تفسیر نمونه جلد 9

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تفسیر نمونه - جلد 9

ناصر مکارم شیرازی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سوزان مى‏دوند با نهايت تواضع و فروتنى نزد تو مى‏آيند، اما تو چنان اوج گرفته‏اى كه آنها باور نمى‏كنند برادرشان باشى، آن روز به آنها خواهى گفت، آيا شما نبوديد كه با برادر كوچكتان يوسف چنين و چنان كرديد؟ و در آن روز چقدر شرمسار و پشيمان خواهند شد.

اين وحى الهى به قرينه آيه 22 همين سوره وحى نبوت نبود بلكه الهامى بود به قلب يوسف براى اينكه بداند تنها نيست و حافظ و نگاهبانى دارد، اين وحى نور اميد بر قلب يوسف پاشيد و ظلمات ياس و نوميدى را از روح و جان او بيرون كرد.

برادران يوسف نقشه‏اى را كه براى او كشيده بودند، همانگونه كه مى‏خواستند پياده كردند ولى بالآخره بايد فكرى براى بازگشت كنند كه پدر باور كند يوسف به صورت طبيعى، و نه از طريق توطئه، سر به نيست شده است، تا عواطف پدر را به سوى خود جلب كنند.

طرحى كه براى رسيدن اين هدف ريختند اين بود، كه درست از همان راهى كه پدر از آن بيم داشت و پيش بينى مى‏كرد وارد شوند، و ادعا كنند يوسف را گرگ خورده، و دلائل قلابى براى آن بسازند.

قرآن مى‏گويد:" شب هنگام برادران گريه‏كنان به سراغ پدر رفتند" (وَ جاءُو أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ).

گريه دروغين و قلابى، و اين نشان مى‏دهد كه گريه قلابى هم ممكن است و نمى‏توان تنها فريب چشم گريان را خورد!.

پدر كه بى‏صبرانه انتظار ورود فرزند دلبندش يوسف را مى‏كشيد با يك نگاه به جمع آنها و نديدن يوسف در ميانشان سخت تكان خورد، بر خود لرزيد،

/ 440