ملائكه واسطة بين خداوند و مخلوقات هستند در بدء و عود - نگرشی بر مقاله بسط و قبض تئوریک شریعت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نگرشی بر مقاله بسط و قبض تئوریک شریعت - نسخه متنی

سیدمحمدحسین حسینی طهرانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بسم الله الرحمن الرحيم

کتاب نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت / قسمت نهم / وظائف ملائکه، تمثّل فرشتگان، حجيت عقل، علم و دين

ملائكه واسطة بين خداوند و مخلوقات هستند در بدء و عود

در اينجا نيز حضرت آية الله علاّمه در ذيل تفسير اين آيات، گفتارى به عنوان كَلامٌ فى أنَّ الْمَلَئِكَةَ وَسآئِطُ فى التَّدْبير دارند، و ما آن را در اينجا ذكر مينمائيم:

«آنچه از قرآن كريم بدست ميآيد آنست كه: ملائكه واسطه هائى ميباشند ميان خداوند متعال و ميان اشياء، هم در ناحيه ابتداى خلقت آنها و هم در ناحيه بازگشتشان به سوى حقّ تعالى. و به عبارت ديگر ملائكه اسبابى هستند براى حوادث بر فراز علل و اسباب مادّيّه در عالم مشهود، پيش از مرگ و انتقال به عالم و نشأه ديگر، و پس از مرگ و انتقال از اين نشأه.

امّا در وقت عود و بازگشت، يعنى در حالت ظهور آيات و علائم مرگ و قبض روح و سؤال و ثواب قبر و عذاب قبر و ميراندن جميع را به دميدن در صور و پس از آن زنده كردن و حيات بخشيدن آنها را به نفخ صور مجدّد و حشر و دادن نامه اعمال و قرار دادن ميزان عمل و حساب و رهسپار شدن به سوى بهشت و دوزخ، وساطت و دخالت فرشتگان در تمام اين حالات از گفتار ما بينياز است.

زيرا آيات دالّه بر اين مطلب بسيار است و نيازى به ذكرشان نيست، و احاديث وارده از رسول اكرم و ائمّه اهل بيت عليهم السّلام فوق حدّ إحصاء است.

و همچنين وساطتشان در مرحله تشريع احكام از نازل نمودن وحى، و دفع كردن شياطين از مداخله در امر وحى، و تسديد و تقويت پيامبر، و تأييد مؤمنين و تطهيرشان را به استغفار، نيز محلّ بحث نيست.

امّا بر وساطتشان در تدبير امور اين عالم، اطلاق آيات وارده در بَدو سوره نازعات: وَ النَّـزِعَـتِ غَرْقًا * وَ النَّـشِطَـتِ نَشْطًا * وَ السَّـبِحَـتِ سَبْحًا * فَالسّـبِقَـتِ سَبْقًا * فَالْمُدَبِّرَ'تِ أَمْرًا با همان بيانى كه گذشت، دلالت دارند.

و همچنين گفتار خداوند تعالى: جَاعِلِ الْمَلَـئِكَةِ رُسُلاً أُولِى أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَ ثُلَـثَ وَ رُبَـعَ كه در سوره فاطر آمده است دليل بر آنست؛ زيرا بنابر تفسيرى كه از آن شد، ظاهر اطلاق آيه دلالت دارد بر آنكه آنها خلق شده اند به جهت آنكه ميان خدا و خلقش واسطه باشند؛ و نازل شده اند به جهت انفاذ امر خدا كه از آيه:

بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ * لاَ يَسْبِقُونَهُو بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ (آيه 26 و آيه 27، از سوره أنبياء)

«بلكه ملائكه بندگان گرانقدر و گرامى خدا هستند كه از فرمان خدا پيشى نميگيرند، و ايشان به امر او عمل ميكنند.» كه در وصف ايشان است، استفاده ميشود.

و نيز از آيه: يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ (آيه 0 5، از سوره نحل)

«از پروردگارشان كه بر بالاى آنهاست ميترسند؛ و آنچه را كه بدان امر شده اند بجا ميآورند.»

و در آوردن لفظ جَناح براى آنها كه به معناى بال است اشاره اى بدين حقيقت است.

و بنابراين، ملائكه شغلى و وظيفه اى ندارند مگر عنوان وساطت بين خدا و مخلوقاتش، به آنكه امرش را در ميانشان جارى سازند. و اين بر سبيل اتّفاق نيست كه گاهى خداوند امر خود را به دست آنها اجرا كند و گاهى به دست غير آنها؛ زيرا در سنّت الهيّه تخلّف و اختلافى نيست.

إِنَّ رَبِّى عَلَى صِرَ'طٍ مُّسْتَقِيمٍ. (آيه 56، از سوره هود)

«تحقيقاً پروردگار من بر صراط مستقيم است.»

فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَهِ تَبْدِيلا وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَهِ تَحْوِيلاً. (آيه 43، از سوره فاطر)

«بنابراين، هيچگاه در سنّت خدا تبديل و تغييرى را نمييابي؛ و هيچگاه در سنّت خدا تحويل و جابجاشدن و دگرگونى را نمييابى!»

و از كيفيّات وساطتشان اينست كه: بعضى از آنها در مقامى رفيعتر و منزلهاى عاليتر از بعضى دگر باشند، و آن فرشته بالا به فرشته پائين چيزى از تدبيرات را امر كند. زيرا در حقيقت اين وساطتى است از فرشته متبوع، ميان خدا و ميان فرشته تابع او در ايصال امر خداوند تعالي؛ مثل وساطت ملكالموت در امر به بعضى از اعوانش به قبض روح بعضى از ارواح. و اين واقعيّت را خداوند از ملائكة خود حكايت مينمايد:

وَ مَا مِنَّآ إِلاَّ لَهُو مَقَامٌ مَّعْلُومٌ. (آيه 164، از سوره صافّات)

«هيچكدام از ما نيستند مگر آنكه مقام معلومى را حائزند.»

و ميفرمايد: مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ. (آيه 21، از سوره تكوير)

«رسول اعظم وحى، در آن مقام قدس، مطاع و فرمانده است و در آنجا امين است.»

و ميفرمايد: حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ. (آيه 23، از سوره سبأ)

«تا زمانيكه ترس از دلهايشان برداشته شود، به فرشتگان ميگويند: پروردگار شما چه گفت؟! آنها پاسخ ميدهند: حقّ!»

/ 217