حق و باطل نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حق و باطل - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آثارش نگاه مي كنند مي بينند آثار بد دارد معاندها زبانشان دراز مي شود كه اين دين و مذهب شما هم خراب از آب درآمد ، ديگر نمي دانند كه اين خرابيها و آثار سوء مال باطل است نه مال حق ! حق هرگز طوري رفتار نمي كند كه زبان معاندين بر او دراز شود .

سرگذشت معاويه بيانگر اين حقيقت است چه شد كه معاويه توانست پست خلافت را اشغال كند ؟ با نيروي حق ، با نيروي مردم مرتاد ، حق طلب ، حنيف و حقيقتجو كه تازه با اسلام آشنا شده بودند و دلشان براي اسلام مي طپد وقتي عثمان بر اثر انحرافهايش در خطر كشته شدن بود ، معاويه هيچ كمكي براي او نفرستاد براي اينكه او با عثمان كار نداشت ، او دنبال رياست خودش بود فكرهايش را كرد ، ديد اگر عثمان كشته بشود مرده عثمان بيشتر به نفع اوست تا زنده او ، لذا جاسوسهايش را فرستاد تا لباس خون آلودي ، انگشت بريده اي از عثمان براي او ببرندوقتي اينها را آوردند فورا پيرامن عثمان را بر سر دروازه شام يا مسجد جامع دمشق آويزان كرد و رفت بالاي منبر شروع كرد به اشك تمساح ريختن كه ايهاالناس خليفه مظلوم پيامبر را كشتند ، اين هم پيراهن خون آلود او ، صداي غريو گريه مردم بلند شد . معاويه روزها از اين مردم اشك گرفت و از مظلوميت خليفه پيامبر سخن گفت و اين آيه را مي خواند : و من قتل مظلوما فقد لوليه سلطانا فلا يسرف في القتل انه كان منصورا ( 1 ) ، و كسي كه مظلوم كشته شود ما براي ولي او حق قصاص قرار داديم ، اما نبايد در

1 - سوره اسراء ، آيه 33.

/ 76