واجبات طواف - مناسک حج نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مناسک حج - نسخه متنی

ی‍وس‍ف‌ ص‍ان‍ع‍ی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

واجبات طواف

در طواف چند چيز واجب است يعنى در حقيقت طواف معتبر است:

اول: طواف را از حَجَرالاسود[71] شروع كند;

دوم: به حَجَرالاسود نيز ختم كند;

(مسئله 503 )در شروع كردن از حجرالاسود لازم نيست كه تمام اجزاى بدن طواف كننده، از تمام اجزاى حجرالاسود عبور كند، بلكه همان قدر كه در عرف گفته شود كه از حجرالاسود شروع نموده و به حجرالاسود ختم كرده كفايت مى كند، ليكن همان طور كه معمول است لازم است كه در دور هفتم از حجرالاسود بـگذرد و از مطاف خارج شود، و اگر قبل از گذشتن از حجرالاسود از مطاف خارج شود، طوافش صحيح نيست و دور هفتم ناقص است.

(مسئله 504 )در طواف بايد همان طور كه همه مسلمين طواف مى كنند، از مقابل حجرالاسود طواف كنند، بدون دقّتهاى ناشى از وسوسه، كه اين موجب اشكال و گاهى هم حرام است.

(مسئله 505 )بر مُحرم لازم نيست در هر شوط بايستد و قصد شوط بعدى نمايد، بلكه اگر در همان اول طواف متوجه است كه مى خواهد هفت مرتبه به دور خانه خدا بچرخد براى خداوند و در حال دور زدن متوجه است كه طواف مى كند، كفايت مى كند و صحيح است.

(مسئله 506 ) اگر كسى بدون نيّت، طواف را قبل از حجرالاسود شروع كند، ولى نيّت طواف را از حجرالاسود بكند و دور هفتم را همان طور كه معمول است از حجرالاسود بگذرد، طواف او صحيح است; امّا اگر قبل از حجرالاسود نيّت طواف از حجرالاسود را بنمايد و به همان ختم كند، طواف او باطل است چون دور هفتم ناقص شده، بناءً على هذا، اگر از حجرالاسود عبور كند طوافش صحيح است، خلاصه در نيّت طواف بايد با نيّت و با انگيزه طواف قربة إلى اللّه از حجرالاسود شروع كند و در دور هفتم از آن بگذرد تا هفت شوط كامل شده باشد.

(س 507 )كسى كه اشتباهاً طواف را از ركن يمانى شروع و به همان جا ختم كرده و نماز طواف را خوانده و پس از آن متوجه شده، حكمش چيست؟ چنانچه در اثناى طواف متوجه شد و طوافش را به حجرالاسود ختم كرد، آيا به طوافش ضرر مى رساند يا خير؟ ج ـ طواف و نماز را بايد اعاده كند، و فرقى بين دو صورت ياد شده، نيست.

سوم: آنكه در تمام اشواء خانه كعبه در طرف چپ طواف كننده واقع شود، نه به نحو ديگر مثل اينكه سمت راستش به طرف كعبه باشد.

(مسئله 508 )طواف كردن بايد به نحو متعارف باشد، يعنى همان طور كه بيان شد خانه به طرف چپش باشد نه طرف راست او يا نحو ديگر و زيادتر از آن دقّت نمودن مطلوب نمى باشد و لازم نيست در تمام حالات، طوافِ خانه را حقيقتاً به شانه چپ قرار دهد، بلكه اگر در موقع دور زدن از مقابل اركان[72] و طوافِ دور حِجر اسماعيل(عليه السلام) خانه از طرف چپ قدرى خارج شود، مانعى ندارد، حتى اگر خانه متمايل به پشت شود. و بر حسب بعضى از روايات پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در حالى كه بر شتر خود سوار بودند طواف كردند[73] و در اين حال قهراً شانه از خانه كعبه منحرف مى شود.

(مسئله 509 )واجب نيست در حال طواف روى طواف كننده به طرف جلو باشد، بلكه جايز است به سمت راست يا چپ نگاه كند و يا صورت را برگرداند، بلكه به عقب نگاه كند، همچنين مى تواند طواف را رها كند و كعبه را ببوسد و برگردد از همان جا طوافش را ادامه دهد.

(مسئله 510 )گاهى ديده مى شود كه بعضى از افراد، براى احتياء فرد ديگرى را وادار مى كند كه او را طواف دهد و خود طواف كننده اختيار را از خود سلب مى كند، و به دست او تكيه مى دهد و آن شخص ديگر او را با فشار با خود مى برد، اين طواف باطل است، و اگر كسى طواف نساء را اين طور به جا آورد، زنها يا مردها بر او حرام خواهند شد.

(مسئله 511 )اگر به واسطه مزاحمت طواف كنندگان و كثرت جمعيّت مقدارى از دور زدن به خلاف متعارف باشد، مثل آنكه روى طواف كننده يا پشتش به كعبه واقع شود و يا عقب عقب طواف كند يا بدون اختيارِ خود دور بزند، بايد آن مقدار را جبران كند، و اگر نتوانست برگردد، مى تواند به همراه جمعيّت بدون قصد طواف برود تا جايى كه طواف را از آنجا يا از محاذات آن محل، تدارك نمايد. در غير اين صورت، طواف او اشكال دارد، و اگر به هر حال طواف را از سر بگيرد و استيناف نمايد مجزى است.

(س 512 )شخصى در اثناى طواف براى بوسيدن و لمس بيت الله الحرام از مسير خود منحرف شده و نمى داند در بازگشت، طواف را از همان نقطه كه رها كرده بود ادامه داده است يا نه، آيا طوافش صحيح است؟ ج ـ اگر متوجه بوده كه از همان محلّى كه طواف را رها كرده شروع كند، و بعداً شك عارض شده، حكم به صحّت نمايد، و در غير اين صورت، اكتفا به طواف مزبور، محلّ اشكال است، و به هر حال اگر طواف را از سر بگيرد راحت تر است.

(مسئله 513 )اگر به سبب كثرت جمعيّت، انسان را بدون اختيار با خود ببرند به نحوى كه حركت انسان به اختيار و اراده خودش نباشد، اين مقدار از طواف صحيح نيست و بايد اين مقدار را از سر بگيرد; هر چند شانه چپ او از كعبه منحرف نشده باشد، و اگر چند قدم از طواف او را بى اختيار بردند، بايد همان مقدار را از سر بگيرد، و اگر از حجرالاسود به قصد طواف شروع كند، اشكال دارد; و منظور از اختيار آن است كه هر وقت خواست، بتواند توقّف كند، گرچه در همه صور راحت تر آن است كه طواف را از سر بگيرد و استيناف نمايد.

(مسئله 514 )اگر فشار جمعّيت باعث تند يا كُند رفتن طواف كننده شود مانعى ندارد، و همين مقدار كه بگويند مشغول طواف كردن است، كافى است.

(مسئله 515 )در طواف كردن هر طور برود، مانعى ندارد، مى تواند آهسته يا تند برود و يا بدود و يا سواره يا با ويلچر طواف كند، ليكن بهتر است كه به نحو متعارف طواف كند و ديگران را در طواف كردن اذيّت نكند.

چهارم: داخل كردن حِجر اسماعيل(عليه السلام)[74] است در طواف بدين معنا كه دور خانه كعبه و حِجر اسماعيل(عليه السلام)بگردد نه داخل حِجر اسماعيل(عليه السلام) و نه بالاى ديوار آن.

(مسئله 516 )اگر فرد داخل حِجر اسماعيل(عليه السلام) طواف نمايد، طوافش باطل است و بايد اعاده كند; و اگر عمداً اين كار را بكند، حكم باطل كردن عمدى طواف را دارد كه حكمش گذشت; و اگر سهواً اين كار را بكند، حكم باطل كردن سهوى را دارد.

(مسئله 517 )اگر كسى در بعضى از دُورها، حِجر اسماعيل را داخل در دايره طواف خود نكند، احتياط واجب آن است كه فقط آن دُور را از سر بگيرد، و اعاده طواف لازم نيست، گرچه اگر اعاده كند مانعى ندارد بلكه راحت تر است.

(مسئله 518 ) اگر كسى بعد از اعمال حج تمتّع متوجه شد كه چند شوط از اشواط را از داخل حجر اسماعيل(عليه السلام)انجام داده، حجّ او صحيح است، ولى بايد طواف را اعاده كند.

(مسئله 519 )اگر كسى در بعضى از دورها از روى ديوار حِجر اسماعيل(عليه السلام)برود، احتياط آن است كه آن دُور را از سر بگيرد يعنى از حجرالاسود تا حجرالاسود را از سر بگيرد، و در اين فرض نيز، بنا به احتياط مستحب تمام كردن آن شوطِ طواف از آنجايى كه از روى ديوار رفته نيز، كفايت نمى كند. گرچه در هر صورت از سرگرفتن و استيناف طواف راحت تر است.

(مسئله 520 )دست گذاشتن روى ديوار حِجر اسماعيل(عليه السلام)در حال طواف جايز است و به طواف ضرر نمى رساند، گرچه احتياط مستحب در ترك آن است.

(مسئله 521 )گرچه گفته مى شود كه مشهور بين فقها اين است كه طواف بايد با همان فاصله بين كعبه و مقام ابراهيم(عليه السلام)[75] باشد و فاصله بين كعبه و مقام تقريباً بيست و شش ذراع و نصف است كه حدود سيزده متر و نيم مى شود ولى طواف در فاصله زيادتر تا جايى كه انسان از طواف كنندگان جدا نباشد و طوافش به طور تك روى نباشد، طوافش صحيح است هر چند پشت مقام و بلكه تا نزديكى هاى ايوانها[76] هم باشد، خلاصه آنكه در دور زدن خانه خدا و طواف آن حدّ اتصال به صف طواف كنندگان است هر چند پشت مقام و نزديك ايوانهاى فعلى هم باشد.

پنجم، خروج طواف كننده از خانه كعبه است و آنچه از آن محسوب مى شود، به اينكه طواف دور همه كعبه و خارج از خود كعبه واقع شود، نه داخل كعبه و يا اجزاى آن.

(مسئله 522 )در اطراف ديوار خانه خدا يك پيش آمدگى است كه آن را «شاذِرْوان» گويند، كه آن جزء خانه كعبه است، و طواف كننده بايد آن را هم داخل طواف قرار دهد; ولى اگر كسى در بعضى از احوال به واسطه كثرت جمعيت يا غير آن از بالاى شاذروان برود و دور بزند، آن مقدار كه دور زده باطل است و بايد آن را اعاده كند، و راحت تر اين است كه طواف را از سر بگيرد و همان از سرگرفتن كفايت مى كند و اعاده ذكر شده لازم نيست.

(مسئله 523 )دست به ديوار خانه خدا گذاشتن در آنجايى كه شاذروان است جايز است و به طواف ضرر نمى رساند، گرچه احتياط مستحب ترك آن است.

ششم، طواف بايد هفت شوط كامل باشد، نه كمتر و نه زيادتر، «يعنى قصد نكند كه طوافش را زيادتر يا كمتر بياورد و هواى نفس و ميل خود را بر حكم شارع مقدم بدارد و تشريع نمايد كه معمولاً بلكه كلاً طواف كننده كه مى خواهد وظيفه شرعى خود را انجام دهد چنين قصدى نمى نمايد».

(مسئله 524 )احتياط واجب آن است كه موالات عرفيّه را در طواف مراعات بكند، يعنى در بين دورهاى طواف آن قدر طول ندهد كه از صورت طواف خارج شود.

(مسئله 525 )اگر از اول عمداً طواف كننده قصد كمتر از هفت دور و يا بيشتر از آن را بكند، طوافش باطل است، اگر چه به هفت دور تمام كند; و احتياط واجب آن است اگر از روى ندانستن حكم، بلكه اگر از روى سهو و غفلت باشد، طواف را اعاده كند، مگر آنكه جاهلِ قاصر[77] باشد، كه عدم وجوب اعاده خالى از وجه نيست، هر چند احتياط در اعاده است. و به هر صورت و در هر يكى از صُور ذكر شده در مسئله از سرگرفتن طواف راحت تر است.

(مسئله 526 )اگر در اثناى طواف از قصد هفت شوط برگردد و نيّت كند طواف را كمتر يا بيشتر از هفت شوط انجام دهد، هر چه را با اين نيّت به جا آورده، باطل است و بايد آن را اعاده كند، و اگر با اين قصد طواف را زيادتر به جا آورد، اصل طواف باطل مى شود.

(مسئله 527 )اگر كسى از اول قصد كند كه هشت دور به جا آورد، ليكن قصدش آن باشد كه هفت دور آن طواف واجب باشد و يك دور، قدم زدن دور خانه خدا براى تبّرك يا تماشا يا پيداكردن كسى و يا مقصد ديگرى باشد، طواف او صحيح است.

(س 528 )اگر كسى در هنگام خروج از مطاف، بعد از پايان هفت شوط مقدارى مسافت را به قصد اينكه زياده عمديّه جزء طوافش تشريعاً شود، آيا مُبطل طواف است؟ ج ـ زياده تشريعيه است و مبطل است، ليكن اگر به صورت سهو باشد وقتى كه متوجه شد رها كند طوافش صحيح است.

(مسئله 529 )اگر كسى عمداً از طواف واجب كم كند، چه يك دور يا كمتر يا بيشتر باشد، واجب است آن را به اِتمام برساند، و اين، در صورتى است كه موالات فوت نشده باشد; ولى در صورت فوت موالات، حكمش حكم قطع طواف است كه بيان مى شود; و اگر اتمام نكند، حكمش حكم كسى است كه طواف را عمداً ترك كرده به احتياط واجب، و حكم جاهل به مسئله، حكم عالم است ولى به هر حال اگر طواف را از سر بگيرد راحت تر و طوافش صحيح است.

(مسئله 530 )اگر كسى سهواً از طواف كم كند، پس اگر از نصف تجاوز كرده باشد، اقوى آن است كه از همان جا طواف را تمام كند، در صورتى كه فعل كثير نكرده باشد، و در صورت فوت موالات احتياط واجب اتمام و اعاده است، و نماز طواف را بعد از اعاده طواف بخواند، مگر آنكه موالات بين آن نماز و طواف قبلى فوت شود، كه در اين صورت بنا بر احوء بعد از هر يك از آنها دو ركعت نماز طواف احتياطاً به جا آورد، و اگر طواف را در تمام صور مسائل سابقه و لاحقه از سر بگيرد مجزى است.

(مسئله 531 )اگر سهواً طواف را كم كرده و تجاوز از نصف نكرده، طواف را دوباره اعاده نمايد، ليكن در همه موارد سهو، احتياط به تمام كردن طواف ناقص و اعاده طواف است، و راحت تر آنكه طواف را از سر بگيرد و طوافش صحيح است.

(س 532 )اگر كسى جهلا بيش از هفت شوط طواف كند و بقيّه اعمال بعد از آن را به جا آورد، تكليف او چيست؟ ج ـ اگر از اول قصد بيش از هفت شوط به نحو تشريع ـ كه گذشت ـ داشته باشد، طواف و نمازش صحيح نيست و بايد آنها را اعاده كند، و ظاهراً اعاده بقيّه اعمال لازم نيست; ولى اگر قصد هفت شوط داشته و بعد از تمام شدن، زيادى به جا آورد، پس اگر از نصف شوط چهارم يا بيشتر طواف زيادى كرده، احتياط آن است كه بقيّه را تا چهارده شوط تتميم كند و يك نماز ديگر هم به جا آورد و طواف و نماز را اعاده كند; و اگر كمتر از نصف شوط چهارم قصد طواف زيادى كرده و موالات عرفيّه به هم خورده است، احتياط واجب اعاده طواف و نماز است و اگر موالات عرفيّه به هم نخورده، حكم صورت قبل را دارد و به هر حال از سرگرفتن طواف صحيح مى باشد.

(س 533 )شخصى شوط اول طواف را خارج از مطاف و به قصد طواف انجام داده، بعد متوجه شده است كه طواف بايد در محدوده معيّنى باشد، لذا مجدداً طواف را در مطاف آغاز نموده و از سرگرفته و بعد از طواف، اعمال ديگر را انجام داده، آيا اشكال دارد؟ ج ـ حتّى بر فرض اعتبار مطاف هم مانعى ندارد، چون طواف زايد با قطع استمرار نيّت، زياده در طواف محسوب نمى شود.

(مسئله 534 )اگر بعد از مراجعت به وطن، متوجه شود كه طواف او ناقص بوده، بايد خودش برگردد و طواف را از سر بگيرد و در صورتى كه بعد از تجاوز نصف باشد مى تواند طواف ناقص را تكميل نمايد، چنانچه مى تواند طواف را از سر بگيرد و در صورت حرج، نايب بگيرد و احتياط مستحب آن است كه ناقص را تكميل و سپس اعاده نمايد.

(مسئله 535 )در طواف واجب، قِران جايز نيست، يعنى جايز نيست طواف واجب را كه تمام كرد، بدون اينكه نماز طواف را بخواند و فاصله شود، يك طواف ديگر به جا آورد; و اگر از اول طواف يا در اثناى طواف اول قصد قِران داشته، احتياط در اعاده طواف است; همچنين اگر بعد از تمام شدن طواف اول، قصد قِران كند، بنا بر احتياط طواف را اعاده كند.

(مسئله 536 )در طواف مستحبى «قِران» بين آنها مانعى ندارد، پس جايز است چند طواف مستحبى به دنبال هم به جا آورد و بعد نمازهاى آنها را بخواند.

(س 537 )شخصى در عمره تمتّع طواف را تمام كرده است، ولى مى گويد دلچسب نبود، لذا يك طواف ديگر بدون خواندن نماز طواف اول به جا مى آورد و نماز و سعى به جا مى آورد و تقصير مى كند، آيا عملش صحيح است يا نه؟ ج ـ طوافى را كه از سر گرفته مجزى و عمل او صحيح است.

(مسئله 538 )اگر زياد كند دورى را بر طواف يا بيشتر از يك دور و قصدش آن باشد كه زياده را جزء طواف ديگر قرار دهد، داخل در قِران ميان دو طواف است كه حرام است.

(مسئله 539 )اگر كسى سهواً طواف زيادى بر هفت دور به جا آورد. پس اگر زياده كمتر از يك دور است، اگر آن را قطع كند، طوافش صحيح است; و اگر يك دور يا بيشتر است، احوط آن است كه هفت دور ديگر را تمام كند، به قصد قربت مطلقه، بدون تعيين مستحب يا واجب. بعد دو ركعت نماز طواف به قصد طواف واجب قبل از سعى به جا آورد و دو ركعت ديگر بعد از سعى به جا آورد، و چه راحت تر كه طواف را از سر بگيرد و بعد نمازش را به جا آورد.

/ 79