تفسیر نمونه جلد 9
لطفا منتظر باشید ...
ندارند، بلكه ملاحظات ديگر است كه ما را از اين كار باز مىدارد و اين درست به آن ميماند كه ما به ديگرى مىگوئيم اگر ملاحظه اين چهار نفر قوم و فاميل تو نبود حق تو را در دستت مىگذاشتيم، در حالى كه واقعا فاميل و قبيله او چهار نفر نيست بلكه منظور بيان اين نكته است كه آنها اهميتى از نظر قدرت ندارند.سرانجام گفتند" تو براى ما فردى نيرومند و شكست ناپذير نيستى" (وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ).تو هر چند از بزرگان قبيلهات محسوب مىشوى، به خاطر برنامهاى كه در پيش گرفتى در نظر ما قرب و منزلتى ندارى.شعيب بدون اينكه از سخنان زننده و توهينهاى آنها از جا در برود، با همان منطق شيوا و بيان رسا به آنها چنين پاسخ گفت:اى قوم! آيا اين چند نفر قوم و قبيله من نزد شما" از خداوند عزيزترند"؟(قالَ يا قَوْمِ أَ رَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ).شما كه به خاطر فاميل من كه به گفته خودتان چند نفرى بيش نيستند به من آزار نمىرسانيد چرا به خاطر" خدا" سخنانم را نمىپذيريد؟ آيا چند نفر در برابر عظمت پروردگار به حساب مىآيند؟.آيا شما براى خدا احترام قائليد؟" با اينكه او و فرمان او را پشت سر انداختهايد"؟ (وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِيًّا «1»).و در پايان مىگويد: فكر نكنيد خداوند اعمال شما را نمىبيند و سخنانتان را نمىشنود،" يقين بدانيد كه پروردگار من به تمام اعمالى كه انجام مىدهيد،