علم به اصول دين و توحيد و معارف الهيّه موجب حيات نفس آدمى است، و علم به واجبات و مستحبّات اعمّ از عبادات و معاملات و ايقاعات و احكام و سياسات موجب عمل صحيح براى وصول انسان به معارف حقّه حقيقيّه است؛ و اين است كه براى هر بشرى ضرورى است.و امّا سائر اصناف علوم را نبايد علوم به شمار آورد، آنها فنونى هستند كه در روايت به آنها فضل، يعنى زيادى گفته شده است؛ نه فضيلت كه خود نيز بهرهاى از كمال را در بردارد.اين علمى است كه در قرآن كريم، آن را غايت خلقت هفت آسمان و هفت زمين، و تنزّل امر خداوندى در ميان آنها دانسته است:اللَهُ الَّذِى خَلَقَ سَبْعَ سَمَـوَ'تٍ وَ مِنَ الاْرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الاْمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّاللَهَ قَدْأَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا.(99)«خداست آنكه هفت آسمان را و از زمين به تعداد آنها آفريد، و امر او در ميان آسمانها و زمينها پيوسته در حال نزول است؛ تا شما بدانيد: حقّاً و تحقيقاً خدا بر هر چيزى تواناست، و علم او بر هر چيزى احاطه دارد.»و اين است همان علم نافعى كه أميرالمؤمنين عليه السّلام در خطبه همّام آن را از زمره صفات متّقيان بر ميشمرد:وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ. (100)بنابر آنچه گفته شد اين نتيجه بدست آمد كه: اشرف علوم، علم انسانسازى است.وَ قَدِ اتَّفَقَ الْعُلَمآءُ أنَّ شَرَفَ كُلِّ عِلْمٍ بِشَرَفِ الْمَعْلومِ. وَ كُلُّ عِلْمٍ يَكونُ مَعْلومُهُ أشْرَفَ الْمَعْلوماتِ يَكونُ ذَلِكَ الْعِلْمُ أشْرَفَ الْعُلوم.فَأشْرَفُ الْعُلومِ الْعِلْمُ الاْءلَهِى لاِنَّهُ مَعْلومُهُ وَ هُوَ اللَهُ أشْرَفُ الْمَوْجودات. (101)