تفسیر کوثر جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تفسیر کوثر - جلد 1

یعقوب جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

2 ـ ما در مابعوضه يا براى تنكير است كه با كلمه بعوضه تفسير مى شود و يا براى تشديد ابهام كلمه قبل مى باشد و در اين صورت براى تاكيد است و تعبير مثلاما شامل هر نوع مثلى مى شود و در اينجا شدت ابهام مطلوب است.

3 ـ ضرب در اينجا با تضمين معناى جعل دو مفعول گرفته كه يكى مثلا و ديگرى بعوضة است.

4 ـ بعوضة به معناى پشه كوچك است و از بعض مشتق شده كه به معناى جزئى از يك چيز آمده و پشه آنچنان كوچك است كه گويا جزئى از يك موجود است.

5 ـ مثلا در بهذامثلا براى تميز است و مصداق هذا را تبيين مى كند.

6 ـ فاسق كسى است كه از طاعت خدا خارج شده است از ماده فسق به معناى خارج شدن است و به موش فويسقه گفته مى شود به خاطر خروج مكررا زلانه.

7 ـ ميثاق مصدر ميمى است به معناى پيمان بستن مانند ميعاد و ميلاد.

8 ـ خسران از بين رفتن سرمايه ، هلاكت.

9 ـ اولئك مبتداء و هم مبتداى دوم ، خاسرون خبر مبتداى دوم و جملگى خبر مبتداى اول

تفسير و توضيح

آيه (26) ان الله لايستحيى ان يضرب... : بگونه اى كه پيش از اين گفتيم، در قرآن مجيد گاهى مطالب فكرى و معنوى به امور مادى تشبيه شده است تا مخاطب مطلب را به راحتى دريابد و گفتيم كه در قرآن حدود پنجاه مثل آمده و گاهى به حيوانات و حشرات كوچكى مانند مگس و عنكبوت مثل زده شده است.

بعضى از مخالفان قرآن همين امر را دستاويز قرارداده و به قرآن ايراد مى كردند كه چرا به چنين موجودات حقيرى مثل مى زند؟ خداوند در آيه مورد بحث به اين ايراد پاسخ مى دهد و اعلام مى دارد كه خداوند باكى ندارد كه به اشياء حقيرى چون پشه يا بزرگتر از آن مثل بزند و اگر سخن اقتضاء كند، مثل زدن به پشه يا موجودات كوچك ديگر ايرادى ندارد

چون پشه هم براى خود خصوصياتى دارد كه آن را از موجودات ديگر متمايز مى سازد و مى تواند مورد مثل قرار بگيرد و كوچكى جثه و حجم، دليل بر سادگى و حقارت آن نيست بلكه در وجود همين پشه و يا مگس و يا عنكبوت كوچك دنيايى از شگفتيها وجود دارد كه دانشمندان را به حيرت انداخته است و به تعبير امام صادق(ع) پشه تمام اعضاء يك فيل را دارد به اضافه دو بال كه فيل آن را ندارد!

در اين آيه پس از طرح مطلب ، اساس اينگونه ايرادها و بهانه جوييها را ريشه يابى مى كند و روشن مى سازد كه علت اصلى عنوان كردن چنين ايرادهاى بى مورد، بيمارى روحى آنهاست كه از كفر ناشى مى شود وقتى آنها اساس اسلام را قبول ندارند و با ديده بدبينى و دشمنى نگاه مى كنند، معلوم است كه دست به هر گونه اشكال تراشى خواهند زد.

در مقابل آنها افراد با ايمان كه حقانيت قرآن و اسلام را باور دارند ، هر مطلبى را كه از جانب خداوند است قبول مى كنند و آن را حق مى دانند و هر مثلى كه از طرف خدا زده شود براى آنها مايه تفكر و انديشيدن است، چنانكه در جاى ديگر مى فرمايد: و تلك الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الا العالمون (عنكبوت/ 43)

و اين مثل ها را براى همه مردم مى زنيم ولى فقط عالمان آن را مى فهمند.

در اينجا به چند نكته اشاره مى كنيم:

1 ـ نظير اين تعبير كه خدا از زدن مثل حيا نمى كند، در آيه ديگرى هم آمده است:

و الله لايستحيى من الحق (احزاب / 53)

خدا از حق حياء نمى كند.

اين دو تعبير به طور كلى حيا را از خداوند نفى نمى كند بلكه حياء در اين دو مورد را نفى مى كند و لذا در روايات ما به خداوند نسبت حيا داده شده است به عنوان نمونه:

عن رسول الله (ص) ان الله كريم بيده الخيرات يستحيى ان يكون عبده المؤمن قد احسن به الظن ثم يخلف ظنه و رجائه (1)پيامبر (ص) فرمود: خداوند كريم است و همه خوبيها دست اوست خداوند حياء مى كند از اينكه بنده مؤمن او به او حسن ظن داشته باشد ولى او از ظن و اميدش تخلف كند.

عن ابى جعفر (ع) ان الله يستحيى و يحب اهل الحياء(2)امام باقر (ع) فرمود: خداوند حيا مى كند و حيا كنندگان را دوست دارد.پرواضح است كه حياكردن خدا مانند حيا كردن ما نيست كه از چيزى متأثر شود بلكه منظور از حياء خدا ، عمل به نتيجه آن تأثير است به طوريكه در نكات ادبى شرح داده شد.

2 ـ اينكه خداوند فرموده است: (بعوضة فما فوقها) پشه و بالاتر از آن ، ظاهر عبارت دلالت مى كند كه منظور از بالاتر حيوانات و اشياء بزرگتر از پشه است مانند مگس و عنكبوت ولى بعضيها گفته اند كه منظور از بالاتر در اينجا اين است كه از لحاظ كوچكى جثه بالاتر از پشه باشد در اين صورت شامل حيوانات و حشرات

1 - اصول كافى ج 2 ص 71

2 - من لايحضره الفقيه ج 3 ص 506 كوچكتر از پشه مى شود.اما نديديم كه در قرآن به حشره اى كوچكتر از پشه مثل زده شود و لذا معناى اول درست تر به نظر مى رسد.

/ 190