تفسیر کوثر جلد 1
لطفا منتظر باشید ...
صفات را تأويل نمى كنيم و نمى گوييم كه منظور از دست قدرت و منظور از سمع و بصر علم است (1) البته بعضى از آنها براى فرار از تشبيه و تجسم گفته اند ما از كيفيت آن بى خبريم و با گفتن يك بلاكيف يا همان بلكفه خود را راحت كرده اند:قدشبهوه بخلقه و تخوفواشنع الورى فتستّروا بالبلكفة نشستن خدا بر كرسى در بعضى از روايات اهل سنت هم آمده است طبق اين روايات،خدا در قيامت بر روى كرسى خود مى نشيند و مردم او را مى بينند(2) و پيامبر در روز قيامت به طرف كرسى خدا مى رود و به او سجده مى كند.(3)و خدا در قيامت با كرسى ميان آسمانها و زمين ديده مى شود.(4) (اين روايات را با رواياتى كه از طريق ائمه اهل بيت درباره كرسى وارد شده و به زودى نقل خواهيم كرد، مقايسه كنيد). 2 ـ در اينجا نه تختى وجود دارد و نه خدا بر آن نشسته و نه چيز ديگر. اين فقط يك نوع تمثيل است و عظمت خدا را تصوير مى كند. نظير اين آيه: و ما قدروالله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيامه و السموات مطويات بيمينه (زمر / 67) و خدا را چنانكه شايسته اوست نشناختند. روز قيامت ، زمين يكسره در قبضه اوست و آسمانها به دست راست او پيچيده مى شود. طبق اين نظريه، كرسى در اين آيه حقيقت خاصى را بيان نمى كند بلكه فقط يك نوع مثلى است كه براى رساندن عظمت خدا بيان شده است.(5) 3 ـ منظور از كرسى، سلطنت و قدرت مطلقه خدا در جهان هستى است و همانگونه كه پادشاه و فرمانروا در تخت مى نشيند و حكمرانى مى كند و تخت او مظهر حاكميت او و قدرت اوست، كرسى خدا هم كنايه از قدرت خداست.(6)