دين و شريعت حقّه إلهيّه از جانب خداست، و داراى أصالت و واقعيّت است، و تحقيقاً تعبّديّات آن هزار برابر اوامر و منهيّات بديهيّه آنست. و معناى دين غير از اين چيزى نيست كه: از جانب علم مطلق بر انسان و بشرى كه علمش نسبى است و هر روز از درجه قابليّت رو به فعليّت ميرود، نازل شده است.در اينصورت بشر ابداً با تمام علوم و دانشهاى تجربى، از مكانيك و فيزيك و طبيعى، و انسان شناسى و جامعه شناسى، و زمين شناسى و گياهشناسى، و حيوان شناسى و زيست شناسى، و شيمى معدنى و شيمى آلى، و هيئت و غيرها ياراى آنرا ندارد كه بتواند دست به عالم ربوبى زند، و در اسرار خلقت و پنهانيهاى بيشمار كه گرداگرد او را احاطه كرده است محيط گردد؛ و تعبّد را از ميان بردارد. مگر آنكه بگوئيم: ما به علم مطلق دست يافتهايم؛ و اينهم نادرست است.تمام حكماء ديروز و دانشمندان امروز تا دم مرگ در تكاپويند، و در آنوقت اعتراف دارند كه: دستشان از دانش تهى است، و از اقيانوس اسرار و علوم بقدر قطرهاى هم دهانشان سيراب نشده است.اوّلين چيزى را كه علوم تجربى امروز انكار ميكند وجود فرشته است، وجود جنّ است. چون نرسيده اند انكار ميكنند. ميگويند: ما چيزى را كه نديدهايم، نميتوانيم باور كنيم.فردا همين علوم تجربى اگر موفّق شدند ملائكه و شياطين را ببينند آنوقت اقرار ميكنند.حكماى الهى و رِبّيّونِ مطّلع بر حقائق و اسرار و عارفان به حريم قدس و امان خداوندى، طبق آيات قرآن كه آورندهاش مطّلع بر غيب و پنهان، و ظاهر و آشكارا بوده است، از وجود فرشتگان و شكل و شمائل آنان و مأموريّت و وظيفه ايشان، و از وجود جماعت جنّ و اشكال و اصناف آنها، مانند آفتاب روشن براى ما بيانها دارند.ما مگر ديوانهايم اين حقائق را ناديده بگيريم آنوقت بگوئيم: چون علم جنّ شناسى هنوز در دانشگاههاى اروپا و آمريكا برقرار نشده است ما هم قبول نداريم؟!توغّل در دانشهاى مادّى بطوريكه مادّه را با تمام آثار و خواصّ شگفتانگيزش ازلى و ابدى بداند، و آنگاه انكار عالم عِلوى و فرشتگان و نور مطلق حضرت خالق عالم حكيم و شاعر و واحدى را كه در تحت نظر و اراده مستقيم و واحد خود عالم را بگرداند، جز مادّه پرستى چيزى نيست. فلاسفه مادّى داراى همين مكتب بوده اند.طبيعيّون سابق و مادّيّون امروز هم در برابر إلهيّون همين را ميگويند، يعنى مكتبشان همين را ميگفت و ميگويد.