2- نياز فطرى و طبيعى انسان به سرگرمى سالم
جالب اينكه يعقوب پيامبر در برابر استدلال فرزندان نسبت به نياز يوسف به گردش و تفريح هيچ پاسخى نداد، و عملا آن را پذيرفت، اين خود دليل بر اين است كه هيچ عقل سالم نمىتواند اين نياز فطرى و طبيعى را انكار كند.انسان مانند يك ماشين آهنى نيست كه هر چه بخواهند از آن كار بكشند، بلكه روح و روانى دارد كه همچون جسمش خسته مىشود، همانگونه كه جسم نياز به استراحت و خواب دارد روح و روانش نياز به سرگرمى و تفريح سالم دارد.تجربه نيز نشان داده كه اگر انسان به كار يك نواخت ادامه دهد، بازده و راندمان كار او بر اثر كمبود نشاط تدريجا پائين مىآيد، و اما به عكس، پس از چند ساعت تفريح و سرگرمى سالم، آن چنان نشاط كار در او ايجاد مىشود كه كميت و كيفيت كار هر دو فزونى پيدا مىكند، و به همين دليل ساعاتى كه صرف تفريح و سرگرمى مىشود كمك به ساعت كار است.در روايات اسلامى اين واقعيت به طرز جالبى به عنوان دستور بيان شده است، آنجا كه على (ع) مىفرمايد:للمؤمن ثلاث ساعات فساعة يناجى فيها ربه و ساعة يرم معاشه، و ساعة يخلى بين نفسه و بين لذتها فيما يحل و يجمل:" زندگى فرد باايمان در سه قسمت خلاصه مىشود، قسمتى به معنويات مىپردازد و با پروردگارش مناجات مىكند، و قسمتى به فكر تامين و ترميم معاش است، و قسمتى را به اين تخصيص مىدهد كه در برابر لذاتى كه حلال و مشروع است آزاد باشد «1».(1) نهج البلاغه كلمات قصار كلمه 390.