تفسیر نمونه جلد 9
لطفا منتظر باشید ...
داشت، در حالى كه شكيبا بود و خدا را سپاس مىگفت، اما يعقوب و خانواده يعقوب، كاملا سير شدند، و هنگام صبح مقدارى از غذاى آنها اضافه مانده بود!.امام سپس اضافه فرمود: خداوند به يعقوب در همان صبح، وحى فرستاد كه تو اى يعقوب بنده مرا خوار كردى و خشم مرا بر افروختى، و مستوجب تاديب و نزول مجازات بر تو و فرزندانت شدى ... اى يعقوب من دوستانم را زودتر از دشمنانم توبيخ و مجازات مىكنم و اين به خاطر آنست كه به آنها علاقه دارم!" «1».قابل توجه اينكه به دنبال اين حديث مىخوانيم كه ابو حمزه مىگويد از امام سجاد (ع) پرسيدم يوسف چه موقع آن خواب را ديد؟ امام فرمود:" در همان شب" «2».از اين حديث به خوبى استفاده مىشود كه يك لغزش كوچك و يا صريحتر يك" ترك اولى" كه گناه و معصيتى هم محسوب نمىشد، (چرا كه حال آن سائل بر يعقوب روشن نبود) از پيامبران و اولياى حق چه بسا سبب مىشود كه خداوند، گوشمالى دردناكى به آنها بدهد، و اين نيست مگر به خاطر اينكه مقام والاى آنان ايجاب مىكند، كه همواره مراقب كوچكترين گفتار و رفتار خود باشند، چرا كه حسنات الأبرار سيئات المقربين (كارهايى كه براى بعضى از نيكان" حسنه" محسوب مىشود براى مقربان درگاه خداوند" سيئه" است).جايى كه يعقوب آن همه درد و رنج به خاطر بىخبر ماندن از درد دل يك سائل بكشد بايد فكر كرد، كه جامعهاى كه در آن گروهى سير و گروه زيادترى گرسنه باشند چگونه ممكن است مشمول خشم و غضب پروردگار نشوند و چگونه خداوند آنها را مجازات نكند.