حس اعتماد به نفس - حق و باطل نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حق و باطل - نسخه متنی

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

حس اعتماد به نفس

امروز علماء تعليم و تربيت چقدر كوشش مي كنند كه به اصطلاح حس اعتماد بنفس را در انسان بيدار كنند و به جا هم هست اعتماد بنفسي كه اسلام در انسان بيدار مي كند اين است كه اميد انسان را از هر چه غير عمل خودش است ، از بين مي برد و به هر چه انسان بخواهد اميد ببندد از راه عمل خودش بايد اميد ببندد و همين طور پيوند انسان با هر چيز و هر كس از راه عمل است شما نمي توانيد با پيغمبر اسلام مرتبط باشيد جز از راه عمل نمي توانيد با علي بن ابيطالب عليه السلام مرتبط باشيدجز از راه عمل ، نمي توانيد با صديقه طاهره مرتبط باشيد جز از راه عمل يعني اسلام براي پيوند و ارتباط با پيامبر و اهل بينش همه
راهها جز راه عمل را بسته است . حديثي از پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم الان يادم آمد و يادم هست كه در 17 - 18 سال قبل كه اين حديث را خواندم تحت تأثير آن قرار گرفتم و ديدم براستي در زندگي پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم چه تابلوهاي عجيبي پيدا مي شودكه در تاريخ زندگي احدي چنين تابلوهائي و چنين جنبه هاي عالي و پرمغزي را نمي توانيد پيدا كنيد وقتي انسان فكر مي كند و مي بيند كه يك مرد امي در چنان محيطي اين طور جمله ها در زندگي خودش ساخته است ، غرق در حيرت مي شود و جز اينكه به خارق العاده بودن او اقرار كند ، راه ديگري ندارد . اين حديث را در كتاب داستان راستان هم نقل كرده ام ، حديث اين است : پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم در يكي از مسافرتهائي كه با اصحابشان مي رفتند ( نقل نشده كه در كدام مسافرت بوده است ) موقع ظهر كه شد دستور دادند قافله پائين بيايند ، هر كسي از مركب خودش پائين آمد ، رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم هم پائين آمدند و جهتي را گرفتند و به آن سو مي رفتند اصحاب فكر كردند كه لابد حضرت براي قضاء حاجت به آن سو مي روند ، همه اصحاب پياده شدند و بعد ديدند كه حضرت پس از آنكه مقداري از شتر خودشان دور شده بودند ،برگشتند ، اصحاب خيال كردند كه حضرت اين محل را مناسب فرود آمدن تشخيص نداده اند و آمده اند دستور دهند كه برويم در جاي ديگر پائين بيائيم حضرت در حالي كه برمي گشتند به طرف مركب خودشان ، با احدي حرف نمي زدند ، آمدند تا به مركب خودشان رسيدند ، اصحاب ديدند كه حضرت دست بردند در خورجين و توبره اي كه بر شترشان بود و عقال ، يعني زانوبند شتر را بيرون آوردند و با آن زانوهاي شترشان را بستند و بعد دوباره به راه قبلي خودشان رفتند اصحاب فهميدند كه اين راه دور را حضرت برگشتند كه زانوبند شتر را ببندند كار به اين كوچكي ! عرض كردند يا رسول الله اگر شما براي چنين كاري برگشتيدچرا بما فرمان نداديد ؟ ! اين اصحابي كه فدائي هستند و اگر پيغمبر بگويد در دريا يا در آتش برويد فورا مي روند ، اينها كه جلوي شمشيرها مي روند و افتخارشان اين است كه فرمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم را اجرا كنند ، عرض كردند يا رسول الله چرا از دور فرمان نداديد كه ما اينكار را بكنيم ؟ حضرت فرمودند : لا يستعن احدكم من غيره و لو بقضمة من سواك ، يعني : هرگز از ديگران در كارها كمك نجوئيد ولو براي يك امر كوچكي باشد ، ولو براي اينكه يك مسواك از ديگران بخواهيد يعني كار خودتان را تا آن حدي كه براي شما ممكن است و خودتان مي توانيد انجام دهيد ، از ديگري نخواهيد كه برايتان انجام دهد ببينيد چقدر بجا ! حالا اگر همين جمله را پيغمبر يك وقتي بالاي منبر گفته بود ، اين قدر اثر نمي بخشيد اين جمله را در وقتي مي گويد كه خودش اول عمل مي كند غرضم اين جهت استكه يكي از اصول تعليمات اسلامي كه تفكر اسلامي را زنده مي كند ، عمل و اتكاء به عمل است يكي دو موضوع ديگر از اخلاقيات و اصول تربيتي اسلامي را مي خواهم براي شما عرض كنم . مسائل تربيتي بسيار مسائل حساسي است ، تيغ دو دم است ، يعني اين مسائل اگر خوب و صحيح آموزش داده شود اثر بسيار عالي دارد ، ولي اگر يك ذره از مسير خودش منحرف شود ، صد درصد اثرش معكوس است ، و من خودم در حدودي كه مطالعه كرده ام و مخصوصا در قرآن كريم در اين زمينه مطالعه دارم ، مي بينم كه غالب مفاهيم اخلاقي و تربيتي اسلام - اگر نگوئيم تمام آنها - به شكل وارونه اي الان در افكار ما مسلمانها وجود دارد .

1 - كحل البصر ، محدث قمي صفحه 69.

/ 76