تفسیر کوثر جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تفسیر کوثر - جلد 1

یعقوب جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

يا أَيُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذى خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (* )اَلَّذى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشًا وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِه مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقًا لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْدادًا وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (*)

اى مردم پروردگارتان را پرستش كنيد كه شما و پيشينيان شما را آفريد شايد كه پروا داشته باشيد (21) آن كسى كه براى شما زمين را بستر و آسمان را سقف قرار داد و از آسمان آبى را فرستاد و به وسيله آن ميوه هايى بيرون آورد تا روزىِ شما باشد. پس براى خدا شريكانى قرار ندهيد در حالى كه خود مى دانيد (22)

نكات ادبى

1 ـ يا براى نداى قريب است همانگونه كه اى و ا براى نداى بعيد است و در يا ايها الناس كلمه يا ايها براى وصل حرف ندا به الناس است چون الناس الف و لام دارد و حرف نداء نمى تواند بر سر آن بيايد زيرا معرف با دو ادات تعريف مى شود كه جائز نيست و لذا كلمه ايها فاصله ميان اين دو قرار داده شد و اى كلمه اى است براى ابهام و هميشه با اجناس موصوف مى شود تا رفع ابهام گردد و در اينجا با الناس موصوف شده است و ها در ايها براى تنبيه است.

2 ـ خلق به معناى ايجاد و فعل بر اساس اندازه و مقدار است و اين صفتى است مشترك ميان خدا و انسان و به انسان نيز مى توان خالق گفت و لذا در قرآن آمده: فتبارك الله احسن الخالقين.

3 ـ فراش به معناى بساط و بستر است همانگونه كه بناء به معناى چيزى است كه از زمين بالاتر باشد و در اينجا به معناى سقف است.

4 ـ كلمه ندّ به معناى مثل و شريك و ضد است و يوم التناد يعنى روز نفرت.

تفسير و توضيح: از آغاز سوره بقره تا اين آيات، صحبت از سه گروه از مردم بود: متقين ، كافران و منافقان كه وصف هر سه گروه گذشت و اينك مطلب تازه اى شروع مى شود كه در سه قسمت آمده: اول بحث توحيد و اثبات وجود خدا. دوم بحث از نبوت و اثبات نبوت حضرت محمد (ص) و سوم بحث از معاد و بيان ويژگيهاى بهشت و جهنم و اينك قسمت اول:

آيه (21) يا ايها الناس اعبدوا... : خطاب اين آيه به عموم مردم است و اين نوع خطاب 20 بار در قرآن آمده و از ابن عباس نقل شده كه تمام خطابهايى كه به صورت يا ايها الذين آمنوا است در مدينه نازل شده و تمام خطابهايى كه به صورت يا ايها الناس است در مكه نازل شده البته اگر اين مطلب از نظر تاريخى صحيح باشد حرفى در آن نيست ولى اگر از اين جهت باشد كه در مكه اهل ايمان كم بودند و در مدينه زياد بودند، نمى توان اين استحسان را قبول كرد.

به هر حال در اين آيه خداوند خطاب به عموم مردم مى كند و از آنها مى خواهد كه پروردگارشان را عبادت كنند و براى اثبات لزوم عبادت ، چهار نوع از نعمتهاى مهم خود را كه به بشر ارزانى داشته متذكر مى شود. يادآورى اين نعمتها دو چيز را ثابت مى كند يكى وجود خدا واينكه شريك و انبازى ندارد و ديگرى لزوم عبادت و پرستش او كه اينهمه نعمت در اختيار بشر قرار داده است. به عبارت ديگر وجود اين نعمتهاى گوناگون، از نظر عقلى ايجاب مى كند كه درباره آنها و پديدآورنده آنها بينديشيم و از همين جا لزوم شناخت جهان و آفريدگار آن معلوم مى شود.

با تفكر در نعمتهاى موجود، در مرحله اول به پديدآورنده آنها پى مى بريم و در مرحله دوم از باب لزوم تشكر از صاحب نعمت، به وجوب عبادت و پرستش خداوند رهنمون مى شويم. قرآن كريم در اين آيه در صدد بيان هر دو مطلب است و با يادآورى بعضى از نعمتهاى الهى مى خواهد در مردم انگيزه اى هم براى شناخت و هم براى پرستش خداوند به وجود آورد. در اين جا چهار نوع نعمت يادآورى شده است:

1 ـ خلقت بشر: نخستين نعمتى كه در اينجا ذكر شده ، اصل خلقت و آفرينش انسان است كه مهمترين و اساسى ترين نعمت است و وجود انسان محور اصلى تمام نعمتهاست و اگر وجود انسان نباشد هيچ نعمتى مفهومى نخواهد داشت و اين خداست كه بشر را آفريد و لباس وجود بر او پوشاند تا از نعمتهاى ديگر استفاده كند.

خلقت انسان با آن پيچيدگيها وظرافتهاى خاصى كه دارد، بهترين دليل بر وجود خداوند و علم و قدرت و حكمت اوست واين نظم بديع و شگفت آورى كه در بدن انسان مشاهده مى شود ، برهان مهمى بر اثبات وجود خداست و در عين حال عقل بشر در مقابل اينهمه نعمتى كه به او داده شده ، لزوم پرستش و عبادت و شكر آفريننده را فرياد مى زند.

و لذا قرآن كريم در اين آيه خاطرنشان مى سازد كه پروردگارتان را پرستش كنيد زيرا اوست كه شما و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريد وپس از بيان اين مطلب اضافه مى كند كه پرستش خداوند در شما تقوا به وجود مى آورد. البته اين احتمال هم وجود دارد كه جمله لعلكم تتقون مربوط به عبادت نباشد بلكه مربوط به خلقت باشد و در چنين فرضى، معناى آيه چنين مى شود كه كه هدف از خلقت شما تقوا بوده است شبيه اين آيه كه مى فرمايد:

و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون (ذاريات / 56)

جن و انس را نيافريدم مگر براى اينكه مرا عبادت كنند.

اما احتمال اول با سياق آيه مناسب تر است.مطلب ديگرى كه ذكر آن در اينجا لازم است اينكه كلمه لعل به معناى ترجى و اميدوارى است كه احتمال دارد مطلب واقع بشود يا نشودولى در اين آيه و هر كجاى ديگر كه از طرف خداوند اظهار مى شود، وقوع مطلب حتمى و قطعى است و شايد خداوند همان بايد اوست.

آيه (22) الذى جعل لكم الارض... : همانگونه كه گفتيم خداوند در اين آيات چهار نوع از نعمتهاى خود را بر مى شمارد اولين آنها در آيه قبلى ذكر شد و اينك بقيه آن نعمتها كه در اين آيه آمده است: 2 ـ بستر بودن زمين: نعمت دوم اينكه خداوند زمين را به نحوى آفريد كه انسان به راحتى در روى آن زندگى كند و در واقع زمين بستر مناسبى براى انسان است كه در آن به زندگى خود ادامه بدهد. همانگونه كه در كف اطاق فرش مى گسترانند تا نشست و برخاست و آمد و شد در روى آن آسان باشد، خداوند نيز سطح زمين و طبقه رويين آن را طورى آفريد و گسترد كه مطابق با نيازهاى گوناگون انسان باشد و انسان بتواند به راحتى زندگى كند.

اگر سطح زمين نيز مانند درون آن مذاب بود و يا حركتهاى تندى داشت و يا عناصر سازنده آن غير از عناصر فعلى بود بشر نمى توانست روى آن زندگى كند و اينكه گاهى آتش فشانى رخ مى دهد يا زلزله اى به وقوع مى پيوندد در واقع براى گوشزد كردن اين معناست كه قدر نعمتها را بدانيد.

3 ـ سقف بودن آسمان: سماء در قرآن معانى مختلفى دارد و در اين آيه به معناى جوّ زمين است كه بالاى سر اهل زمين قرار گرفته و در آيه اى ديگر مى فرمايد:

و جعلنا السماء سقفا محفوظا (انبياء / 32)

و آسمان را سقفى محفوظ قرار داديم.

جوّ زمين نعمت بزرگى براى زمينيان است. اگر اين جو در اطراف زمين نبود، زمين در معرض سنگهاى آسمانى قرار داشت و خطر بزرگى ساكنان زمين را تهديد مى كرد اما جو زمين اين خطرها را دفع مى كند و هر سنگى را كه از فضا بر زمين فرود مى آيد ، مى سوزاند و از بين مى برد. علاوه بر آنچه گفته شد، جو زمين فوائد و منافع ديگرى هم دارد كه بعضى از آنها را بشر كشف كرده و شايد بعضى ديگر را در آينده كشف كند.

4 ـ نزول باران: يكى ديگر از نعمتهايى كه در اين آيه آمده ، نزول باران از آسمان است كه مى توان گفت حيات انسان به آن بستگى دارد و تمام منابع آب حتى آبهاى زيرزمينى از نزولات آسمانى تأمين مى شود.در اين آيه يكى از منافع مهم باران بيان شده و آن اينكه به وسيله باران ميوه هاى گوناگون از زمين مى رويد كه جزء مواد غذايى وروزى انسان مى شود.پس از ذكر اين چهار نعمت كه هر يك به تنهايى دليل بر وجود خدا و هم انگيزه اى قوى براى پرستش خداست ، چنين ادامه مى دهد كه بنابراين، براى خدا شريك قرار ندهيد در حالى كه شما مى دانيد يعنى همين عقل و علم و آگاهى كه در وجود بشر است كافى است كه او را به خدا رهنمون شود مشروط بر اينكه عقل خود را به كار اندازد.

در طول تاريخ ، بشر خيلى از اشياء و پديده ها را به عنوان شريك خدا پرستيده است از آفتاب پرستى و ستاره پرستى تا سنگ پرستى و بت پرستى همه را بشر تجربه كرده است آنچه مسلم است اين است كه اين معبودهاى دروغين را مستقلا خداى آفريننده نمى دانسته بلكه آنها را شريك خدا و واسطه ميان خلق و خدا مى پنداشته است منتهى گاهى چنان در بت پرستى غوطهور مى شده كه گويا به آن استقلال داده است.

بت پرستى تاريخ ديرينه اى در ميان بشر دارد و حتى حضرت نوح كه يكى از قديمى ترين پيامبران الهى است با بت پرستى مبارزه كرده و نام بعضى از بتهاى موجود در زمان نوح در قرآن كريم آمده و قرآن ا زبت پرستان عصر نوح چنين نقل مى كند:

و قالوا لاتذرن الهتكم و لاتذرنّ ودّا و لا سواعا و لايغوث و يعوق و نسراً(نوح/23)

و گفتند: خدايانتان را رها نكنيد و نيز رها نكنيد ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر را.

در هر حال خداوند در اين دو آيه با بر شمارى بعضى از نعمتهاى خود، بشر را از افتادن در دام شرك و بت پرستى بر حذر مى دارد و به سوى پرستش خود مى خواند.

چند روايت:

1 ـ عن الرضا (ع) قال : اول عبادة الله معرفته و اصل معرفة الله توحيده و نظام توحيد الله نفى الصفات عنه ...(1)

امام رضا فرمود: نخستين مرحله در عبادت خداوند شناخت اوست و اصل شناخت خدا اقرار به يگانگى و توحيد اوست و نظام توحيد خداوند نفى صفات از اوست.

2 ـ عن على بن الحسين (ع) قال : من عمل بما افترض الله عليه فهو من اعبد الناس(2)

امام حسين (ع) فرمود: كسى كه به واجبات الهى عمل كند، از عابدترين مردم است.

3 ـ امام زين العابدين عليه السلام در تفسير همين آيه شريفه فرمود: خداوند زمين را مناسب با طبع شما و بدنهاى شما آفريد و آن را بسيار گرم قرار نداد كه شما را بسوزاند و بسيار سرد قرار نداد كه شما را منجمد كند و آن را بسيار خوشبو قرار نداد تا مغز شما آسيب نبيند و آن را بسيار بدبو نساخت تا شما هلاك نشويد و آن را بسيار نرم مانند آب قرار نداد تا شما غرق نشويد و آن را بسيار سخت قرار نداد تا شما در ساختن خانه ها و بناها و كندن قبور عاجز نشويد...(3)

وَ اِنْ كُنْتُمْ فى رَيْب مِمّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَة مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ اِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (*)فَاِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النّارَ الَّتى وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرينَ (*)

و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده ايم شك داريد پس سوره اى همانند آن را بياوريد و گواهان خود را جز خدا بخوانيد اگر راستگو هستيد (23) پس اگر اين كار را انجام نداديد و هرگز هم انجام نخواهيد داد، پس بترسيد از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگ است كه براى كافران آماده شده است.(24)

1 - نور الثقلين ج 1 ص 39.

2 - همان ج 1 ص 40

3 - تفسير البرهان ج 1 ص 67 و نورالثقلين ج 1 ص 41

/ 190