شرح منظومه جلد 2

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شرح منظومه - جلد 2

مرتضی مطهری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اينجا است كه مي گوئيم فلان شي ء بدون هيچ " حيثيت تقييديه " و بدون هيچ " واسطه ء در عروض " به فلان صفت متصف مي شود .

2. گاهي صفتي كه به موصوف نسبت داده مي شود با دخالت يك واسطه است . به اين معني كه حكم ذهن به اتصاف آن موصوف به آن صفت ، به ملاك خود موصوف نيست ، بلكه موصوف با شي ء ديگري به نحوي از انحاء اتحاد دارد و آنچه كه ملاك اتصاف است ، شي ء متحد با موصوف است نه خود موصوف . و ما به نوعي تسامح عرفي يا عقلي - كه از اين تسامحات هم در مفاهيم عقلي و فلسفي زياد است و ضرورت دارد كه آنها را بشناسيم و گرنه دچار اشتباهات بزرگ خواهيم شد - حكم " احد المتحدين " را به ديگري سرايت مي دهيم . پس در حقيقت آن صفت ، صفت آن واسطه است ، ولي ما با در نظر گرفتن نوعي اتحاد ميان واسطه و موصوف مفروض ، آن صفت را به آن موصوف نسبت مي دهيم . اين چنين واسطه هايي را اصطلاحا " حيثيت تقييديه " و يا " واسطه ء در عروض " مي نامند .

حيثيت تعليليه ) . بلكه او موجود است قطع نظر از هر حيثيتي ماوراء خود . و او از آن نظر ضروري الوجود است كه وجودش عين ذاتش است و به علاوه قائم به ذات است نه قائم به غير . از نظر قدماي فلاسفه نظير بوعلي ، اين كه موجودي بذاته باشد يعني وجودش عين ذاتش باشد ، خود اين ملاك است كه لذاته نيز باشد يعني قائم نفس باشد . ولي از نظر صدرالمتالهين كه متكي بر اصالت وجود است ، صرف بذاته بودن و عينيت ذات باوجود ، براي لذاته بودن و قائم به نفس بودن كافي نيست . ولي اگر موجودي لذاته بود قهرا بذاته نيز هست و لذا اول كلمه بذاته ذكر شد ، و بعد كلمه لذاته .

اين بحث اگر چه يك بحث فلسفي است ولي براي توضيح مطلب از مجازات عرفي نيز مي توان استفاده كرد ، چه همانطور كه اشاره كرديم اين گونه تسامحات و سرايت دادن ها منحصر به امور عقلي نيست . علماء ادب مي گويند ، استعمال يك لفظ در يك معني بر دو گونه است : حقيقت و مجاز . اگر لفظ در معني اصلي خود استعمال شود ، و همچنين اگر صفت به موصوف حقيقي خود اسناد داده شود ، آن را حقيقت گويند

/ 71