وَ أَنَّا مِنَّا الصَّـلِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذَ'لِكَ كُنَّا طَرَآئِقَ قِدَدًا * وَ أَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّننُّعْجِزَ اللَهَ فِى الاْرْضِ وَ لَن نُّعْجِزَهُو هَرَبًا * وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى ءَامَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلاَ يَخَافُ بَخْسًا وَ لاَ رَهَقًا. (182)«و از ما جماعتى هستند كه بطور صلاح و راستى و درستى زيست مينمايند، و نيز جماعتى هستند كه غير از اين ميباشند؛ و ما در نفوس خودمان به طرق و راههاى متفاوت، منشعب گشتهايم. و ما چنين دانستهايم كه: در روى زمين نميتوانيم از قهر و سطوت و قدرت خداوند پيشى بگيريم؛ و نميتوانيم از گريزگاهى فرار را انتخاب نموده و از دست او به در رويم. و ما زمانيكه گفتار هدايت و آيه دالّه بر دلالت و راهنمائى را شنيديم، بدان ايمان آورديم؛ پس هر كس به پروردگارش ايمان بياورد، از هيچ كمى و نقصانى و از هيچ طغيان و احاطه عذاب و دردى نميهراسد.»وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقَـسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَـئكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا * وَ أَمَّا الْقَـسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا * وَ أَلَّوِاسْتَقَـمُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لاَسْقَيْنَـهُم مَّآءً غَدَقًا * لِّنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ مَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا. (183)«و از ما جماعتى هستند كه اسلام آورده اند و در پى آزار و اذيّت كسى نيستند، و نيز جماعتى هستند كه كافر و ستمگرند؛ بنابراين افرادى كه اسلام را برگزيده اند و در راهِ سِلم و سلامت روان شده، از آزار و ايذاء به ديگران خوددارى ميكنند، ايشان راهِ رشد و ارتقاء را دريافته اند و به سوى آن شتاب دارند. و امّا كافران و ستمگران از ما به جهنّم ميروند، و هيزم آتش افروز دوزخ ميباشند.و اينكه اگر بر راه و روش اسلام و مسالمت پايدار بودند، هر آينه ما از آب فراوان و رزق واسع آنها را سيراب مينموديم. براى آنكه با آن نعمت و آب فراوان آنان را آزمايش و امتحان نمائيم. و كسى كه از ياد پروردگارش اعراض كند و از ذكر او سر بپيچد، او را به عذابى غير قابل تحمّل و سخت و از پا در آورنده وارد ميكند.»وَ أَنَّ الْمَسَـجِدَ لِلَّهِ فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللَهِ أَحَدًا * وَ أَنَّهُ و لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا. (184)«و اينكه محلّها و مواضع سجده اختصاص به خدا دارد؛ بنابراين نبايد با خدا كسى ديگر را در خواندن ضميمه نمود و شريك در دعا و پرستش و سجود قرار داد. و اينكه هنگامى كه بنده خدا محمّد مصطفى برخاست تا خدا را بخواند و در مسجد الحرام به نماز ايستد، آنقدر مشركين در اطراف او جمع شدند و براى مزاحمت هجوم آوردند كه نزديك بود همه با هم بر سر او فروريزند.»