حق و باطل نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حق و باطل - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شرابخواري ، رقص ، موسيقي و انواع آهنگها ، بعد چه جناح عظيمي به نام موسيقيدانها و به قول امروز هنرمندان و هنرپيشگان در دنياي اسلام به وجود آمد . ابوالفرج اصفهاني خودش اموي و از مورخين بسيار زبردست است و اتفاقا عالم با انصافي است و كتابي نوشته به نام مقاتل الطالبين مقتلهاي آل ابي طالب را ذكر كرده و كتاب معتبري است و علماي شيعه هم به كتاب او اعتماد مي كنند و انصافا مي شود گفت اين كتاب را بي طرفانه نوشته است كتاب اغاني هجده جلد و بيشتر مربوط به سرگذشت هنرمندان و هنرپيشگان و موسيقيدانهاي دنياي اسلام است .

او در اين كتابش چيزهاي خيلي عجيبي نقل كرده است ، از جمله مي گويد : يك وقت يك شيعي با يك مرجي ء با يكديگر سخت بر سر همين مسئله عمل مباحثه مي كردند ، مرجي ء مي گفت اساس ، اين است كه آدم ايمان داشته باشد ، عمل بود ، بود نبود ، نبود شيعه مي گفت ايمان از عمل انفكاك ندارد ، اگر عمل نباشد ، ايمان نيست مباحثه آنها شديد شد ، نه اين قانع مي شد ، و نه آن . براي فيصله دادن به نزاع گفتند اولين كسي كه از سر كوچه پيدا شد ، از او مي پرسيم كه حق با كداميك از ماست ، اتفاقا اولين كسي كه آمد يك نفر موسيقيدان بود ( و به همين تناسب اين داستان را در كتاب آغاني نقل كرده است ) چون آن دو قبول كرده بودندكه از اولين كسي كه مي آيد بپرسند مرجي ء خيلي خوشحال شد كه عجب آدم مناسبي پيدا شد و الان طرف مرا خواهد گرفت به او گفتند ما چنين مباحثه اي داريم ، شيعي گفت عقيده من اين است كه عمل از ايمان انفكاك ندارد و سعادت انسان در گرو عملش است مرجي ء گفت من مي گويم عمل ارزشي ندارد ، سعادت انسان در گروه ايمان و عقيده اوست عقيده تو چيست ؟ موسيقيدان قدري فكر كردو گفت اعلاي شيعي و اسفلي مرجي ء از سر تا كمرم شيعه و از كمر به پائين مرجي ء هستم مي خواست بگويد من فكرم شيعي است اما در عمل مرجي ء هستم . ما امروز وقتي وارد دنياي شيعه مي شويم و به خودمان نگاه مي كنيم مي بينيم خودمان از سر تا قدم مرجي ء هستيم هي دنبال بهانه هائي هستيم بلكه بهشت را با يك بهانه درست بكنيم مي گوئيم بهشت را به " بها " نمي دهند ، به " بهانه " مي دهند اين را كه گفته است ؟ علي بن ابيطالب عليه السلام از بهشت به " بها " تعبير مي كندو مي گويد " ثمن " ، ثمن اعمال شما ، ولي ما مي گوئيم نه ، بهشت را به " بها " نمي دهند ، يعني بهشت را نمي شود با عمل تهيه كرد و خريد ، بهانه اي بايد درست كرد اين نوعي گريز از واقعيت به خيال است . واي به حال ملتي كه اينجور فكر كندو بگويد بهشت را به " بها " نمي دهند ولي به يك بهانه دروغين مي دهند واي به حال ملتي كه پايه سعادت خود را بر وهم و خيال بگذارد . در اين زمينه مطلب بسيار زياد است و اگر به قرآن كريم مراجعه كنيممي بينيم مطلب كاملا مشخص است قرآن ، يهوديان را كه آن وقت اينچنين فكري داشتند كه حالا چنين فكري ندارند سخت مي كوبد اين فكر كه ملتي براي خودش امتيازي در نزد پروردگار قائل ، و معتقد باشد كه اگر من كار بد بكنم ، خدا به كار بد من كار ندارد ولي اگر كار خوب بكنم چند برابر جزاي خوب مي دهد ، اساسا مال يهوديها بود ، و قرآن زياد اين را نقل مي كند اينها مي گفتند ما هر چه گناه بكنيم ،هر چه كار بد بكنيم ، به جهنم نمي رويم ما نژاد ممتاز هستيم فرضا اگر به جهنم برويم ، يك تشريفاتي است و بعد از چند روزي خلاص مي شويم ، بهشت مال ماست و قالوا لن تمسنا النار الا اياما معدودش ( 1 ) ببينيدقرآن در اينجا چگونه بحث مي كند . در تفاسير وارد شده است كه در مدينه ، هم يهودي بود ، هم مسيحي و هم مسلمان در ميان عده اي از مسلمانان و مسيحيان و يهوديان اختلاف مي شود ، مسلمانها مي گويند ما حالا كه مسلمان شديم ملت ممتاز هستيم و خدا براي ما امتياز قائل است و هر كار بدي بكنيم خدا از ما مي گذرد ، مسيحي ها هم مي گويند خير ، ما چنين هستيم و يهوديها هم همين را مي گويند ببينيد قرآن چه جور جواب مي دهد : ليس بأمانيكم و لا اماني اهل الكتاب من يعمل سوء يجز به ( 2 ) . نه مطلب آنطوري استكه شما مسلمان ها آرزو كرديد ( مخاطبش مسلمانهاست ) و آرزويش را در دلتان پرورانديد ، و نه آنطور است كه اهل كتاب خيال كردند و آرزويش را در دلشان پروراندند خدا با هيچكس خويش و قومي ندارد ، من يعمل سوء يجز به ( 3 ) ، هر كسي كار بد بكندخداوند به او كيفر خواهد داد ببينيد قرآن چگونه و با چه صراحتي اين خيال را كه مقدمه انحطاط مسلمانان بود از سرشان بيرون آورد فرمود برويد عمل خودتان را تصحيح كنيد .

1 - سوره بقره ، آيه 80 3 - .

2 - سوره نساء ، آيه 123.

/ 76