تفسیر نمونه جلد 9
لطفا منتظر باشید ...
عظيم و وحشتناكى مىداد.باران شروع شد، سريع و سريعتر شد، قطرهها درشت و درشتر شد و همانگونه كه قرآن در آيه 11 سوره قمر مىگويد گويى تمام درهاى آسمان گشوده شده و اقيانوسى از آب از لابلاى ابرها فرو مىريزد از سوى ديگر سطح آب زير زمينى آن قدر بالا آمد كه از هر گوشهاى چشمه خروشانى جوشيدن گرفت.و به اين ترتيب آبهاى زمين و آسمان بهم پيوستند و دست بدست هم دادند و بر سطح زمينها، كوهها، دشتها، درهها جارى شدند و بزودى سطح زمين به صورت اقيانوسى در آمد. وزش بادها امواج كوه پيكرى روى اين اقيانوس ترسيم مىكرد و اين امواج از سر و دوش هم بالا مىرفتند و روى يكديگر مىغلطيدند." و كشتى نوح با سرنشينانش سينه امواج كوه پيكر را مىشكافت و هم چنان پيش مىرفت" (وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ)." نوح فرزندش را كه در كنارى جدا از پدر قرار گرفته بود مخاطب ساخت و فرياد زد فرزندم! با ما سوار شو و با كافران مباش" كه فنا و نابودى دامنت را خواهد گرفت (وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ) نوح اين پيامبر بزرگ نه تنها به عنوان يك پدر، بلكه به عنوان يك مربى خستگى ناپذير و پراميد، حتى در آخرين لحظه دست از وظيفه خود بر نداشت به اين اميد كه سخنش در قلب سخت فرزند اثر كند.اما متاسفانه تاثير همنشين بد بيش از آن بود كه گفتار اين پدر دلسوز تاثير مطلوب خود را ببخشد:لذا اين فرزند لجوج و كوتاه فكر به گمان اينكه با خشم خدا مىتوان به مبارزه برخاست،" فرياد زد پدر براى من جوش نزن، بزودى به كوهى پناه ميبرم