تنبيه سوّم: دو قاعدة ملازمة بين أحكام عقليّه و شرعيّه، در أحكام فطرى نيز صادقاند
تنبيه سوّم: از دو قاعده ملازمه، در علم اصول فقه بحث ميكنند:اوّل: كُلُّ ما حَكَمَ بِهِ الشَّرْعُ حَكَمَ بِهِ الْعَقْل «هر چيزى را كه شرع درباره آن حكمى داشته باشد، عقل نيز همان حكم را دارد».دوّم: عكس آن: كُلُّ ما حَكَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَكَمَ بِهِ الشَّرْع «هر چه را كه عقل بدان حكم كند، شرع نيز همان حكم را ميكند».آيا اين دو قاعده و يا يكى از آنها بطور كلّى و عموم صحيحست، و يا نه؛ اين ملازمه تمام نيست؟!از آنچه را كه در تطبيق حكم فطرت با حكم عقلى انسانى و حكم شرعى بيان داشتيم، جواب اين مسأله را ميتوان بدست آورد. و آن اينست كه:اگر مراد از كلمه عقل در اين دو قاعده، همين عقلهاى نظرى و مردمى باشد كه عامّه بشر دارند، و با آن ترتيب امور منزل و اجتماع و تنظيم مدنيّت خود را ميدهند، هيچكدام از دو ملازمه بطور كلّى صحيح نيست.زيرا در بسيارى از موارد ميبينيم كه عقلاء حكمى را دارند كه شرع بر خلاف آنرا آورده است؛ مثل معاملات ربويّه و اصول مسائل بانكدارى، و مثل تلقيح و آبستن كردن بوسيله آمپول نطفه أجنبى را در رحم زنى كه در نكاح او نيست، و مثل پسرخواندگى كه طفل اجنبى را در منزل خود ميآورند و شناسنامه براى او صادر ميكنند و با او معامله و رفتار فرزند را به تمام مراتب مينمايند، و امثال اين امور كه بسيار است و شرع در اين موارد بكلّى نظر مخالف دارد.و اگر مراد از كلمه عقل همان عقل انسانى واقعى و حقيقى باشد كه در انبياء و ائمّه موجود است كه با عنايت به جنبة ملكوتى و علويانسان، نه با ملاحظات حيوانى وى ملحوظ گرديده است كه: الْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ. (323)«عقل چيزى است كه با آن خداوند رحمن پرستيده ميشود، و بواسطه آن ميتوان بهشت را بدست آورد.»در اينصورت هر دو قاعده و هر دو ملازمه صحيح است.زيرا هيچ حكم عقلى فطرى نيست مگر آنكه بر طبق آن حكمى است شرعي؛ و بالعكس. و اينست معناى دين اسلام كه دين فطرت است؛ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا. (324)