شرح منظومه جلد 2
لطفا منتظر باشید ...
و اما اگر نظرشان در عدم دوام قسر به اين است كه چون همه ء حركات ( مكاني و انتقالي ) خواه طبعي و خواه قسري در ملاء صورت مي گيرد و حركت طبعي مي تواند در صورتي كه نيروي معاوق كمتر از نيروي طبيعت باشد ادامه پيدا كند ، ولي حركت قسري به نسبت معاوق ها از نيرويش كاسته مي شود تا به حد صفر برسد ( و اما اگر فرض كنيم حركت مكاني در خلاء صورت گيرد و براي هميشه ادامه پيدا مي كند ، چنانكه شيخ گفته است " لولا مصادمه الهواء المخروق لوصل الحجر المرمي الي سطح الفلك " ، در اين صورت اختلاف نظر ميان علماء قديم و جديد از ميان بر مي خيزد . ( براي تفصيل بيشتر به " خاتمه " اين فصل مراجعه شود ) .
( ايضا رجوع شود به جلد سوم " اصول فلسفه و روش رئاليسم " ، مقاله ء نهم . ) در اينجا اشكالاتي پديد مي آيد . خلاصه ء آنها اينكه علت غائيه در مورد فاعل هائي صادق است كه آن فاعل ها صاحب قصد و اراده و شعور و ادراك بوده باشند و تصور هدف و غايت و تصديق به مفيد بودن آن باعث و محرك و انگيزه ء فاعل واقع گردد . عليهذا طبيعت نمي تواند در كارهاي خود غايت و هدف داشته باشد زيرا طبيعت فاقد شعور و اراده است و هدف داشتن فرع شعور و اراده است . همچنين ذات احديت و ساير حقايق ما فوق الطبيعه كه در زبان حكماء الهي . " عقول مجرده " ناميده مي شوند نمي توانند در افعال خود غايت و هدف داشته باشند ، زيرا فاعلي مي تواند هدف داشته باشد كه اراده اش ناقص و بالقوه باشد و تصور هدف ، اراده ء او را بر انگيزد و از قوه به فعل آورد . بنابراين ذات احديت كه مافوق همه ء علل و اسباب است ، محال است كه تحت تاثير علتي واقع گردد و از اينكه هدف و انگيزه اي او را ( به كاري ) وادار كند منزه و مبرا است .
پس نه علل ما فوق الطبيعه مي توانند غايت داشته باشند و نه علل طبيعيه فاقد شعور و ادراك ( يعني جمادات و نباتات ) ، باقي مي ماند حيوان و انسان . هر چند بسياري از افعال ارادي حيوان و انسان معلل به علل غائيه است و هر چند اراده ء انسان و حيوان ناقص است و نيازمند به مكمل و متمم است ( و مكمل و متمم آن ، همان غايت داشتن است ) اما چه دليلي در كار است كه همه ء افعال اختياري انسان بدون استثناء تعلل به علل غائيه باشند و اراده ء ناقصه ( 1 ) انسان ( و حيوان )