(مسئله 66 ) كسانى كه در سفر حج براى خدمت رانندگى، خبرنگارى و يا به عنوان روحانى، ناظر و پزشك با مأموريت به ميقات آمده اند و در ميقات، همه شرايط را دارا هستند، واجب است حَجّة الاسلام به جا آورند، در صورتى كه رجوع به كفايت را هم دارا باشند، هر چند كه لازم است مأموريت خود را نيز انجام دهند.(مسئله 67 ) كسى كه احتمال مى دهد حجّى كه سالهاى گذشته انجام داده صحيح نبوده يا مستطيع نبوده، ولى فعلاً شرايط استطاعت را دارد، مى تواند حج را به قصد «مافى الذّمة» و يا با قصد «حَجّة الاسلام» احتياطاً انجام دهد.(س 68 ) كسى كه با وجود تقليد صحيح، قبلاً به حج مشرّف شده و چون مجتهد او «رجوع به كفايت» را شرط استطاعت نمى دانسته، قصد حَجّة الاسلام نموده و به جا آورده است، با اينكه رجوع به كفايت نداشته است، فعلاً همه شرايط استطاعت براى او موجود است، آيا بايد حجِ سابق را اعاده كند يا خير؟ ج ـ اعاده ندارد و مجزى است، چون عمل كردن به فتواى مرجع تقليد، گرچه مخالف با فتواى مرجع تقليد فعلى هم باشد موجب اجزاء است .(س 69 )شخصى بعد از انجام عمره تمتّع مريض شده و از انجام حج منصرف شده و به وطنش برگشته است و در مكّه كسى را وكيل كرده كه براى فراغ ذمّه او اقدام نمايد، وظيفه او در اين خصوص چيست و چگونه از احرام خارج گردد؟ ج ـ در فرض مسئله با تقصير از احرام عمره تمتّع خارج شده و مُحل مى باشد و وكيل گرفتن بى فايده است و چنانچه سال اول استطاعت او بوده است از استطاعت در آن سال به خاطر عدم استطاعت بدنى خارج شده است و امّا نسبت به سالهاى بعد، وجوب حج، منوط به استطاعت در آن سالها است و اگر حج بر او مستقر شده و سال اول استطاعتش نبوده بايد در سالهاى بعد به وظيفه عمل نمايد و از استطاعت و وجوب حج خارج نشده است. و در صورت عدم استطاعت بدنى بايد نايب بگيرد چون قبلاً حج بر او مستقر شده بود.(س 70 )اگر كسى به خيال اينكه استطاعت دارد، به قصد عمره تمتّع مُحرم شود و به ترتيب، كليه اعمال عمره و حج تمتّع را انجام دهد بعد از تمام شدن اعمال، معلوم شود كه مستطيع نبوده است، و حج بر او واجب نبوده بفرماييد احرام و اعمال گذشته اش چگونه است؟ و در آينده اگر مستطيع شود، آيا حَجّة الاسلام بر او واجب است يا نه؟ ج ـ احرامش صحيح بوده و از احرام هم خارج شده، و اعمالش هم صحيح مى باشد، ولى اگر بعداً مستطيع شود، بايد حَجّة الاسلام به جا آورد.(مسئله 71 )اگر كسى كه خيال مى كرده مستطيع نيست، به نيّت عمره و حجِ استحبابى مُحرم شود و اعمال عمره تمتّع را انجام دهد بعد در مكّه معلوم شود مستطيع بوده است، كفايت عمره تمتّع او خالى از وجه نيست و بايد پس از اعمال عمره تمتّع به نيّت وجوب براى اعمال حج تمتّع محرم گردد.(س 72 )مسلمين كشورهايى كه حكومتشان غيراسلامى است، اگر بخواهند به حج بروند بايد مبلغ زيادى به آن حكومت كمك كنند و قهراً اين پول براى تقويت چنين حكومتى مصرف مى شود، در صورتى كه راه منحصر به اين كار باشد، آيا اولاً: حج بر چنين اشخاصى واجب است يا نه؟ و ثانياً: اگر اين مقدار پول را بدهند و به حج بروند، از حَجّة الاسلام كفايت مى كند يا نه؟ ج ـ آنچه ذكر شد، موجب ساقط شدن حج از آنان نمى شود و بايد به حج بروند و حجِ آنان صحيح و مجزى است.(س 73 )اشخاصى كه در وقت نام نويسى براى حج، استطاعت مالى دارند و از طرف دولت براى پنج سال يا بيشتر نام نويسى مى كنند، آيا براى اين گونه اشخاص نام نويسى واجب است يا نه؟ بر فرض وجوب، اگر مسامحه كردند و ثبت نام نكردند و بعد از مدت پنج سال مُردند يا از استطاعت مالى افتادند، آيا فقط ترك واجب كرده اند يا اينكه حج هم بر آنان مستقرّ است؟ ج ـ اگر احتمال دهند كه در همان سال اول قرعه به نامشان مى افتد، لازم است شركت كنند، و اگر شركت نكردند، بايد به حج بروند و حكم كسى را دارند كه حج بر او مستقرّ شده است.(س 74 )اگر كسى مستطيع شود و جهت انجام اعمال حج محرم گردد، ولى بعد از احرام بستن، بين راه سكته كند و فوت كند و هيچ گونه عملى را انجام ندهد، آيا حج بر عهده او هست يا خير؟ ج ـ اگر بعد از دخول به حرم از دنيا برود، حج از او ساقط شده است، و اگر قبل از دخول به حرم فوت كند، در صورتى كه سال اول استطاعت او باشد، حج بر او واجب نيست، و اگر از سابق حج بر او واجب و ثابت شده بايد براى او نايب بگيرند و نيابت از ميقات كافى است.(س 75 )شخصى، پدرش وصيّت كرده است كه فرزندش از جانب او حج به جا آورد. بعد از مرگ پدر، فرزند مستطيع مى شود، آيا لازم است حجِ خود را بر حجِ پدر مقدم بدارد، و اگر حج خود را مقدم بدارد، آيا صحيح است يا نه؟ ج ـ دو صورت دارد: صورت اول: اگر قبل از آنكه پسر مستطيع شود، پدر او را اجيركرده است تا بعد از فوت خود، در سال اول برايش حج انجام دهد، يا نسبت به مدت و زمان آن مطلق بوده، كه منصرف به سال اول است، و پسر قبل از استطاعت خود، اجاره را قبول كرده است، لازم است سال اول بعد از فوت پدر، حج نيابتى براى او انجام دهد، و اگر براى خودش حج به جا آورد، حجش صحيح است، گرچه در مخالفت با اجاره معصيت كرده است; صورت دوم: اگر غير از صورت اول «يعنى اجيرنشده» بود، بايد براى خودش حج انجام دهد، و اگر حج نيابتى را براى پدرش به جا آورد، صحيح نيست، و اين حج، نه براى خودش واقع مى شود و نه براى پدرش، و حج بر خودش مستقر مى شود، كه بايد به هر نحو كه شده، در سال بعد آن را به جا آورد، و اگر به جا نياورد، در سالهاى بعد با مراعات ـ فوراً ففوراً ـ انجام دهد، و بايد اين نكته معلوم باشد كه اگر در وصيّت «قيد مباشرت» شده باشد، و فرزند وصيّت را قبول كرده، نيابت بر او واجب مى شود، هر چند استيجار هم محقّق نشده باشد، بنابراين، در فرض استطاعت، بعد از فوت پدر، فرزند بايد براى خودش حج به جا آورد و نيابت صحيح نيست.(س 76 )شخصى طبق وصيّت پدرش كه پول به حساب سازمان حج و زيارت واريز كرده است، به نيابت از او به مكّه آمده، در حالى كه خودِ فرزند نيز استطاعت مالى داشته است، آيا به نيابت پدر حج به جا آورد، يا حجِ خود را انجام دهد؟ ج ـ اگر راه براى پسر باز نبوده وخودش فيش آن سال را نداشته بايد براى پدرش حج به جا آورد، و حق ندارد براى خودش حج بياورد.(س 77 )اگر فيش حجِ متوفّا، به مبلغ زيادى در بازار خريدارى مى شود، و به كمتر از آن مبلغ، مى توان براى حجِ ميّت نايب گرفت، آيا مى توان از آن فيش براى رفتن به حج استفاده كرد، در حالى كه مازاد قيمت آن متعلق به ورثه است و در صورتى كه ميّت وارث صغير داشته باشد، حكم چيست؟ ج ـ آنچه از اصل مال بيرون مى رود هزينه حج است و ورثه مى توانند به حداقل ـ ولو حجِ ميقاتى ـ اكتفا نمايند، بلكه اگر وارث صغير در بين آنها باشد نمى توان بيش از حداقل برداشت نمود، بنابراين، استفاده از آن فيش براى ميّت با فرض آنكه مى توان براى ميّت حجى به كمتر از آن آورد در اختيار ورثه است و اگر در بين آنها وارث صغير باشد بايد سهم او از مازاد پرداخت گردد.(س 78 )كسانى كه با فيش حجِ ميّت و به نيابت از وى به حج مى روند، اگر خود نيز تمام شرايط استطاعت را دارا باشند، بجز باز بودن راه، كه آن هم با فيش حج ميّت حاصل شده است، در صورتى كه بتوانند مثلاً در مدينه يا جده (قبل از ميقات) براى متوفّا نايب بگيرند، آيا واجب است خودشان حجِ واجب خود را انجام دهند ؟ ج ـ در مفروض سؤال، نه تنها واجب نيست بلكه جايز هم نمى باشد.(س 79 )مقدارى پول دارم كه براى رفت و آمد به سفر مكّه كافى است، ولى هنوز از طرف دولت جمهورى اسلامى وقتى براى ثبت نام اعلام نشده است، آيا نگهدارى آن پول لازم است، و من مستطيع هستم؟ ج ـ اگر ساير شرايط را داريد و در همين سال هم ثبت نام مى شود، بايد ثبت نام كنيد; در غير اين صورت، مستطيع نيستيد و نگهدارى پول لازم نيست.(س 80 )اگر كسى با داشتن استطاعت مالى، چون معتاد به مصرف ترياك است و طبق مقرّرات كشورى از رفتن او به حج جلوگيرى مى شود، از نظر شرع تكليف حجِ او چيست؟ ج ـ اگر قبلاً مستطيع بوده و با وجود امكان آن به حج نرفته، حج بر او مستقرّ شده است، و اگر قبلاً استطاعت نداشته، در فرض مذكور مستطيع نيست، مگر آنكه بتواند ولو با ترك ترياك، تحصيل اجازه كند و به حج برود.(مسئله 81 )اگر كسى مستحق شرعى گرفتن زكات و يا خمس است و از راه آنها زندگى مى كند، اگر از منافع و ثمرات آنها مستطيع شود با وجود ساير شرايء بايد به حج برود.(مسئله 82 )كسى كه در محلّ خودش مستطيع نيست، واجب نيست به حج برود، هر چند استطاعت حجِ ميقاتى را داشته باشد; ولى اگر رفت و وقتى كه به ميقات رسيد استطاعت حج را با همه شرايط كه از جمله آنها رجوع به كفايت است پيدا كرد، مستطيع مى شود و كفايت از حَجّة الاسلام مى كند.(مسئله 83 )كسى كه براى حج نيابتى اجير شده و بعد در همان سال استطاعت مالى پيدا كرده، چنانچه براى حج در آن سال اجير شده باشد، بايد حجِ نيابتى به جا آورد و نمى تواند براى خودش حج بياورد و اگر براى خودش به جا آورد، نه از خودش مجزى است و نه از منوب عنه، ليكن اگر استطاعت او تا سال بعد باقى ماند، بايد حجِ خودش را در سال بعد انجام دهد.(مسئله 84 )كسى كه استطاعت رفتن به حج را دارد، و همه استطاعتها برايش فراهم است. نمى تواند پول حج را به مصرف غير حج برساند و خود را از استطاعت در آن سال بيندازد، هر چند مصرف شرعى مهمّى باشد، و اگر مصرف كرد، بايد بعداً به حج برود.(مسئله 85 ) اگر كسى با وجود شرايط استطاعت حج را ترك كند، حج بر او مستقرّ مى شود و بايد بعداً به هر نحو كه مى تواند به حج برود.(مسئله 86 ) مستطيع بايد خودش به حج برود و حجّ ديگرى از طرف او كفايت نمى كند، مگر در مورد بيمار يا پير، به شرحى كه بعداً بيان مى شود.(مسئله 87 ) اگر شخصى از سالهاى قبل مستطيع بوده و فعلاً مسافرت با هواپيما به جهت كسالت براى او مقدور نباشد و غير از هواپيما وسيله ديگرى براى او فراهم نباشد، در صورتى كه اميد به خوب شدن داشته باشد، نمى تواند نايب بگيرد و بايد در وقت تمكّن به حج برود، و اگر متمكّن نشود و فوت كند، بايد از تركه او براى او حج به جا آورده شود، و اگر از سالهاى قبل استطاعت نداشته، در فرض مزبور مستطيع نشده است.