شرح منظومه جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح منظومه - جلد 2

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

باز قوه ء مدركه است كه قوه ء شوقيه را تحريك مي كند . پس قوه ء مدركه مبداء قوه ء شوقيه و قوه ء شوقيه مبداء قوه ء عامله است و قوه ء عامله نيز مبداء فعل و عمل خارجي است . و به تعبير ديگر قوه ء عامله " مبداء قريب " فعل و قوه ء شوقيه " مبداء بعيد " آن و قوه ء مدركه " مبداء ابعد " آن است . كار قواي مدركه اطلاع رساندن و ساير كارهاي اطلاعاتي و به حركت در آوردن قواي شوقيه است و كار قواي شوقيه به حركت در آوردن و بر انگيختن قواي عامله و كار قواي عامله به حركت در آوردن بدن يا يك عضو از اعضاء بدن است .

از اين رو است كه حكماء مي گويند " العامله تحت الشوقيه والشوقيه تحت المدركه " . فرض كنيد شما در پياده رو خيابان حركت مي كنيد ، در اين بين چشمتان به كتابي ، در ويترين يك كتابفروشي مي افتد . نام كتاب و نام مولف و موضوع بحث كه بر روي كتاب نوشته شده است نظر شما را جلب مي كند ، سپس به سمت كتاب فروشي رفته و كتاب را مي گيريد و باز مي كنيد و فهرست مطالب آن را مي بينيد ، آنگاه رغبت خريدن آن كتاب در شما پديد آمده و قيمت آنرا پرداخت كرده و از آنجا خارج مي شويد . در اين مثال قوه ء مدركه ( حس باصره ) وجود چنين كتابي را به ذهن شما اطلاع داده و در اثر اين اطلاع ميل و شوق شما بر انگيخته شده و انديشه خريدن آن در شما پيدا مي شود . در اثر اين شوق مسير خود را تغيير داده ، به طرف كتاب رفته تا بالاخره كتاب را خريده و از آنجا خارج مي شويد .

پس اين قوه ء مدركه بوده كه شوق را در شما بر انگيخته است ، و اين شوق و اراده بوده كه پا را به سوي مغازه به حركت در آورده و زبان را به گفتگو و مذاكره در مورد قيمت كتاب وادار كرده و دست را به جيب برده و انواع ريزه كاري هاي ديگر را سبب شده است . از آنچه گفته شده معلوم شد كه اين قواي مختلف كه در وجود انسان يا حيوان فعاليت مي كنند فعاليتشان در عرض يكديگر نيست ، بلكه در طول يكديگر است . يعني چنين نيست كه همه مستقيما و مشتركا در فعل اثر داشته باشند ، بلكه آنچه مستقيما اثر دارد قواي عامله است و قواي شوقيه در قواي عامله اثر مي گذارد و باز قواي مدركه در قواي شوقيه اثر مي كند ، پس در حقيقت سلسله اي از علل را تشكيل مي دهند . ذكر اين نكته لازم است كه در ميان قواي ادراكي آن چيزي كه از مبادي فعل است يعني آن چيزي كه قواي شوقيه و اراده را به حركت در مي آورد قوه ء خياليه و قوه ء عاقله است ، قوه ء خيال تمايلات شوقي و حيواني را بر مي انگيزد و قوه ء عقلاني اراده عقلاني را . اين مطلب نيازمند به بحث طولاني است كه اكنون جاي آن نيست . اجمالا اينكه " شوق " جزئي و حيواني است و " اراده " كلي و انساني است ، شوق مبداء فعاليت هاي التذاذي و اراده مبداء فعاليت هاي تدبيري است .

مقدمه چهارم :

قواي مدركه به نوبه خود سه يا چهار مرتبه دارند : مرتبه احساس ، مرتبه خيال ، مرتبه عاقله ( بعضي قوه ء واهمه را مرتبه جداگانه گرفته اند ) . ( 1 )

مقدمه پنجم :

اين نكته واضح است كه اينكه در گذشت گفته شد هر فعلي غايتي دارد به

1 - در اينجا لزومي ندارد كه بيش از اين درباره ء مراتب ادراك سخن گفته شود . براي توضيح بيشتر به مبحث " اتحاد عقل و عاقل و معقول " و مبحث " معقولات ثانيه " مراجع شود .

/ 71