1. تكلّم، به غير از ذكر خداوند و از ياد خدا غافل شدن;2. خنديدن و با حالت تكبّر راه رفتن، شكستن انگشتان، خميازه كشيدن و انجام هر كارى كه در نماز كراهت دارد;3. خوردن و آشاميدن;4. شعر خواندن.
نماز طواف
(مسئله 594) يكى از واجبات عمره و حج نماز طواف است، بنابراين، بر مُحرم واجب است بعد از تمام شدن طواف واجب، «چه طواف عمره تمتّع و چه عمره مفرده و چه حج تمتّع و چه طواف نساء» دو ركعت نماز مثل نماز صبح به قصد نماز طواف بخواند.(مسئله 595) سزاوار است نماز طواف را فوراً بدون تأخير پس از طواف بخواند و بين طواف و نمازش فاصله نيندازد و ميزان، مبادرت عرفيّه است، و در هر صورت، با تأخير نماز، اعاده طواف لازم نيست.(مسئله 596) محرم مى تواند نماز طواف را با هر سوره اى كه خواست بخواند، مگر سوره هايى كه در آنها سجده واجب است،[89] ولى مستحب است در ركعت اول بعد از «حمد» سوره «توحيد» را بخواند، و در ركعت دوم سوره «كافرون» را بخواند.(مسئله 597) نمازگزار قرائت نماز طواف را مى تواند آهسته بخواند و مى تواند بلند بخواند.(مسئله 598) شكّ در ركعات نماز طواف، موجب بطلان نماز است و بايد آن را اعاده كند، و بعيد نيست اعتبار ظنّ در ركعات.(مسئله 599) شكّ در افعال يا اقوالِ نمازِ طواف حكم شكّ در افعال و اقوال نمازهاى واجب ديگر را دارد، پس اگر محلّ آن نگذشته، آن را به جا آورد، و اگر محلّ آن گذشته به شكّ خود اعتنا نكند.(مسئله 600) نماز طواف واجب را بايد پشت مقام ابراهيم(عليه السلام)به جا آورد، به نحوى كه مقام در جلوى شخص قرار گيرد، نه سمت راست آن و نه سمت چپ و پشت مقام حدّ معيّنى ندارد و تا ايوانهاى فعلى (سنه 1424) مى توان نماز طواف را به جا آورد و ميزان صدق عرفى است، ليكن هرچه نزديكتر بهتر و احوط است.(مسئله 601) اگر كسى نماز طواف واجب را به خاطر جهل به مسئله يا نسيان در غير مقام ابراهيم(عليه السلام)بخواند و ساير اعمال را با اعتقاد به صحّت آن انجام دهد، در اين صورت فقط نماز را اعاده كند.(مسئله 602) نماز طوافِ مستحب را در هر جاى مسجدالحرام كه بخواهد مى تواند به جا آورد، اگر چه در حال اختيار باشد.(مسئله 603) اگر شخصى نماز طواف را فراموش كند، بايد هر وقت كه يادش آمد در پشت مقام آن را به جا آورد; و اگر در اثناى سعى صفا و مروه يادش بيايد، از همان جا سعى را رها كند و برگردد دو ركعت نماز طواف را پشت مقام بخواند، بعد از آن سعى را از همان جا كه قطع نموده، تمام كند.(مسئله 604) شخصى كه نماز طواف را فراموش كرده باشد و به ساير اعمالى كه بعد از نماز بايد به جا آورد عمل كرده باشد، اعاده آنها ظاهراً لازم نيست، اگر چه احتياط استحبابى در اعاده است.(مسئله 605) اگر در اثر ندانستن مسئله نماز طواف را نخوانده باشد، حكم فراموشى نماز را دارد.(مسئله 606) اگر كسى نماز طواف واجب را فراموش كند و پس از عمره يا حج يادش بيايد، پس اگر در مكّه است، بايد پشت مقام به جا آورد، همچنين است اگر از مكه خارج شده ولى مى تواند به مكه برگردد و براى او مشقّت ندارد.(مسئله 607) اگر از مكّه خارج شده و برگشتن به مسجدالحرام مشكل باشد، بايد هر جا كه يادش آمد نماز را به جا آورد، اگر چه در شهر ديگرى باشد، و برگشتن به حرم لازم نيست.(مسئله 608) اگر كسى نماز طواف را به جا نياورد يا نماز طوافى را كه فراموش كرده و يا باطل بوده نخوانده باشد و بميرد، بر پسر بزرگ او واجب است كه آن را قضا كند.(مسئله 609) بر هر مكلّف، واجب است نماز خود و شرايط و واجبات و قرائت و ذكرهاى واجب آن را به طور صحيح ياد بگيرد، مخصوصاً كسى كه مى خواهد به حج برود; و اگر كوتاهى كند و نماز خود را تصحيح نكند، بعضى گفته اند كه عمره و حجّ او باطل است و قهراً در حلال شدن زن و ساير محرّمات احرام، با اشكال مواجه مى شود.(مسئله 610) اگر شخصى نتوانست قرائت يا ذكرهاى واجب را ياد بگيرد، بايد نماز را به هر ترتيبى كه مى تواند خودش به جا آورد و همان كفايت مى كند; و اگر برايش امكان دارد، كسى را وا دارد كه نماز را به او تلقين كند، ولى به نماز جماعت اكتفا نكند چون مشروعيّت جماعت در نماز طواف محلِ اشكال است. همچنان كه نايب گرفتن نيز كافى نيست.(مسئله 611) اگر كسى از روى بى مبالاتى در ياد گرفتن قرائت و ذكر واجب نماز مسامحه كرد تا وقت تنگ شد، نماز را به هر نحو كه مى تواند بايد بخواند و صحيح است، ليكن معصيتكار است; و احتياط آن است كه به دستور مسئله قبل عمل كند، و اگر برايش امكان دارد كسى را وادار كند كه به او تلقين كند.(مسئله 612) نماز طواف را در همه اوقات مى توان خواند، مگر اينكه موجب فوت نماز واجب يوميه شود. پس در اين صورت بايد اول، نماز يوميه را بخواند.