ماه رمضان كه قرآن در آن نازل شده در حالى كه هدايتگر مردم و نشانه هاى روشنى از هدايت و جدا كننده حق از باطل است پس هر كس از شما آن ماه را دريابد بايد آن را روزه بگيرد و كسى كه مريض يا بر سفر باشد، پس تعدادى از روزهاى ديگر (روزه بگيرد) خداوند بر شما آسانى را خواسته و بر شما دشوارى را نخواسته است و براى اينكه تعداد را كامل كنيد و در مقابلِ آنكه خدا شما را هدايت كرده او را بزرگ بشماريد و شايد سپاسگزار باشيد (185)
نكات ادبى
1 ـ صيام مصدر از صام مانند قيام و آن در لغت به معناى امساك و پرهيز است، پرهيز از سخن گفتن را هم صوم مى گويند و در اصطلاح شرع صوم و صيام امساك از چند چيز بخصوص است مانند خوردن و آشاميدن و همبستر شدن با زن و موارد ديگر. 2 ـ اياماً منصوب است به جهت اينكه ظرف براى كتب است. 3 ـ يطيقونه از طاقت مشتق است. از آنجا كه تكليف الهى هميشه بر كمتر از طاقت بشرى است، در صورتى كه روزه برابر با طاقت بشر باشد يعنى خود را به زحمت و مشقتى كه برابر با طاقت اوست بيندازد، روزه واجب نيست مانند پيران. 4 ـ فديه بها، عوض، كفاره. 5 ـ رمضان نام ماه نهم از ماههاى قمرى و آن از رمض مشتق است كه به معناى حرارت شديد است. گويا وقتى كه اين نامها را براى اين ماهها مى گذاردند ماه رمضان به فصلى كه هوا به شدت گرم بود، افتاده بود مانند ربيع كه به معناى بهار و جمادى كه به معناى يخ بستن است. البته پيش از اسلام براى اينكه موسم حج به فصل معتدلى بيفتد جاى ماههاى قمرى را عوض مى كردند و آن را نسيىء مى گفتند كه در اسلام اين كار ممنوع شد. و نيز گفته شده كه رمضان نام خداست. 6 ـ قرآن نام مجموعه آياتى است كه بر حضرت محمد(ص) نازل شده و آن از قرء مشتق است كه به معناى جمع كردن است و چون آيات اين كتاب يكجا جمع شده است لذا به آن قرآن گفته شد و به خواندن ، قرائت گفته مى شود چون حروف و كلمات در آن جمع مى شوند. بعضيها قرآن را از قرن مشتق دانسته اند كه به معناى ضميمه كردن و پيوند دادن است چون آيات قرآنى به هم ضميمه شده اند و بعضيها اين كلمه را كلمه اصيل عربى ندانسته اند و گفته اند كه آن از واژه سريانى قريانا به معناى خواندن گرفته شده است. 7 ـ هدى مصدر به معناى فاعل و حال است. 8 ـ فرقان يكى ازنامهاى قرآن و به معناى جدا كننده حق از باطل است. 9 ـ ولتكملوا عطف به محذوف است يعنى آنچه گفته شد علتهاى گوناگونى دارد از جمله اين علتها اين علت است.
تفسير و توضيح
آيات (183-184) يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام... : به دنبال بيان چندين حكم از احكام الهى اينك حكم ديگرى كه موجب ارتباط عميق ميان خدا و مردم مى شود، ذكر گرديده و آن روزه دارى است. براى اينكه احساسات مؤمنان را به نفع اين حكم تحريك كند و آنها را آماده پذيرش آن قرار دهد در آغاز مؤمنان را با اين خطاب مفتخر مى سازد كه اى كسانى كه ايمان آورده ايد... و به تعبير امام صادق(ع) لذت اين خطاب سختى روزه گرفتن را از بين مى برد. سپس تشريع حكم روزه را اعلام مى دارد آنگاه جهت كاستن از سختى آن اظهار مى كند كه روزه گرفتن بر امتهاى پيشين هم واجب بود. طبق تحقيق، روزه در ميان تمام امتهاى گذشته به نحوى وجود داشته و حتى بت پرستان نيز براى تقرب به بتهاى خود گاهى روزه مى گرفتند و هم اكنون در ميان بت پرستان هندوستان روزه گرفتن در مواقع خاصى مرسوم است. يهود و نصارى و صابئين نيز براى خود نوعى روزه داشته اند در تورات و انجيل كنونى در مواردى روزه دارى تحسين شده و از روزه گرفتن موسى و عيسى سخن به ميان آمده است و در قرآن داستان نذر حضرت مريم آمده كه نذر كرد روزه بگيرد: فقولى انى نذرت للرحمن صوماً فلن اكلم اليوم انسيا (مريم / 26) پس بگو من براى خدا روزه اى نذر كرده ام پس امروز با هيچكس حرف نمى زنم. البته روزه مريم روزه صمت بود كه يعنى از حرف زدن با مردم امساك كرده بود ولى به هر حال آن هم نوعى روزه دارى است ولى آنچه در تورات و انجيل آمده روزه به معناى امساك از خوردن و آشاميدن است (رجوع شود به : تورات سفر تثنيه باب 9 آيه 9 و انجيل متى باب 4 آيه 2) در پايان آيه با يك عبارت كوتاه فلسفه مهم روزه دارى را بيان مى كند و آن اينكه روزه باعث ايجاد تقوا در انسان مى شود. انسان روزه دار با امساك از لذتهاى جسمى كه به خاطر خدا خود را از آنها محروم مى كند نوعى تمرين براى تسلط بر نفس و خواهشهاى آن انجام مى دهد و چون يك ماه اين تمرينها را تكرار كرد، در وجود او ملكه تقوا و خويشتن دارى ايجاد مى شود او ديگر به آسانى مى تواند از ارتكاب گناه و خوردن مال ديگران و تجاوز به حقوق مردم هر چند كه به نفع او باشد، پرهيز كند و بر نفس خود تسلط يابد و در جهت حفظ خود از معصيت ، اراده اى نيرومند داشته باشد. بايد توجه داشت كه فلسفه عالى و فايده مهم روزه گرفتن همان است كه قرآن فرمود ولى در كنار آن فوائد ديگرى نيز براى روزه دارى وجود دارد كه آنها هم به نوبه خود اهميت دارند. بعضى از آنها عبارتند از: فوايد اخلاقى: روزه دار براى آنكه روزه اش خدشه دار نباشد و مورد قبول حضرت حق قرار گيرد از كارهايى مانند غيبت ، دروغ ، بهتان و مانند آنها پرهيز مى كند و خود را به رعايت مبانى اخلاقى وادار مى سازد.