيين است ، خاتم همه انبياء است . [ ( خاتم ) ] يعني چه ؟

معني لغوي [ ( خاتم ) ]

كلمه [ ( خاتم ) ] در لغت عربي فقط چند لغت هموزن دارد مثل طابع و حاتم و چند لغت ديگر . همه اينها معني ابزار و آلت را مي بخشد . خاتم يعني ما يختم به ، طابع يعني ما يطبع به . [ ( ما يختم به ) ] يعني چيزي كه به وسيله آن پايان داده مي شود . اين آيه را قراء سبعه از قديم ، هم خاتم النبيين خوانده اند و هم خاتم النبيين . تنها [ ( عاصم ) ] خاتم النبيين خوانده است و غير عاصم همه خاتم النبيين خوانده اند، و اين هم اشكالي ندارد كه در قرآن يك كلمه را دو جور بخوانيم و هر دو جور هم صحيح باشد . اگر خاتم النبيين بخوانيم معنايش واضح و ساده است : ختم كننده پيغمبران . [ ( خاتم ) ] اسم فاعل است كه معني كنندگي مي دهد .

خاتم النبيين يعني پايان دهنده پيغمبران . اما [ ( خاتم ) ] همين معني و مفهوم را مي بخشد به علاوه يك مفهوم اضافه اي كه آن مفهوم اضافه اينست كه در اينجا موضوع رسالت و نبوت تشبيه شده است به يك نامه اي كه پايان مي يابد و نويسنده آن نامه نقش و مهر خود را در پايان آن مي زندو در پايان خودش را به وسيله آن مهر معرفي مي كند ، پس باز هم مفهومش پايان دادن است ، اما اين مفهوم اضافه را هم دارد كه اين مهري است كه با آن اين طومار بسته شد . امروز مي بينيد كه معمول جور ديگري است . وقتي كه مثلا صفحه يك دفتري را مي خواهند ببندند زير آن را به طرز مخصوصي خط كشي و امضاء مي كنند براي اينكه به غلط كسي قلم نبرد و بعد چيزي به آن اضافه نكند . وقتي كه مهر مي زدند ، اين مهر دو خاصيت داشت ، يكي اين بود كه معرف كامل نويسنده نامه بود ، و دوم اينكه ديگر نامه را مي بست و علامت پايان دادن به نامه بود . اينجا كه اين تعبير را درباره خاتم الانبياء دارد ، مي خواهد بفرمايد كه اين ديگر نقشي است كه با آن ، نامه نبوت ، كتاب نبوت ، درس نبوت به پايان رسيد و اين علامت بسته شدن آن است ، به طوري كه هر كه به هر نام كه بعد از او بيابد و ادعا كند معلوم است كه مجعول و دروغ است . چه كلمه را ما خاتم بخوانيم و چه خاتم ، از نظر اينكه پيغمبر اسلام آخرين پيغمبران است هيچ فرقي نمي كند . اين يك آيه از آيات قرآني است كه دلالت مي كند بر ختم نبوت خاتم الانبياء . آيات ديگري هم در قرآن راجع به ختم نبوت داريم ، آياتي كه البته به اين عبارت نيست ولي خود مطلب حكايت مي كنداز اين معني ، مثلا آياتي كه دلالت مي كند بر اينكه امت اين پيغمبر امت وسط است ، امت معتدل است ، بالاترين امتها است : و كذلك جعلناكم امة وسطا . . . ( 1 ) امت كامل و معتدل ، امتي كه ديگر امتي بالاتر از آن نمي تواند در دنيا وجود داشته باشد .

اين هم خودش مي رساند ختم نبوت را . اگر پيغمبري بعد از اين پيغمبر بيايد ، آن پيغمبر و آن امت كه نمي تواند ناقص تر از اين باشد . اگر بعد بخواهد امتي بيايد بايد كاملتر باشد ، ولي قرآن مي فرمايد ديگر امتي بالاتر از امت اسلام كه تربيت شده به تعاليم اسلام باشد فرض نمي شود. همچنين آياتي كه راجع به خود قرآن مجيد است كه مي فرمايد : ما اين كتاب را براي هميشه حفظ و نگهداري مي كنيم : انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون ( 2 ) ما اين ذكر را ، اين قرآن را نازل كرده ايم و براي هميشه حافظ آن هستيم . [ ( نگهداري مي كنيم ) ] يعني چه ؟آيا يعني مثلا در كتابخانه ها نگهداري مي كنيم ؟ نسخه اش را نگهداري مي كنيم ؟ يا اين را همين طوري كه هست در ميان مردم نگهداري مي كنيم ، زنده نگهداري مي كنيم . مسلم اين دوم است ، يعني قرآن براي هميشه در ميان مردم خواهد بود ، بنابراين كتاب منسوخ شدني نيست .

1 - سوره بقره ، آيه 143 .

2 - سوره حجر ، آيه 9 .

/ 69