محرّمات و تروك احرام - مناسک حج نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مناسک حج - نسخه متنی

ی‍وس‍ف‌ ص‍ان‍ع‍ی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

محرّمات و تروك احرام

بيست و چهار چيز است كه شخص مُحرم بايد از آنها اجتناب كند، كه در صورت ارتكاب آنها در بعضى موارد موجب اعاده عمره يا حج، و ارتكاب بسيارى از آنها موجب كفّاره مى شود كه عبارت اند از:

1. شكار حيوان صحرايى كه وحشى باشد (مسئله 251 )در حال احرام شكار كردن حيوان وحشى صحرايى و كمك كردن به صياد در صيد آن، حرام است، چه صياد در حال احرام باشد يا نباشد.

(مسئله 252 )خوردن گوشت شكار بر محرم حرام است، چه خودش شكار كند يا ديگرى، شكار كننده در حال احرام باشد يا نباشد، شكار از حرم يا از خارج حرم باشد.

(مسئله 253 )ذبح و خوردن گوشت حيوانات اهلى مانند مرغ خانگى، گوسفند، گاو و شتر در حال احرام مانعى ندارد.

(مسئله 254 )پرندگان، جزء شكار صحرايى هستند و شكار آنها بر محرم حرام است و ملخ نيز در حكم شكار صحرايى است.

(مسئله 255 )جايز نيست محرم، حيوانات صحرايى وحشى را شكار كند، و يا اذيت نمايد، مگر اينكه از آنان وحشت كند و بر خود بترسد، كه در اين صورت كشتن آنها مانعى ندارد.

(مسئله 256 )احتياط واجب آن است كه زنبور را اگر قصد اذيّت او را نداشته باشد نكشد، امّا كشتن مارمولك و از اين قبيل جانوران، اشكالى ندارد.

(س 257 )كشتن ملخ در حال احرام چطور است؟ ج ـ كشتن ملخ حرام، بلكه مواظبت نمودن آنكه زير دست و پا كشته نشود واجب است، و در صورت عدم مراقبت و كشته شدن ملخ، احتياط مستحب است كه 50 گرم طعام كه تقريباً يك كف مى شود صدقه بدهد.

(س 258 )كشتن مگس و مورچه در حال احرام چه حكمى دارد؟ ج ـ حرام است، مگر آنكه موجب اذيّت و آزار باشند، كه براى جلوگيرى از اذيّت به قدر حاجت و ضرورت مانعى ندارد.

(مسئله 259 ) مسائل و فروع صيد و كفّاره هر يك از آنها بسيار زياد مى باشد و چون براى حجاج كمتر مورد نياز است، لذا از تفصيل و بيان آنها صرفنظر مى كنيم.

2. آميزش و كامجويى جنسى (مسئله 260 ) از محرمات احرام نزديكى كردن با زن است، و در حرام بودن آن فرقى بين احرام عمره تمتّع و عمره مفرده و اقسام حج نيست. پس در عمره تمتّع پس از تقصير، و در احرام حج و عمره مفرده پس از طواف نساء زن بر او حلال مى شود، همچنين است حكم زن نسبت به حلال شدن شوهر بر او.

(مسئله 261 )اگر كسى در احرام عمره تمتّع از روى علم و عمد با زن نزديكى كند، دو صورت دارد، صورت اول: اگر پس از فراغت از سعى آميزش كرده است، عمره اش باطل نمى شود، ليكن موجب كفّاره است، و كفّاره آن يك شتر است چه فقير باشد و چه غنى; صورت دوم: اگر پيش از سعى آميزش كرده است، احتياط مستحب آن است كه عمره را تمام كند و آن را دو مرتبه به جا آورد، و اگر وقت تنگ است و نمى تواند دو مرتبه عمره را به جا آورد، بايد حج اِفراد به جا آورد و بعد از آن عمره مفرده به جا آورد; و همچنين احتياط آن است كه سال ديگر حج را اعاده كند، و كفّاره اين صورت مثل صورت قبل است.

(مسئله 262 )اگر محرم در احرام حجِ تمتّع، اين عمل «آميزش» را از روى علم و عمد انجام دهد، دو صورت دارد، صورت اول: اگر قبل از وقوف در عرفات بوده، حج او مسلماً فاسد و باطل شده است; صورت دوم: اگر بعد از وقوف به عرفات و قبل از وقوف به مشعرالحرام بوده است، حجِ او بنا بر اقوى، فاسد است، و در هر دو صورت، حج را تمام كند و در سال بعد به جا آورد، و كفّاره آن يك شتر است، ولى در صورت جهل، حجِ او صحيح است و كفّاره ندارد.

(مسئله 263 ) در مسائل آميزش فرقى نيست بين اينكه نزديكى در قُبُل باشد يا دُبُر، بلكه لواط با مرد نيز همين حكم را دارد.

(مسئله 264 )جايز نيست شخص محرم زن خود را و همچنين زن اجنبيّه را از روى شهوت ببوسد و اگر زنى را از روى شهوت ببوسد، كفّاره آن يك شتر است، و اگر بدون شهوت ببوسد، كفاره آن يك گوسفند است، و احتياط مستحب آن است كه يك شتر كفّاره بدهد.

(مسئله 265 )كسى كه از احرام در آمده است اگر همسر خود را ـ كه در حال احرام است ـ ببوسد، مانعى ندارد، و بر زن هم اگر از خود اختيارى نداشته باشد چيزى نيست، والاّ بر او هم حرام است و بايد كفّاره بدهد و كفّاره اش مثل كفّاره مرد است كه در مسئله قبل بيان شد.

(مسئله 266 )دست گرفتن يا بوسيدن مادر و خواهر از محارم كه از روى محبت و مهربانى اوست، حكم بوسيدن رحم را دارد و مانعى ندارد و جايز است.

(مسئله 267 )شوهر پس از مُحِلّ شدن مى تواند زوجه محرم خود را از روى كامجويى دست بزند، ولى اگر زن نيز لذّت مى برد، نبايد حاضر شود.

(مسئله 268 )اگر محرم عمداً به غير زن خود نگاه كند و انزالش شود، مرتكب حرام شده و احوط آن است كه اگر مى تواند يك شتر كفّاره بدهد، و اگر نمى تواند يك گاو، و اگر آن را هم نمى تواند، يك گوسفند كفّاره بدهد.

(مسئله 269 )اگر مرد مُحرم به زن خود و يا زن مُحرم به شوهرش از روى شهوت نگاه كند، حرام است. و نسبت به مرد، اگر منى از او خارج شد، مشهور آن است كه يك شتر كفّاره دارد، ولى اگر از روى شهوت نباشد، كفّاره ندارد.

(مسئله 270 )جايز است مرد و زن مُحرم، بدن همديگر را بدون شهوت لمس كنند يا مثلاً همديگر را براى سوار شدن يا پياده شدن كمك كنند، ولى لمس بدن همديگر يا بازى با هم اگر از روى شهوت باشد، جايز نيست و حرام مى باشد.

3. عقد ازدواج و گواه شدن بر عقد ازدواج (مسئله 271 )بر محرم جايز نيست در حال احرام براى خود زن بگيرد يا زنى را براى ديگرى عقد نمايد، چه عقد دايم باشد يا مُتعه، و شخص ديگر، در حال احرام باشد يا نباشد، در تمام اين صُوَر عقد باطل است.

(مسئله 272 )بر محرم جايز نيست به عنوان شاهد و گواه در مجلس عقدِ ازدواج حاضر شود، هر چند آن عقد براى غيرمُحرم باشد.

(مسئله 273 )احتياط آن است كه شهادت ننمايد بر عقد، اگر چه قبل از احرام شاهد عقد بوده، گرچه جواز خالى از قوّت نيست.

(مسئله 274 )اَقوى آن است كه خواستگارى كردن در حال احرام جايز است، و احتياط مستحب در ترك آن است.

(مسئله 275 )رجوع كردن مُحرم به زنى كه او را طلاق رجعى داده است، مانعى ندارد.

(مسئله 276 )اگر محرم زنى را در حال احرام براى خود عقد كند، با علم به مسئله (جايز نبودن)، آن زن بر او حرام دايمى مى شود.

(مسئله 277 )اگر محرم زنى را با جهل به مسئله براى خود عقد كند، عقدى كه كرده، باطل است، ليكن حرام دايمى نمى شود، ولى احتياط مستحب آن است كه آن زن را نگيرد، خصوصاً اگر با او نزديكى كرده باشد.

(مسئله 278 )اگر كسى زنى را براى مُحرمى عقد كند و مُحرم با آن زن آميزش كند، پس اگر هر سه عالمِ به حكم باشند، بر هر يك از آنها يك شتر كفّاره است، و اگر دخول نكند، كفّاره ندارد، و در اين حكم فرقى نيست بين آنكه زن و عاقد مُحلّ باشند يا مُحرم، و اگر بعضى از آنها حكم را مى دانند و بعضى نمى دانند، بر آنكه مى داند، كفّاره است.

4. استمنا يعنى انجام كارى كه موجب خروج منى از انسان شود، خواه به دست باشد يا غير آن. پس اگر منى خارج شود، كفّاره آن يك شتر است.

(مسئله 279 )احتياط واجب آن است كه در جايى كه جماع موجب بطلان است، استمنا نيز، به نحوى كه در جماع گفته شد سبب بطلان مى باشد.

5. استعمال بوى خوش (مسئله 280 )استعمال چيزهاى خوشبو مانند مشگ و زعفران و عود و كافور و عنبر، بلكه مطلق عطر از هر قسم كه باشد، حرام است، به خوردن باشد يا بوييدن يا ماليدن به بدن يا لباس، بنابراين، هر نوع استفاده از بوى خوش، حرام است.

(مسئله 281 )پوشيدن لباسى كه از قبل اثرى از بوى خوش در آن مانده باشد، براى مُحرم حرام است.

(مسئله 282 )همراه داشتن شيشه عطر و ظرفى كه بوى خوشى در آن است اگر موجب هيچ نحو از استعمال بوى خوشى كه در مسئله قبلى بيان شد نباشد، مانعى ندارد و حرام نيست.

(مسئله 283 )اگر محرم به پوشيدن لباس يا خوردن غذايى كه بوى خوش مى دهد اضطرار پيدا كند، بايد جلوى بينى خود را بگيرد كه بوى خوش به آن نرسد.

(مسئله 284 )از گلها يا سبزيهايى كه بوى خوش دارند، بايد اجتناب كند، مگر بعضى از انواع آن كه صحرايى است، مثل «بُو مادَران» و «دِرْمَنِه» و «خَزامى»، كه مى گويند از خوشبوترين گلهاست; و احتياط مستحب آن است كه از خوردن و استعمال دارچين و زنجبيل و هِل و امثال آنها نيز اجتناب كند، اگر چه حرام نبودن آنها اقوى است.

(مسئله 285 ) از ميوه هاى خوشبو از قبيل سيب، بِه و پرتغال اجتناب لازم نيست، و خوردن آنها و بوييدن آنها مانع ندارد، ليكن احتياط آن است كه از بوييدن آنها حتى در حال خوردن اجتناب كند.

(مسئله 286 ) استفاده كردن از صابون و بعضى از شامپوهاى خوشبو و معطّر و خمير دندان كه داراى بوى خوش مى باشند، بايد اجتناب نمود و استفاده از آنها براى مُحرم حرام است، آرى، اگر بوى خوش آنها بسيار ناچيز باشد كه نگويند بوى خوش دارد، استفاده از آنها مانعى ندارد.

(مسئله 287 )اگر بدن يا لباس محرم به چيزهاى خوشبو آلوده شود، بايد بوى خوش را از آن، به از بين بردن با دست يا به شستن بر طرف نمايد، يا لباس احرام را عوض كند.

(مسئله 288 )اقوى براى محرم حرمتِ گرفتن بينى از بوى بد است، ولى تند رفتن براى رهايى از بوى بد، مانعى ندارد.

(مسئله 289 )خريد و فروش عطريّات در حال احرام اشكال ندارد، ليكن نبايد آنها را براى امتحان بُو كند يا از آنها استفاده نمايد چون حرام است.

(مسئله 290 )مشهور آن است كه استفاده از خَلوق كعبه (آن چيزى كه كعبه را به آن خوشبو مى كنند)، و همچنين از عطرى كه كعبه را خوشبو مى كنند گرچه خلوق نباشد، حرام نيست، و عدم وجوب اجتناب بعيد نيست.

(مسئله 291 )اگر محرم بوى خوش را مكرّر در يك جلسه، مورد استفاده قرار دهد بعيد نيست يك گوسفند به عنوان كفّاره كفايت كند، ليكن احتياط مستحب در تعدّد كفّاره است، و اگر در چند نوبت مورد استفاده قرار دهد، احتياط واجب در تعدّد كفّاره است، و اگر بعد از استفاده كفّاره داد و دوباره استفاده نمود، واجب است كه دوباره كفّاره بدهد.

(مسئله 292 )بنا بر اقوى، كفّاره استفاده از بوى خوش، يك گوسفند است.

(مسئله 293 )كسى كه براى حج احرام بسته است، اگر پيش از تمام كردن سعى بين صفا و مروه بميرد، نبايد او را با آب كافور غسل دهند، و بايد به جاى آن با آب خالص غسلش دهند، همچنين نبايد او را با كافور حنوط[37] كنند، همچنين است حكم محرم به احرام عمره اگر پيش از تقصير فوت كند.

6. سرمه كشيدن (مسئله 294 )بر محرم حرام است سرمه كشيدن به سرمه سياهى كه معمولاً براى زينت استعمال مى شود، هر چند قصد زينت نكند; و احتياط واجب اجتناب از مطلق سرمه اى است كه در آن زينت باشد، بلكه اگر بوى خوش داشته باشد، گرچه زينت هم نباشد از باب استفاده از بوى خوش بنا بر اقوى حرام است.

(مسئله 295 )حرام بودن سرمه كشيدن، به زن اختصاص ندارد و براى مرد نيز حرام است.

(مسئله 296 )اگر براى معالجه چشم ناچار باشند سرمه بكشند، جايز است از سرمه هايى كه در آنها چيزهاى خوشبو به كار نرفته است، استفاده نمايند.

(مسئله 297 )سرمه كشيدن گرچه حرام است امّا در آن كفّاره نيست، ولى اگر در سرمه چيزهاى خوشبو به كار رفته باشد، كفّاره به جهت بوى خوشش واجب و لازم است، على الاقوى.

7. نگاه كردن در آينه (مسئله 298 )نگاه كردن در آينه، براى زينت كردن بر مرد و زن در حال احرام، حرام است.

(مسئله 299 )نگاه كردن محرم به اجسام صاف و صيقل داده شده كه عكس انسان در آن پيداست و نگاه كردن در آب صاف اشكال ندارد، مگر آنكه براى زينت باشد، كه حرمت آن خالى از وجه نيست.

(مسئله 300 )عينك زدن محرم، اگر براى زينت نباشد اشكال ندارد، ولى اگر به قصد زينت باشد، جايز نيست.

(مسئله 301 )اگر در اتاقى كه ساكن است آينه باشد و بداند كه گاهى چشم او سهواً به آينه مى افتد، اشكال ندارد، ليكن احتياط مستحب آن است كه آن را بردارد يا چيزى روى آن بيندازد.

(مسئله 302 ) نگاه كردن در آينه اگر به قصد زينت نباشد احتياط مستحب در ترك آن است، و در موارد ضرورت مانند علاج درد و يا نگاه كردن راننده هنگام رانندگى اشكال ندارد و حرام نيست.

(مسئله 303 )نگاه كردن به دوربين عكاسى در حال عكس گرفتن در حال احرام جايز است; چون معلوم نيست كه به آينه نگاه مى كند، بلكه اگر معلوم هم باشد، چون به قصد زينت نيست، جايز است.

(مسئله 304 )نگاه كردن در آينه براى زينت گرچه حرام است امّا كفّاره ندارد، ليكن مستحب است پس از نگاه كردن در آينه تلبيه بگويد.

8. فُسوق (مسئله 305 )فسوق از محرّمات شمرده شده، ولى حرمت آن در حال احرام شديدتراست و فسوق فقط دروغ گفتن نيست; بلكه در اخبار وارده فحش دادن و فخر به ديگران كردن نيز فسوق است. و براى فسوق كفّاره نيست، فقط فرد بايد استغفار كند، و مستحبّ است چيزى كفّاره بدهد و اگر گاو ذبح كند، بهتر است.

9. جدال (مسئله 306 )جدال كه همراه قسم خوردن به كلمه «لا واللّه» يا «بلى واللّه» باشد، در حال احرام حرام است، خواه قسم راست باشد يا دروغ، و فرقى نمى كند محرم مرد باشد يا زن.

(مسئله 307 )گفتن كلمه «لا» و كلمه «بلى» و ساير لغات مرادف آنها مثل «نه» و «آرى»، دخالتى در جدال ندارد، بلكه قسم خوردن در مقام اثبات مطلب يا ردّ غير، جدال است.

(مسئله 308 )قسم اگر به لفظ «اللّه» باشد يا مرادف آن مثل «خدا» در زبان فارسى، جدال است; و امّا قسم به غير خدا، به هر كس كه باشد، ملحق به جدال نيست و از محرّمات احرام نيست.

(مسئله 309 )احتياط واجب، الحاق ساير اسماءالله به لفظ جلاله است، پس اگر كسى به رحمان و رحيم و خالق سموات و ارض قسم بخورد، جدال محسوب مى شود.

(مسئله 310 )شخص در مقام ضرورت، براى اثبات حقّى يا دفع باطلى جايز است به لفظ جلاله و غير آن قسم بخورد.

(مسئله 311 )اگركسى در جدال راستگو باشد، در قَسَم اول و دوم چيزى بر او نيست مگر استغفار، و در قَسَم سوم بايد كفّاره بدهد، و كفّاره آن يك گوسفند است.

(مسئله 312 )اگر جدال كننده سه بار پشت سرهم قَسَم راست بخورد، بايد يك گوسفند كفّاره بدهد، و در صورتى كه قسمهاى پشت سر هم او بيش از سه بار باشد، كفّاره تكرار نمى شود.

(مسئله 313 )اگر در جدال و قسم دروغگو باشد، احتياط واجب آن است كه در قَسَم اول يك گوسفند كفّاره بدهد و در قَسَم دوم يك گاو و در قَسَم سوم يك شتر، بلكه خالى از قوّت نيست. و اگر به دروغ ده مرتبه يا بيشتر جدال كند، كفّاره آن يك شتر است، ظاهراً، مگر آنكه پس از سه مرتبه يا زيادتر، كفّاره را ذبح كند، كه در اين صورت، كفّاره در دفعه اول گوسفند، در دفعه دوم گاو و در دفعه سوم شتر است.

(مسئله 314 )اگر در جدال به دروغ در دفعه اول يك گوسفند كفّاره ذبح كند، بعيد نيست كه اگر بعد از آن به دورغ، جدال كند كفّاره آن يك گوسفند باشد نه گاو.

(مسئله 315 )اگر در جدال به دروغ، دو مرتبه جدال كند و يك گاو ذبح بكند و بعد يك مرتبه ديگر به دروغ، جدال كند، ظاهراً يك گوسفند كفّاره است، و اگر بعد از ذبح گاو دو بار دروغ گفت و جدال كرد، ظاهراً يك گاو كفّاره آن است.

10. كشتن حشرات ساكن در بدن (مسئله 316 )بر محرم جايز نيست شپش و يا كك و يا كنه كه از عرق و چرك بدن انسان به وجود مى آيد، با دست يا سمّ يا به وسيله اى ديگر آن را بكشد و يا از بدن و يا لباس خود آن را جدا كند و يا آن را در بدن خود جا به جا كند، مگر آن را به جايى كه امن تر باشد، منتقل كند; و همچنين اين حكم بنا بر احتياط واجب در حيواناتى كه از عرق و چرك بدن انسان به وجود نمى آيند ولى در بدن و لباس انسان وجود دارند جارى است.

(مسئله 317 )بعيد نيست كه در كشتن يا انتقال دادن كفّاره نباشد گرچه حرام است، ليكن بنا بر احتياط مستحب يك مشت از طعام به فقير صدقه بدهد.

11. انگشتر به دست كردن به قصد زينت (مسئله 318 )بر مُحرم حرام است به قصد زينت انگشتر به دست كند، ولى اگر به قصد عمل به استحباب باشد يا براى شمردن شوطهاى طواف و يا براى استفاده از خواصّ نگين باشد، در اين موارد مانعى ندارد.

(مسئله 319 )احتياط واجب آن است كه مُحرم براى زينت حنا و امثال آن را نبندد، بلكه اگر براى زينت باشد، گرچه قصد زينت نكند، احتياط در ترك است، بلكه حرمت آن در هر دو صورت خالى از وجه نيست.

(مسئله 320 )اگر قبل از احرام حنا يا امثال آن را ببندد، چه به قصد زينت باشد يا نباشد و چه اثرش تا زمان احرام بماند يا نماند، مرتكب حرام نشده، ولى احتياط مستحب در ترك است.

(مسئله 321 )انگشتر به دست كردن و حنا بستن، به قصد زينت كفّاره ندارد، گرچه حرام است.

12. روغن ماليدن به بدن (مسئله 322 )شخص محرم بنا بر اقوى نبايد در حال احرام بدن خود را روغن مالى كند، هر چند روغن بوى خوش نداشته باشد; ولى اگر از روى اضطرار يا براى معالجه باشد، مثل پمادهايى كه روى زخمها و تَرَك خوردگيها ماليده مى شود، مانعى ندارد، اين، در صورتى است كه بوى خوش نداشته باشد; و اگر در روغن بوى خوش باشد، كفّاره آن يك گوسفند است، اگرچه از روى اضطرار باشد.

(س 323 )ماليدن كرمهاى معطّر و غير معطّر آرايشى به دست و صورت در حال احرام چه حكمى دارد؟ ج ـ ماليدن هر نوع كرم به بدن در حكم ماليدن روغن به بدن است كه بر محرم حرام است، اگرچه بوى خوش در آن نباشد.

(مسئله 324 )جايز نيست شخص پيش از احرام، روغنى كه بوى خوش در آن است و اثرش تا وقت احرام باقى مى ماند، استعمال كند، ولى خوردن روغن در حال احرام اگر در آن بوى خوش مثل زعفران نباشد، مانعى ندارد.

13. ازاله مو از بدن خود يا ديگرى (مسئله 325 )بر محرم جايز نيست موى بدن خود يا ديگرى را ازاله كند، خواه شخص ديگر در حال احرام باشد يا نباشد; و در حرمتِ ازاله مو، ميان كم و زياد فرقى نيست، بلكه ازاله يك مو نيز حرام است، خواه ازاله به تراشيدن با تيغ باشد يا با ماشين برقى يا قيچى يا كندن يا با دارو يا غير اينها، مگر در دو مورد:

1. ازاله مو اگر از روى ضرورت باشد عيب ندارد، مثل اينكه وجود مو كه باعث زيادى شپش و يا سر درد گردد و يا مثل اينكه مو در پلك چشم روييده باشد و موجب ناراحتى او شود، و يا غير اينها از ضرورتها;

2. در وقت غسل يا وضو، در اثر دست كشيدن به صورت يا بدن، بدون قصد، مو از بدن جدا شود.

(مسئله 326 )كفّاره سر تراشيدن اگر به جهت ضرورت باشد، دوازده مدّ[38]طعام است كه بايد به شش مسكين بدهد، يا سه روز روزه بگيرد، يا يك گوسفند قربانى كند.

(مسئله 327 )اگر تراشيدن سر از روى ضرورت نباشد، احتياط واجب آن است كه يك گوسفند كفّاره بدهد، بلكه تعيّن گوسفند در اين صورت، بعيد نيست.

(مسئله 328 )اگر محرم از روى فراموشى يا ندانستن مسئله ازاله مويى كه بر او حرام بوده مثل آنكه سرِ خود يا ديگرى را بتراشد يا مويى از بدن خود يا ديـگرى را به نحوى از انحا برطرف كند، كفّاره ندارد و حرام هم مرتكب نشده چون حرمت محرّمات احرام از جاهل به مسئله و ناسى مرتفع است.

(س 329 )اگر غير مُحرم از محرم ازاله مو كند يا يكى از كارهايى كه بر مُحرم حرام است و كفّاره دارد انجام دهد، چه حكمى دارد؟ ج ـ اگر مُحرم به اختيار خود حاضر شود كه مثلاً مُحلّى سر او را بتراشد، حرام است و بايد كفّاره بدهد، ولى چنانچه بدون اختيار او باشد كفّاره ندارد.

(مسئله 330 )اگر مُحرم از زير هر دو بغل خود ازاله مو كند، كفّاره آن يك گوسفند است، بلكه احتياط آن است كه اگر از زير يك بغل هم ازاله مو كند، يك گوسفند كفّاره بدهد.

(مسئله 331 )اگر مُحرم موى سر خود را به غير تراشيدن اِزاله كند، احتياط واجب آن است كه كفّاره تراشيدن را بدهد.

(مسئله 332 )اگر محرم به سر يا ريش خود دست بكشد «نه به قصد كندن و يا ريختن » و يك مو يا بيشتر بيفتد، احتياط آن است كه يك مشت طعام صدقه بدهد.

(مسئله 333 )جايز است محرم سر يا بدن خود را بخاراند، ولى بايد به گونه اى باشد كه نه خون خارج گردد و نه مويى از بدن او كنده شود.

(مسئله 334 )در حرمت ازاله مو در حال احرام و كفّاره آن بين مرد و زن فرقى نيست.

14. بيرون آوردن خون از بدن خود (مسئله 335 )جايز نيست بر محرم خون از بدن خود بيرون آورد، خواه به خراشيدن باشد يا به مسواك نمودن يا رگ زدن يا خون گرفتن و يا به هر راه ديگر.

(مسئله 336 )مُحرم مى تواند از بدن شخص ديگرى خون خارج نمايد، مثل اينكه او را حجامت كند يا از او خون بگيرد يا مثلاً دندان او را بكشد.

(س 337 )آيا مى توان پوستهاى زايد كه از لبها يا كنار ناخنها بر آمده است را در حال احرام از بدن جدا كرد؟ ج ـ در صورتى كه خون نيايد مانعى ندارد.

(مسئله 338 )مسواك كردن در حال احرام اگر بداند سبب بيرون آمدن خون از لثه ها مى گردد، حرام است.

(مسئله 339 )تزريق آمپول در حال احرام مانعى ندارد، ولى اگر موجب آمدن خون از بدن مى شود، حرام است، مگر در مورد حاجت و ضرورت.

(مسئله 340 )جايز است از محرم در حال احتياج با حجامت و غير آن خون بگيرند، و همين طور خون دُمَل را بيرون آورد.

(مسئله 341 )خون از بدن در آوردن، در مواردى كه حرام است «يعنى موارد اختيار و نبود ضرورت» كفّاره ندارد، چه رسد به حال ضرورت كه حرام نمى باشد.

15. ناخن گرفتن (مسئله 342 )گرفتن ناخن در حال احرام جايز نيست، خواه از دست باشد يا از پا; همچنين بر محرم جايز نيست بعض ناخن را هم بگيرد، مگر آنكه باقى ماندن ناخن موجب اذيّت و ضرر شود، مثل اينكه ناخن كنده شده باشد; و فرقى نيست بين آلات ناخن گيرى (قيچى باشد يا چاقو يا ناخن گير); و احتياط واجب آن است كه به هيچ وجه ازاله ناخن نكند، حتى به سوهان و دندان.

(مسئله 343 )اگر محرم انگشت زيادى يا دست زيادى داشته باشد بنا بر احتياط جايز نيست ناخن آن را بگيرد، اگر چه جواز آن بعيد نيست، اگر معلوم شود آن انگشت يا آن دست زيادى است.

(مسئله 344 )گرفتن ناخن توسط مُحرم از غيرمُحرم جايز است، و همچنين مُحرم مى تواند ناخن مُحرم ديگر را به قصد تقصير بگيرد.

(مسئله 345 )اگر يك ناخن از دست يا پا بگيرد، يك مدّ طعام بايد كفّاره بدهد، و براى هر ناخن دست و يا ناخن پا تا به ده نرسيده، بايد براى هر ناخن يك مدّ طعام بدهد، ولى اگر تمام ناخنِ دستها و پاها را در يك مجلس بگيرد، يك گوسفند كفّاره آن است.

(مسئله 346 )اگر ناخن دستها را تماماً در يك مجلس يا چند مجلس بگيرد و در محلّ ديگر يا چند محلّ ديگر ناخن پاها را بگيرد، دو گوسفند كفّاره آن است.

(مسئله 347 )اگر ناخن تمام دستها را بگيرد و ناخن پاها را تا كمتر از ده ناخن بگيرد، يك گوسفند براى ناخن دستها و براى هر يك از ناخنهاى پا يك مدّ طعام بايد بدهد، و همچنين است اگر ناخن پاها را تماماً بگيرد، و ناخن دستها را كمتر از ده انگشت بگيرد.

(مسئله 348 )اگر تمام ناخن دستها را گرفت و كفّاره آن را داد و بعد در همان مجلس ناخن پاها را تماماً گرفت، بايد يك گوسفند ديگر كفّاره بدهد.

(مسئله 349 )اگر چند ناخن دست يا پا را بگيرد، و پس از دادن كفّاره ساير ناخنها را بگيرد، كفّاره گوسفند ندارد بلكه بايد به اندازه ناخنهايى كه بعداً گرفته براى هر ناخن يك مد طعام بدهد.

(مسئله 350 )اگر كسى كمتر از ده ناخن داشت و تمام آنها را گرفت، براى هر يك، يك مدّ طعام بايد بدهد، و احتياط مستحب آن است كه يك گوسفند ذبح كند.

(مسئله 351 )اگر كسى به گرفتن ناخن محتاج شد، احتياط واجب آن است كه كفّاره را به همان نحو كه ذكر شد، بدهد.

(مسئله 352 )اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسئله در حال احرام ناخنهاى خود را بگيرد، كفّاره واجب نيست.

16. كندن دندان (مسئله 353 )بنا بر احتياء مُحرم در حال احرام دندان خود را نكشد، هر چند خون نيايد و در صورت كشيدن مرتكب حرام شده و بنا بر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.

(مسئله 354 )كشيدن دندانِ ديگرى، مانعى ندارد، هر چند خون بيايد.

(س 355 )آيا در حال احرام مى توان دندانى را كه شديداً درد دارد و دندان پزشك سفارش به كشيدن آن مى كند، كشيد، گرچه باعث خونريزى شود؟ ج ـ اگر دندان او را اذيّت مى كند، مانعى ندارد آن را بكشد، ولى بنا بر احتياط كفّاره آن را بدهد.

17.كندنوبريدن درختوياگياهى كه درحرم روييده باشد[39] (مسئله 356 )كندن و بريدن درخت و يا گياه در حرم، برهمگان حرام است، مگر گياه و درختى را كه خود شخص در منزلش كشت نموده باشد.

(مسئله 357 )چند چيز بر تمام افراد در حرم حرام است خواه محرم باشند يا محلّ: 1. صيد; 2. كندن يا بريدن درخت و گياه، كه اينها از محرمّات حرم هستند.

(مسئله 358 )از حرمت كندن و يا بريدن درختان و گياهان چند چيز استثنا شده:

1. درختهاى ميوه و خرما;

2. اذخر كه گياه معروفى است;

3. گياهى كه به راه رفتن متعارف قطع شود.

(مسئله 359 )در قطع گياهان كه حرام است كفّاره نيست، جز استغفار.

(مسئله 360 )بنا بر احتياء كفّاره كندن درخت بزرگ، ذبح يك گاو است و كفّاره كندن درخت كوچك يك گوسفند است; و اگر بعض درخت را قطع كند، اقوى آن است كه قيمت آن را كفّاره بدهد، امّا در قطع گياهان، كفّاره آن استغفار است.

18. سلاح در برداشتن (مسئله 361 ) حمل سلاح چه به صورت آويزان نمودن بر بدن و لبس باشد، و چه به صورت حمل در غير مورد ضرورت براى مُحرم، حرام است.

(مسئله 362 )كسى كه از روى ندانستن مسئله يا نسيان از حكم يا موضوع يا غفلت، بعضى از محرّمات احرام را انجام دهد، كفّاره ندارد و به عمره و حج ضرر نمى رساند، مگر در صيد كه در هر صورت كفّاره دارد. پس در غير صيد ارتكاب از روى عمد و علم، موجب كفّاره است.

ب ـ محرّمات ويژه مردان 1. پوشيدن لباس دوخته (مسئله 363 )پوشيدن چيزهاى دوخته، مثل پيراهن و زيرجامه و قبا و امثال آنها بر مرد مُحرم حرام است; همچنين چيزهايى كه شبيه به لباس دوخته است، مثل پيراهنهايى كه با چرخ يا با دست مى بافند، بنابراين، هر جامه اى كه دوخته باشد پوشيدن آنها جايز نيست.

(مسئله 364 )بر مُحرم لازم است كه از مطلق لباس دوخته هر چند كم باشد، اجتناب كند.

(مسئله 365 ) كمربند و بند ساعت و دمپايى و امثال آنها اگر دوخته باشند اشكال ندارد، چون بر اين موارد صدق لباس نمى كند، ولى احتياط استحبابى در ترك است.

(مسئله 366 )استفاده از برخى چيزهاى دوخته شده مثل هميانى كه در آن پول مى گذارند اگر به كمر ببندد اشكال ندارد، ولى بهتر آن است به نحوى ببندد كه بى گِرِه باشد.

(مسئله 367 )فتق بند، اگر دوخته باشد، براى ضرورت جايز است ببندد، ليكن احتياط مستحب آن است كه كفّاره بدهد كه يك گوسفند است.

(مسئله 368 )بر محرم جايز است كه شال ندوخته و يا عمامه به دور كمرخود ببندد، ولى بنا بر احتياط مستحب آن را تا سينه خود بالا نبرد.

(مسئله 369 ) اگر محرم به لباس دوخته احتياج پيدا كرد، جايز است آن را بپوشد، ولى بايد كفّاره بدهد.

(مسئله 370 )اگر مُحرم چند قسم لباس دوخته بپوشد، مثل پيراهن و قبا و عبا، براى هر يك بايد كفّاره بدهد; و احتياط واجب آن است كه اگر آنها را توى هم كرد و يك دفعه هم پوشيد، باز براى هر يك از آنها كفّاره بدهد.

(مسئله 371 ) اگر محرم از روى اضطرار لباسهاى متعدّد بپوشد، كفّاره ساقط نمى شود.

(مسئله 372 )در دست گرفتن كيف و ساك دوخته و قمقمه آب كه در محفظه دوخته نگهدارى مى شود، براى محرم اشكالى ندارد، ولى احتياط مستحب آن است كه آن را به دوش نيندازد.

(مسئله 373 )هرگاه محرم لباس احرام را كنار بگذارد و با لباس دوخته اعمال عمره را انجام دهد، جهلاً يا عمداً، گرچه معصيت كرده ليكن عمره او صحيح و مجزى است. ولى در صورت عمد كفّاره دارد، كه كفّاره آن يك گوسفند است.

(مسئله 374 )براى زنها جايز است لباس دوخته هر قدر مى خواهند بپوشند با رعايت شرايطى كه در لباس احرام معتبر است و كفّاره ندارد، آرى، براى آنها پوشيدن «قفازين» جايز نيست، «و آن به صورت يك جفت دستكش زنانه بوده كه براى رفع سرما به دست مى كردند».

(مسئله 375 )اگر محرم يك نوع لباس دوخته مانند پيراهن بپوشد و كفّاره آن را بدهد و بعد پيراهن ديگرى بپوشد يا آن پيراهن را درآورد و پس از دادن كفّاره دوباره آن را بپوشد، بايد براى دفعه ديگر نيز كفّاره بدهد.

(مسئله 376 )احتياط واجب آن است كه اگر چند لباس از يك نوع بپوشد، مثل چند قبا يا چند پيراهن، چه در يك مجلس يا در مجالس متعدّد باشد، براى هر يك از آنها كفّاره بدهد.

(مسئله 377 ) جايز است مُحرم هنگام خوابيدن، از لحاف يا روانداز دوخته استفاده كند و بدن خود را با آن بپوشاند، ولى سر خود را نبايد بپوشاند.

(مسئله 378 ) كفّاره پوشيدن لباس دوخته اگر از روى علم و عمد باشد، يك گوسفند است.

2. پوشيدن جوراب، چكمه، گيوه و كفش (مسئله 379 )بر مرد محرم پوشيدن چكمه، گيوه، كفش، جوراب و هر چيزى كه تمام روى پا را مى گيرد، حرام است; ولى براى زن در حال احرام مانعى ندارد.

(مسئله 380 )اگر مرد مُحرم مضطرّ شود به پوشيدن چيزى كه روى پا را مى گيرد، بايد روى آن را به نحوى شكاف دهد كه همه روى پا پوشيده نباشد.

(مسئله 381 )اگر مرد مُحرم زير لحاف يا پتو گرچه دوخته شده هم باشد، بخوابد، مانعى ندارد، هر چند روى پاهاى او را هم بپوشاند چون صدق لُبس نمى كند.

(مسئله 382 )در حال احرام پوشيدن نعلين كه بندهاى عريض دارد ولى همه روى پاها را نمى گيرد، مانعى ندارد.

(مسئله 383 )در پوشيدن آنچه روى پا را مى گيرد، كفّاره نيست گرچه حرام است.

3. پوشانيدن سر (مسئله 384 )بر مرد محرم حرام است كه سر خود يا بعض سر را با لباس احرام و يا با پارچه بپوشاند، حتى به چيزهاى غيرپوششى مثل گِل و حنا و دوا و پوشال و غير اينها نيز جايز نيست. همچنين گذاشتن محمولات روى سر هم جايز نيست، امّا گذاشتن بندِ مَشك آب و بند ساك بر سر، مانعى ندارد.

(مسئله 385 )جايز است محرم سر خود را با اعضاى بدن خود مانند دستها يا ذراع خود بپوشاند، ليكن احتياط در ترك است.

(مسئله 386 )جايز نيست محرم سر يا قسمتى از سر خود را زير آب كند، بلكه جايز نيست سر را زير مايع ديگرى مثل گلاب و سركه و غير آن كند.

(مسئله 387 )زير دوش حمام رفتن براى محرم مانعى ندارد، ليكن زير آبشارى كه سر را فرا گيرد، جايز نيست.

(مسئله 388 )پوشانيدن رو براى مردان مانعى ندارد و جزء سر محسوب نمى شود، پس در وقت خواب، مانعى در پوشاندن آن نيست، ولى گوشها اگر جزء سر هم عرفاً محسوب شوند حكم سر را دارند، پس نبايد آنها را پوشانيد.

(مسئله 389 )بر محرم جايز است براى خواب، سر خود را روى زمين يا بالش بگذارد.

(مسئله 390 )دستمالى را كه براى سر درد به سر مى بندند، مانعى ندارد و كفّاره هم ندارد، اگر چه تمام سر را بگيرد.

(مسئله 391 )براى محرم، خوابيدن زير پشه بند و مانند آن كه بالاى سر قرار مى گيرند از حيث پوشانيدن سر، مانعى ندارد.[40] (مسئله 392 )اگر محرم سرش را شست، نبايد سر يا بعض آن را با حوله و دستمال خشك كند.

(مسئله 393 )مرد در وقت خوابيدن نبايد سر خود را به وسيله پتو يا ملافه بپوشاند، و اگر بدون التفات پوشانيد، بايد فوراً آن را برطرف نمايد، و همين طور اگر از روى فراموشى پوشانيد، واجب است فوراً سر را باز كند، و مستحب است تلبيه بگويد، بلكه گفتن تلبيه احوط است.

(مسئله 394 )احوط آن است كه اگر كسى مكرّر سر را پوشانيد، مكرّر كفّاره بدهد، يعنى براى هر دفعه يك گوسفند كفّاره بدهد، گرچه تعدّد كفّاره معلوم نيست و عدم وجوب آن بعيد نيست.

(مسئله 395 )اگر سر را پوشانيد و گوسفند را براى كفّاره ذبح كرد و باز سر را پوشانيد، احتياط به كفّاره دادن دوباره خيلى مطلوب است، گرچه وجوبش معلوم نيست.

(مسئله 396 )هرگاه محرم سر خود را با لباس دوخته بپوشاند، بايد دو كفّاره بدهد، مگر در صورت جهل و نسيان.

(س 397 ) اينكه مرد نبايد در حال احرام سرخود را بپوشاند، آيا اين حرمت، شامل كلاه گيس كه نمى تواند از سر خود بردارد نيز مى شود؟ ج ـ شمول ادلّه حرمت، پوشاندن سرِ مرد در حال احرام در چنين مواردى كه كلاه گيس را براى پوشانيدن به سر نگذاشته و عرف هم آن را پوشش سر همانند پوشاندن با حنا و دوا نمى داند بلكه آن را موى سر مصنوعى مى داند، مشكل، بلكه ممنوع است، ليكن احتياط واجب در دادن يك گوسفند به عنوان كفّاره است.

(مسئله 398 ) اگر محرم سر خود را بپوشاند، كفّاره آن يك گوسفند است، و بنا بر احتياط واجب براى پوشاندن قسمتى از سر هم بايد يك گوسفند كفّاره بدهد.

4. سايه قراردادن بالاى سر خود (مسئله 399 )جايز نيست مرد محرم در روز هنگام سير و طىّ مسافت بالاى سرِ خود سايه قرار دهد، خواه سواره باشد يا پياده; امّا براى زنها و بچه ها جايز است و كفّاره هم ندارد.

(مسئله 400 )اگر محرم در محلّى منزل كرد، در مكه باشد يا منى يا عرفات و يا مشعرالحرام باشد، زير خيمه يا داخل منزل رفتن مانعى ندارد.

(مسئله 401 ) بنا بر احتياط واجب، براى رفتن به رمى جمرات يا كشتارگاه يا در خود عرفات، از چتر و امثال آن استفاده نكند.

(مسئله 402 )بعد از آنكه مُحرم به منزل رسيد، گرچه در محلّه هاى جديد مكّه كه از مسجدالحرام دور هستند، بنا بر احتياط واجب نمى تواند در روز براى رفتن به مسجدالحرام در ماشينهاى سقف دار سوار شود يا زير سايه برود.

(مسئله 403 )در حرام بودن سايه قرار دادن در وقت طىّ منزل، فرقى نيست بين آنكه در محملى باشد كه روپوش دارد يا در اتومبيل سرپوشيده باشد يا در هواپيما يا زير سقف كشتى باشد.

(مسئله 404 )احتياط آن است كه در وقت طىّ منزل، به پهلوى محمل يا هر چيزى كه بالاى سر او نباشد، استظلال نكند، بلكه عدم جواز آن خالى از قوّت نيست.

(مسئله 405 )در شب، استظلال نيست; بنابراين، جايز است محرم در شب با ماشين سقف دار به مكّه يا جاى ديگر برود، و هواى ابرى در روز همان حكم نبود ابر را دارد نه حكم شب.

(س 406 )افرادى از مسجد شجره مُحرم شده اند و شبانه به سوى مكّه حركت نموده اند، ولى نزديك طلوع آفتاب در ماشين سقف دار به خواب رفته اند و بعد از طلوع آفتاب بيدار شده اند و ماشين را نگاه داشته اند، آيا مدتى كه در حال سير در زير سقف بوده اند، كفّاره دارد يا خير، و الآن كه ايستاده اند و مى خواهند پياده شوند، چه حكمى دارد؟ ج ـ در مفروض سؤال كفّاره ندارد و حرام هم نبوده است.

(س 407 )براى شخص محرم در روز، وقتى ماشينهاى بى سقف حركت مى كند و سفر انجام مى شود، آيا پياده و سوار شدن از ماشين، در حالى كه ايستاده است، در صورتى كه مستلزم گذشتن از زير سقف قسمت جلوى ماشين است، چه حكمى دارد؟ ج ـ مانعى ندارد.

(س 408 )كسانى كه از مسجدالحرام براى حج مُحرم مى شوند و از مسجدالحرام سوار ماشين سقف دار مى شوند و مثلا در عزيزيه كه منزل ايشان است پياده مى شوند، آيا سوار شدن در اتومبيل سقف دار از مسجدالحرام به منزل چه صورتى دارد؟ اگر پياده نشوند و از اول قصد عرفات داشته باشند، حكم چيست؟ ج ـ با ماشين سرپوشيده رفتن در هر دو صورت حرام و موجب كفّاره است.

(مسئله 409 ) آنچه در حال اِحرام، حرام است، سايه بر سر قرار دادن است. بنابراين، اگر ماشين از زير پلهايى كه در مسير واقع شده برود، و بناچار ُمحرمين از زير پلها عبور كنند و يا در جايگاه پمپ بنزين در زير سقف متوقّف شود و مُحرمين زيرسقف قرار گيرند، اشكالى ندارد و كفّاره هم ندارد.

(مسئله 410 )استظلال در وقت طىّ منزل، براى عذرى «مثل شدّت گرما يا شدّت سرما يا بارندگى» براى محرم جايز است، ليكن بايد كفّاره بدهد.

(مسئله 411 ) جايز است مرد مُحرم به وسيله دست و ذراعِ خود، جلوى تابش آفتاب را بر بدن خود بگيرد.

(مسئله 412 )كفّاره سايه قرار دادن در حال طىّ منزل، يك گوسفند است، چه با عذر سايه افكنده باشد و چه با اختيار، بنا بر احتياط واجب; و اقوى كفايت يك گوسفند است در احرام عمره يا در احرام حج، هر چند بيش از يك مرتبه سايه قرار داده باشد.

ج ـ محرّمات ويژه زنان 1. پوشيدن زيور به قصد زينت[41] (مسئله 413 )جايز نيست زن در حال اِحرام خود را به گوشواره و گردنبند و مانند اينها زينت كند و يا زيورهايى را به قصد زينت بپوشد، بلكه بنا بر احتياء از آنچه موجب زينت است اجتناب نمايد، هر چند به قصد زينت نباشد، بلكه حرمت آن خالى از قوّت نيست.

(مسئله 414 )زيورهايى را كه پيش از احرام، عادت به پوشيدن آنها داشته لازم نيست براى احرام بيرون آورد، ليكن بايد آنها را بپوشاند و به هيچ مردى، حتّى به شوهر خود، آنها را نشان ندهد، و براى پوشيدن زيور، كفّاره لازم نيست گرچه حرام است.

2. پوشانيدن صورت (مسئله 415 )جايز نيست زن در حال احرام صورت خود يا قسمتى از آن را با نقاب يا روبند يا پوشيه يا بادبزن يا مانند اينها بپوشاند، بلكه بنا بر احتياء صورت خود را با چيزهاى غيرمتعارف مثل پوشال و گِل و چيزهاى ديگر نپوشاند.

(مسئله 416 )پوشاندن صورت به وسيله اعضاى بدن خود مانند دستها مانعى ندارد.

(مسئله 417 )زن در حال احرام مى تواند صورت خود را براى خوابيدن روى زمين يا بالش بگذارد.

(س 418 ) آيا زنان مُحرم مى توانند براى جلوگيرى از اذيّت حشرات، صورت خود را بپوشانند؟ ج ـ جايز نمى باشد و حرام است، آرى، براى جلوگيرى از اذيّت اگر چيزى را جلوى صورت بگيرد كه به صورت نچسبد و آن را به وسيله دست يا غير آن دور از صورت نگاه دارد، مانعى ندارد.

(مسئله 419 )واجب است براى نماز سر را بپوشاند، و مقدمتاً براى پوشانيدن سر كمى از اطراف صورت خود را بپوشاند، ليكن واجب است بعد از نماز فوراً آن را باز كند.

(س 420 )با توجه به حرمت پوشيدن صورت براى زنان در حال احرام، آيا چانه هم جزء صورت محسوب مى شود و بايد باز باشد، يا اينكه اگر مقنعه اى بر سر گذاشته شود كه چانه را تا لبها بپوشاند، مانعى ندارد؟ ج ـ زير چانه جزء صورت محسوب نمى شود، ولى پوشاندن به نحوى كه در سؤال ذكر شده، اشكال دارد.

(س 421 )آيا زن مُحرم مى تواند صورت خود را با حوله پاك و خشك كند، يا حكم سرِ مرد را دارد كه نمى تواند با حوله آن را خشك كند؟ ج ـ بنا بر احتياط واجب نمى تواند، و حكم همان سرِ مرد را دارد.

(س 422 ) آيا زنان مُحرم مى توانند عرق صورت خود را در صورتى كه صورت آنها پوشانده مى شود، خشك كنند؟ ج ـ نمى توانند و جايز نمى باشد، آرى، پاك كردن عرقها با دست مانعى ندارد.

(س 423 )زنها در حال احرام، براى پوشيدن و در آوردن مقنعه، صورتشان پوشيده مى شود، چه صورتى دارد؟ ج ـ بايد سعى كنند پوشيده نشود، و اگر از روى غفلت و نسيان و بى توجهى باشد، مانعى ندارد.

(مسئله 424 )نقاب انداختن و پوشاندن رو، به هر نحو كه باشد حرام است و گناه كرده امّا كفّاره لازم نيست، گرچه ذبح يك گوسفند موافق احتياط است.

/ 79