دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام
مى‏دادند، طعم گرسنگى و هراس را به آنان چشانيد...». 1

بدانيد كه شمشيرم به زودى از خون شما سيراب گردد و پوستتان را
جدا كند. پس هركه مى‏خواهد، خون خود را حفظ كند. 2
حجّاج در همان آغازين سخن خود، نشان داد كه از چشمانش مرگ
مى‏بارد و از شمشيرش خون. او با تندترين و تحقيرآميزترين تعبيرها و
عناوين، با كوفيان سخن گفت و فرجام سركشى‏ها را نشان داد و به
صراحت گفت كه شمشيرش را از خونِ كسانى كه از پيروى او تن زنند
و آهنگ گردنفرازى داشته باشند، سيراب خواهد كرد. پس از اين
سخنرانى هول‏انگيز كه از كلمه كلمه آن خون مى‏باريد، بيانيه‏اى صادر
كرد كه آن را در كوى‏ها و برزن‏هاى كوفه، جار زدند:

ألا! إنَّنا قَد أجَّلنا مَن كانَ مِن أصحابِ المُهَلبِ ثَلاثا، فَمَن أصَبنا بَعدَ ذلِكَ
فَعُقوبَتُهُ ضَربُ عُنُقِهِ. 3
بدانيد كه ما به ياران مُهلّب، سه روز مهلت داديم و هركه را پس از آن
بگيريم، كيفرش زدنِ گردن اوست.


1 - نحل، آيه 112.

2 -  الفتوح: 7 / 8 ـ 10.
مسعودى گفته است: حجّاج در سال 95 هجرى در 54 سالگى در منطقه واسطِ عراق، از دنيا
رفت. او بيست سال بر مردم، حكم راند و آمار كسانى كه در جنگ‏ها يا بر اثر شكنجه‏هايش
كُشته شدند، يكصد و بيست هزار نفر است. به هنگام مرگش پنجاه هزار مرد و سى هزار زن
در زندان‏هايش گرفتار بودند كه شانزده هزار نفرشان دختر بودند.

او زنان و مردان زندانى را در يك مكان نگاه مى‏داشت. زندان‏هاى او سقفى نداشت كه از
تابش خورشيد در تابستان، و باران و سرما در زمستان، جلوگيرى كند. ديگر شكنجه‏هايش
را در كتاب ديگرمان آورده‏ايم. گزارش شده كه روزى سوار بر مَركب شد تا به نماز جمعه
رود. ناله‏اى را شنيد. پرسيد: اين ناله چيست؟ گفته شد: زندانيان از سختى‏ها ناله و شِكوه
دارند. به سمت آنان رفت و گفت: «اخْسَئُوا فِيهَا وَلاَتُكَلِّمُونِ...؛ ]برويد] در آن (زندان)
گم شويد و با من سخن مگوييد» (مؤمنون، آيه 108). گفته مى‏شود كه حجّاج، در همين
جمعه از دنيا رفت و پس از اين سوار شدن [بر مركب]، ديگر سوار نشد. (مروج الذهب: 3 /
175)

3 - الفتوح: 7 / 10.

/ 344