عقل قبل از شرع ما را امر به پيروى از علم و يقين ميكند. وَ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ(259) «و نبايد پيروى كنى از چيزى كه بدان علم ندارى!» حقيقتى است فطرى وجدانى، و عقلى تفكيرى، و ايمانى شرعى كه چون خورشيد درخشان، طبقات ظلمت را پاره كرده و از حجابهاى پندار و اوهام و حدس و گمان گذشته و بر آسمان نيلگون عقل و انديشه بشرى، يكهزار و چهارصد سال است كه راهگشا و رهنما و دليل قاطع و سند زنده و شاهد صدق بر حقّانيّت قرآن است.حجّيّت عقل قبل از حجّيّت شرع است، زيرا شرع با عقل ثابت ميشود؛ شخص ديوانه تكليف ندارد.اگر حكم عقلى بر لزوم متابعت پيغمبر و امام نباشد، از كجا حجّيّت گفتارشان ثابت ميشود؟!حجّيّت شرع با شرع مستلزم دور است و يا تسلسل. اگر عقل نباشد از كجا رسول الله را از مُسَيلمه كذّاب، و يا پيغمبر الهى را از مدّعى نبوّت ميتوان تشخيص و تميز داد؟!عقل حكم چراغى را دارد كه در پرتو آن انسان همة چيزها را ميبيند، و همة مجهولات براى او حلّ ميشود؛ و از جمله آنها لزوم پيروى از كتاب آسمانى و پيامبر و امام بحقّ است. پس متابعت از امام بواسطه عقل است.