تفسیر کوثر جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تفسیر کوثر - جلد 1

یعقوب جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

9 ـ وجه اعجاز قرآن چيزى است كه نمى توان از آن تعبير كرد به اين معنى كه وجه اعجاز قرآن چيزى است كه درك مى شود ولى قابل توصيف نيست.

10 ـ اعجاز قرآن به علت استمرار فصاحت وبلاغت در همه قرآن است.

11 ـ اعجاز قرآن به علت بلاغتى است كه ذوق آنرا مى فهمد ونفس آنرا مى پذيرد.

12 ـ اعجاز قرآن به سبب همه آن وجوهى است كه گفته شد ونبايد وجه واحدى را درنظر گرفت.

زركشى پس از نقل دوازده وجه بالا به وجوه ديگرى نيز اشاره مى كند.(1)

در اينجا نظرات بعضى از متكلمين از معتزله واشاعره وشيعه را در مورد وجوه اعجاز قرآن به اختصار نقل مى كنيم:

- قاضى عبدالجبار معتزلى معتقد است كه وجه اعجاز قرآن اين است كه قرآن عرب را به معارضه طلبيده ولى آنان با وجود اينكه در فصاحت به نهايت آن رسيده بودند، باقرآن معارضه نكردند واين هيچ علتى نداشت جز آنكه از آوردن مانند قرآن عاجز بودند. بنابراين همان ترك معارضه دليل اعجاز قرآن است.(2)

- خطابى پس از نقل بعضى از وجوه مى گويد: اعجاز قرآن از اين جهت است كه با فصيح ترين لفظها وزيباترين نظم وتأليف، صحيح ترين معانى را دربرگرفته است.(3)

- بسيارى از معتزله فصاحت وبلاغت را جهت اعجاز قرآن مى دانستند ومى گفتند عربها همواره در مقابل فصاحت وبلاغت قرآن تعظيم مى كردند.(4)

- باقلانى اعجاز قرآن را در دوجهت مى داند يكى نظم واسلوب غريب آن وديگرى فصاحت وبلاغتى كه در سطح بسيار بالايى در قرآن وجود دارد.(5)

1 ـ بدرالدين زركشى، البرهان فى علوم القرآن ج 2 ص 93ـ107 همين مطلب را سيوطى نيز به صورت پراكنده آورده (الاتقان ج 2 ص 118).

2 ـ عبدالجبار همدانى، شرح الاصول الخمسه ص 586.

3 ـ خطابى، بيان اعجازالقرآن ص 27 چاپ شده در مجموعه ثلاث رسائل فى اعجازالقرآن.

4 ـ فاضل مقداد، اللوامع الالهيه ص 219.

5 ـ باقلانى، اعجاز القرآن ص 35. - ايجى وجرجانى بلاغت قرآن را جهت اعجاز آن مى دانند ومى گويند: در قرآن تمام فنون بلاغت به كاربرده شده وهيچ يك از بلغا هرچند هم به قلّه آن رسيده باشند، قادر نيستند همه وجوه بلاغت را در سخن خود به كار گيرند.(1)


/ 190