(مسئله 652) اگر عمداً كسى زيادتر از هفت شوط سعى كند سعى او باطل است، و فرد بايد آن را از سر بگيرد، نظير آنچه در طواف گذشت، ولى اگر كسى رفت و برگشت را از روى جهل و نادانى يك مرتبه حساب كرده و در نتيجه چهارده مرتبه سعى نموده، بنا بر اقوى سعى او صحيح است، هرچند احوط اعاده سعى است.(مسئله 653) اگر شخص در شوط سوم متوجه شود كه رفت و برگشت هر كدام يك شوط حساب مى شود و سعى خود را به هفت شوط خاتمه دهد، سعى او صحيح است.(مسئله 654) اگر شخص از روى فراموشى زيادتر از هفت شوط سعى كند، چه كمتر از يك شوط يا بيشتر، سعى او صحيح است، و بهتر آن است كه شوط زايد را رها كند، گر چه بعيد نيست كه بتواند آن را به هفت شوط برساند.(مسئله 655) اگر شخص سعى را سهواً كم كند، واجب است هر وقت يادش بيايد، آن را تمام كند، و مى تواند از سر بگيرد و دو مرتبه همه را از اول بياورد; و اگر به وطن خود مراجعت كرده و براى او مشقّت ندارد، بايد مراجعت كند، و اگر نمى تواند يا براى او مشقّت دارد، بايد نايب بگيرد.(مسئله 656) اگر سعى را سهواً ترك كند و تقصير نمايد، از احرام خارج شده و هر وقت يادش آمد، سعى را به جا آورد.(مسئله 657) اگر كسى كمتر از يك مرتبه سعى كند و بقيّه را فراموش كند كه به جا بياورد، احتياط واجب آن است كه سعى را از سر بگيرد; و اگر بعد از تمام كردن يك شوط يا بيشتر از يك شوط فراموش كند كه وظيفه اش اين بوده آن را به هفت مرتبه برساند، جايز است از همان جا سعى را تمام كند، ليكن احتياط مستحب آن است كه اگر نصف شوط چهارم را تمام نكرده، آن را تمام كند و سعى را از سر بگيرد.(مسئله 658) اگر شخص قسمتى از سعى را در عمره تمتّع فراموش كرده و تقصير نموده و بعد از آن با زن نزديكى كرده، بايد برگردد و سعى را تمام كند و بنا بر اقوى يك گاو براى كفّاره ذبح كند و حكم فوق (اتمام سعى و كفّاره)، در غير عمره تمتّع هم، بنا بر اقوى جارى مى شود.
احكام شكّ در سعى
احكام شكّ در سعى كه حكم آنها در ذيل بيان مى شود.شكّ در سعى صورى دارد چون شك گاهى در بين آن است و گاهى بعد از آن، در هر حال گاهى شك در عدد اشواط است و گاهى در صحّت و فساد شوطها، يعنى شك دارد كه آيا درست آورده يا باطل، مثلاً آيا به صورت قهقرا رفته يا به طور مستقيم و امثال آن از شرايط صحّت شوء و گاهى شك در زمانى است كه تقصير و عمل بعدى را انجام داده و گاهى قبل از تقصير و عمل مترتّب بر آن، كه حكم آنها به طور تفصيل بيان مى شود.شكّ در اشواط سعى چند صورت دارد:اول: اگر كسى بعد از تقصير در تعداد اشواط سعى شك كرد، در اين صورت به شكّ خود اعتنا نكند;دوم: اگر بعد از آنكه از عمل فارغ شد و منصرف شد شك كند، چون بناگذاشتن بر اِتمام و اعتنا نكردن به شك خالى از اشكال نيست، احتياط آن است كه آنچه احتمال نقص مى دهد، اتمام كند; خصوصاً اگر شكّ در ناقص گذاشتن، در اين باشد كه عمداً براى حاجتى سعى را ترك كرده است كه برگردد و اتمام كند، در اين صورت، وجوب اتمام بعيد نيست;سوم: اگر مى داند هفت شوط را كامل به جا آورده، ولى شكّ در زياده دارد، در اين صورت به شكّ خود اعتنا نكند و سعى او صحيح است;چهارم: اگر پس از تمام شدن سعى و فراغت از آن، شك كرد كه آن را صحيح انجام داده يا نه، به شكّ خود اعتنا نكند; ليكن مى تواند اعتنا نمايد و مشكوك را دوباره بياورد;پنجم: اگر شوطى يا جزئى از آن را به جا آورده و پس از داخل شدن در شوط يا جزء ديگر، شك كند آيا آنچه را قبلاً انجام داده صحيح بوده يا نه، در اين صورت هم به شك خود اعتنا نكند، و مى تواند از مشكوك صرف نظر نموده و دوباره آن را بياورد كه احتياط مستحب است;ششم: اگر در مروه بين هفت و نُه دور شك كند، به آن اعتنا نكند، و اگر در بين شوط و قبل از رسيدن به مروه بين هفت دور و كمتر شك كند، ظاهراً سعى او باطل است;هفتم: هر شكّى كه به كمتر از هفت دور تعلّق مى گيرد مثل شكّ بين «يك و سه» يا «دو و چهار» و همين طور، در اين صورت سعى باطل است;هشتم: اگر در روزى كه طواف كرده است، فرداى آن روز شك كند كه سعى را به جا آورده است يا نه، اگر پس از تقصير باشد، به شكّ خود اعتنا نكند، و اگر قبل از تقصير باشد، بنا بر احتياط سعى را به جا آورد.(مسئله 659) اگر كسى در حال سعى در عدد اشواط شك كند و با حال ترديد آن را ادامه دهد تا عدد را ضبط كند و پس از تأمّل و وارد شدن در شوط بعدى، به عدد آن يقين حاصل كند و با يقين، باقى سعى را انجام دهد، سعى او صحيح است.