شرح منظومه جلد 2
لطفا منتظر باشید ...
واجب الوجود بيش از هر چيز ديگر متكي بر مفهوم بي نيازي است . پس تصور ما از واجب الوجود بنابر اين تعريف عبارت است از موجودي كه ضروري الوجود و ممتنع العدم است . بدين دليل كه در مصداق " موجود " بودن بي نياز از هر حيثيت و هر عنوان ديگري است . او موجود است از آن نظر كه خودش ، خودش است نه از آن نظر كه ذاتش مقرون به حيثيتي است كه آن حيثيت ملاك استحقاق و عنوان موجوديت است ( واسطه در عروض و حيثيت تقييديه ) . و نه از آن جهت كه ذاتش معلق و وابسته به ذات ديگري است ( واسطه در ثبوت و