مستحبّات رمى جمرات - مناسک حج نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مناسک حج - نسخه متنی

ی‍وس‍ف‌ ص‍ان‍ع‍ی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مستحبّات رمى جمرات

(مسئله 780) در رمى جمرات، چند چيز مستحبّ است:

1. در حال رمى با وضو باشد.[125] 2. هنگامى كه سنگها را در دست گرفته و آماده رمى است، اين دعا را بخواند:

«اَللَّهُمَّ هؤلاءِ حَصَيَاتِي فَأحْصِهِنَّ لِي وَارْفَعْهُنَّ فِي عَمَلِي».[126] 3. هر سنگى را كه مى اندازد، تكبير بگويد.

4. هر سنگى را كه مى اندازد، اين دعا را بخواند:

«اَللهُ أكْبَرُ، اَللَّهُمَّ ادْحَرْ عنِّي الشَّيْطانَ اَللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتابِكَ وَ عَلى سُنَّةِ نَبِيِّكَ(صلى الله عليه وآله) اَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَجّاً مَبْرُوراً وَ عَمَلا مَقْبُولا وَ سَعْياً مَشْكُوراً وَ ذَنْباً مَغْفُوراً».

5. ميان او و جمره در جمره عقبه، ده يا پانزده ذراع فاصله باشد و در جمره اُولى و وُسْطى در كنار آنها بايستد.

6. جمره عقبه را رو به جمره و پشت به قبله رمى نمايد و جمره اُولى و وُسْطى را رو به قبله رمى نمايد.

7. سنگريزه را بر انگشت ابهام گذارده و با ناخن انگشت شهادت (سبّابه) بيندازد.

8. پس از برگشتن به جاى خود در منى، اين دعا را بخواند:

«اَللَّهُمَّ بِكَ وَثِقْتُ وَ عَلَيكَ تَوَكَّلْتُ فَنِعْمَ الرَّبُ وَ نِعْمَ المَوْلى و نِعْمَ النَّصِيرُ».[127] دوم: قربانى كردن (هَدْى) يا نَحر شتر (مسئله 781) بر كسى كه حجّ تمتّع به جا مى آورد، قربانى كردن واجب است; يعنى نَحْر شتر يا ذبح گاو و يا گوسفند، و قربانى اگر شتر باشد بهتر است و پس از آن گاو بهتر است و غير از سه حيوان نامبرده، ساير حيوانات كافى نيست; و ذبح گاوميش در ذبح واجب كفايت مى كند، ليكن مكروه است.

(مسئله 782) قربانى كردن هم مانند ساير اعمال حج، از عبادات است و بايد به قصد قربت و با نيّت خالص و بدون ريا انجام شود.

(مسئله 783) يك گوسفند، كمترين چيزى است كه براى ذبح كافى است، ليكن هر چه شخص بيشتر ذبح كند، بهتر است و در روايت[128] آمده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)صد شتر همراه آوردند، سى و چهار شتر را براى حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام)نحر كردند و شصت و شش شتر را براى خودشان.

(مسئله 784) يك قربانى براى چند نفر در حال اختيار كافى نيست، بلكه در حال ضرورت نيز در كافى بودن آن محلّ اشكال است; و احتياط واجب جمع بين ذبح و روزه است، كه مسائل روزه بعداً ذكر مى شود.

(مسئله 785) محلّ قربانى كردن در حال اختيار بايد در منى باشد و در جاى ديگر كفايت نمى كند، ولى در صورت عدم امكان ذبح در منى، و در صورت ضرورت، قربانى كردن در مسلخ جديد كه امروزه (سنه 1424 قمرى) به نام مُعيصم ناميده مى شود مجزى است. بنابراين، قربانى كردن براى حج در شهرها و بلاد مجزى نيست و كفايت نمى كند.

(مسئله 786) واجب است قربانى در روز باشد، حتى كسانى كه معذور بودند و شب از مشعر كوچ كرده اند و رمى جمره عقبه را شبانه انجام داده اند، قربانى نمودن در شب حتى از آنها هم مجزى نمى باشد، چون ذبح در شب مورد نهى و كراهت است و عباديت در امثال اين موارد نهى به خود عبادت نخورده كه حمل بر اقل ثواباً شود، بلكه نهى به خود ذبح به طور كلّى خورده و موجب بطلان عبادت است. فان العبادة لا تجتمع مع النهى والكراهة لما بينهما من التنافى إلاّ فيما تعلق الكراهة بنفس العبادة كصوم يوم العاشوراء والصلاة في الحمام.

(مسئله 787) در حيوان قربانى چند شرط معتبر است:

اول: اگر شتر باشد، سن آن كمتر از پنج سال نباشد و داخل در سال ششم شده باشد، و در گاو و بُز، تمام شدن يك سال و دخول در سال دوم كفايت مى كند، در سنّ ميش هم تمام شدن شش ماه كافى است;

(مسئله 788) اگر پس از قربانى كردن معلوم شود سنّ آنها كمتر بوده، كافى نيست و اعاده لازم است.

دوم: بايد سالم باشد و حيوان به هيچ نحو مريض نباشد و ذبح حيوان مريض كافى نيست، حتّى اگر آن بيمارى مثل كچلى باشد، بنا بر احتياط;

سوم: حيوان بايد خيلى پير نباشد;

چهارم: بايد تامّ الاجزا باشد و نقص نداشته باشد. پس اگر لنگ يا كور يا گوش بريده يا دم بريده باشد، يا اگر شاخ داخلى آن بريده يا شكسته باشد، كافى نيست. همچنين احتياط واجب آن است كه چشمش سفيد نشده باشد;

(مسئله 789) شكاف داشتن گوش و سوراخ بودن آن، مانع ندارد.

پنجم: در اصل خلقت بى بيضه نباشد و خَصِى (اَخْته) هم نباشد و بنا بر احتياط واجب، بيضتين حيوان هم تابيده نشده باشد، و بنا بر احتياط مستحب، بيضه آن را نكوبيده باشند، گرچه اقوى كفايت است;

ششم: بايد لاغر نباشد، و اگر در گُرده او پيه باشد، كافى است; و احتياط آن است كه آن را در عرف، لاغر نگويند;

هفتم: بنا بر احتياط واجب، قربانى در اصل خلقت بى دُم نباشد و اگر گوش يا شاخ در خلقت اصلى نداشته باشد، كفايت بعيد نيست، و اگر شاخ خارجى[129] او شكسته باشد يا بريده شده باشد، اشكال ندارد.

(مسئله 790) اگر غير از خَصِى و يا گوسفندى كه تخمهاى آن را كوبيده اند، حيوان ديگرى يافت نشود، كفايت ذبح خَصى، بعيد نيست، گرچه احتياط در جمع بين آن و سالم است در ماه ذى الحجّه همان سال، و اگر ممكن نشد در سال ديگر، يا جمع بين حيوان ناقص و روزه.

(مسئله 791) احتياط مستحب آن است كه ذبح را بعد از رمى جمره عقبه و قبل از حلق و يا تقصير انجام دهد، چون ترتيب بين اعمال منى، مستحبّ است.

(مسئله 792) اگر قربانى يافت نشود، قيمت آن را پيش شخص امينى بگذارد كه آن را در مابقى ايّام ذى الحجّه تهيّه كند و در منى ذبح كند، و اگر در اين سال ممكن نشود، در سال بعد به جاى او بخرد و در منى قربانى كند.

(مسئله 793) احتياط مستحب آن است كه ذبح را از روز عيد تأخير نيندازد، ولى اگر بدون عذر و عمداً و يا به واسطه عذرى مثل فراموشى يا ندانستن مسئله و يا پيدا نشدن حيوان، در روز عيد ذبح نكرد، احتياط واجب آن است كه در ايّام «تشريق» (روزهاى يازدهم، دوازدهم و سيزدهم ذى حجّه) ذبح كند و از آن تأخير نيندازد، و اگر نتوانست در بقيّه ماه ذى حجّه قربانى كند و گناهى هم ظاهراً محقق نشده است.

(س 794) ذبح در شب، چه حكمى دارد؟ ج ـ جايز نمى باشد و مجزى نيست.

(مسئله 795) اگر كسى حيوانى را به گمان آنكه صحيح و سالم است خريد و ذبح كرد و بعد معلوم شد كه مريض يا ناقص بوده، كافى نيست و بايد دوباره ذبح كند.

(مسئله 796) اگر حيوانى را به گمان چاقى ذبح كرد، بعد معلوم شد لاغر بوده، كافى است.

(مسئله 797) اگر حيوانى را به گمان لاغرى خريد و به اميد چاق بودن با قصد قربت قربانى كرد، بعد هم معلوم شد چاق بوده است كافى است، ولى اگر قصد قربت محقّق نشود، كافى نيست.

(مسئله 798) اگر به لاغرى حيوان اعتقاد داشت و به واسطه جهل به مسئله، براى اطاعت از خداوند ذبح كرد، بعد معلوم شد حيوان چاق است، احتياط واجب در اعاده است.

(مسئله 799) اگر به ناقص بودن حيوان اعتقاد داشت و به واسطه جهل به مسئله براى اطاعت از خداوند آن را ذبح كرد و بعد معلوم شد سالم بوده است، ظاهراً كافى باشد.

(مسئله 800) احتياط آن است كه قربانى را سه قسمت كنند: يك قسمت آن را هديه بدهند، يك قسمت آن را صدقه بدهند و قدرى هم از گوشت ذبيحه بخورند.[130] قسمت صدقه را به مؤمنين بدهند، ليكن هيچ يك از اين احتياطها واجب نيست، و اگر صدقه را به فقراى كفّار بدهند يا آنكه تمام ذبيحه را به آنها بدهند يا ذبيحه را بعد از ذبح رها كند و برود اشكال ندارد و ضامن حصّه فقرا نبوده، ليكن احتياء خصوصاً در خوردن قدرى از گوشت ذبيحه، بسيار مطلوب است.

(مسئله 801) لازم نيست ذابح مؤمن باشد، نه در قربانى و نه در كفّارات، بلكه همان مسلمان بودن، كافى است.

(مسئله 802) لازم نيست خود انسان ذبح كند و جايز است شخص در قربانى به ديگرى نيابت بدهد و نيّت را نايب در موقع ذبح بكند، و اقوى آن است كه خود شخص هم نيّت بكند.

(مسئله 803) احتياط آن است كه اگر احتمال نقص يا مرض در قربانى مى دهد، آن را معاينه كند، اگرچه اقوى اين است كه در احتمال عيبى كه حادث شده باشد، مثل آنكه احتمال بدهد گوش يا دمش را بريده اند يا آن را خصى كرده اند، بررسى لازم نباشد، و احتياء عدم ترك معاينه است در عيبهايى كه محتمل است قربانى از زمان تولّد داشته.

(مسئله 804) اگر بعد از ذبح كردن، احتمال بدهد حيوان ناقص بوده يا ساير شرايط را نداشته، در اين صورت به شكّ خود اعتنا نكند.

(مسئله 805) اگر براى خريد قربانى و ذبح آن به كسى نيابت داد و نايب هم انجام داد; در اين صورت اگر در صحّت عمل نايب شك كرد، به آن اعتنا نكند.

(مسئله 806) اگر نايب شك كند كه براى منوبٌ عنه قربانى را انجام داده يا نه، نايب بايد قربانى كند.

(مسئله 807) اگر كسى را براى خريد قربانى و ذبح آن نايب كرد، بايد علم يا اطمينان پيدا كند به اينكه نايب ذبح كرده است، و گمان، كفايت نمى كند.

(مسئله 808) ولىّ بچه كه او را به احرام حج تمتّع، محرم كرده است بايد براى او از مال خودش ـ نه از مال بچه ـ قربانى كند، و اگر توانايى ندارد بايد به جاى او روزه بگيرد.

(مسئله 809) اگر نايب عمداً در اوصاف ذبيحه يا در ذبح آن برخلاف فتواى مرجع تقليد خودش عمل كرد، ضامن است و در اين صورت، علاوه بر غرامت بايد مجدّداً ذبح كند; و اگر از روى اشتباه يا جهل برخلاف فتواى مقلّدش عمل كرده، اگر براى عمل اجرت گرفته باشد، ضامن است، والاّ معلوم نيست ضامن باشد، و در هر صورت بايد ذبح را اعاده كند.

/ 79