دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 7

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 7

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

به سويم
برمى‏گرديد. هم راست كننده (و پند دهنده) ناتوان گشته است، هم
راست شونده به ستوه آمده است.

اى گروهى كه جسم‏هايتان حاضر، ولى خِردهايتان پنهان و
خواسته‏هايتان ناهمگون است و اميرانتان گرفتار شمايند! پيشواى شما
فرمانبر خداست، امّا شما نافرمانيد. در عوض، حاكم شاميان، خدا را
نافرمانى مى‏كند، امّا فرمانش مى‏برند. به خدا سوگند، دوست دارم
معاويه با من بر سرِ شما داد و ستد كند، مثل صرّافىِ درهم و دينار. ده
نفر از شما را از من بگيرد و يك نفر از آنان را بدهد!

اى كوفيان! به سه چيز و دو چيز از شما گرفتار شده‏ام. [آن سه چيز
كه در شماست، اين‏كه:] كَرانى هستيد گوش‏دار، گُنگ‏هايى هستيد
زبان‏دار و كورانى هستيد چشم‏دار! [آن دو خصلت كه در شما نيست،
اين‏كه: [نه هنگام كارزار، آزادگان صادقيد و نه هنگام بلا، برادرانى مورد
اعتماد!

دستانتان خاك‏آلود و پريشان باد! 1 اى همسانان شترانى كه ساربانشان را گم كرده‏اند،
كه از هر سوى جمعشان كنند، از سوى ديگر پراكنده مى‏شوند!

به خدا سوگند، گويا شما را چنين مى‏بينم و مى‏پندارم كه اگر آتش
جنگ برافروزد و درگيرى گرم شود، از دور پسر ابوطالب چنان جدا و
پراكنده شويد كه زن هنگام زايمان از فرزندش جدا مى‏شود! همانا من
از پروردگارم گواه روشن دارم و بر راه راست پيامبر خويشم. همانا من
بر راه استوار و روشنم و آن را مى‏پويم». 2

2756.امام على عليه السلام ـ در كوچاندن مردم براى مبارزه با
شاميان‏ـ: اى كوفيان! آيا نمى‏نگريد؟ به خدا سوگند، من شما را با
همان تازيانه‏اى زدم كه نابخردان را با آن پند مى‏دهم، و نمى‏بينم كه
دست برداريد. شما را با همان تازيانه‏اى زدم كه حدود


1 - نفرين است، كنايه از گرفتار شدن به
خاك مذلّت و فقر. (م)

2 -  نهج‏البلاغة: خطبه 97.

/ 344