شرح منظومه جلد 2
لطفا منتظر باشید ...
يكديگرند و هر جزء منتفي شود كل منتفي است ، يعني قابل اعتبار نيست . و ممكن است اين اشتباه از قياس گرفتن اين نوع تركيب كه تركيب به اصطلاح فلسفي است با مركبات علمي و طبيعي كه در علوم طبيعي تشخيص داده مي شود پيدا شده باشد مثل تركب آب از اكسيژن و هيدروژن . در مركبات طبيعي بايد ابتداء دو جزء يا بيشتر بوده باشند و در يكديگر فعل و انفعال كنند تا حقيقت ديگري پيدا شود ، هر يك از اجزاء را اگر حذف كنيم آن حقيقت ديگر پيدا نمي شود . پر واضح است كه تركب جسم از ماده و صورت ، نه از قبيل تركب ميز است از چوب و شكل ، و نه از قبيل تركب نماز است از تكبير و قيام و قرائت و غيرها ، و نه از قبيل تركب آب است از اكسيژن و هيدروژن ، بلكه تركبي است منحصر به نوع خود و راه تشخيص آن هم نه احساس و مشاهده است و نه تجزيه و تركيب عملي . راه تشخيص آن فقط برهان عقلي است . بنابر اين از مجموع آنچه گفته شد معلوم شد كه قانون چهار علت مخدوش است و اساس درستي ندارد . ممكن است بيان بالا را خدشه اي بر قاعده فلسفي تركب جسم از ماده و صورت كه مشائين طرفدار آن هستند قرار داد و از اصل ، تركب جسم را از ماده و صورت منكر شد ولي اكنون جاي بحث در اين قسمت نيست . به هر حال خواه اصل تركب جسم از ماده و صورت را ما مخدوش بدانيم و خواه ندانيم ، قانون چهار علت ارسطوئي مخدوش است ( 1 ) .