تفسير و توضيح
آيه (26) ان الله لايستحيى ان يضرب... : بگونه اى كه پيش از اين گفتيم، در قرآن مجيد گاهى مطالب فكرى و معنوى به امور مادى تشبيه شده است تا مخاطب مطلب را به راحتى دريابد و گفتيم كه در قرآن حدود پنجاه مثل آمده و گاهى به حيوانات و حشرات كوچكى مانند مگس و عنكبوت مثل زده شده است.بعضى از مخالفان قرآن همين امر را دستاويز قرارداده و به قرآن ايراد مى كردند كه چرا به چنين موجودات حقيرى مثل مى زند؟ خداوند در آيه مورد بحث به اين ايراد پاسخ مى دهد و اعلام مى دارد كه خداوند باكى ندارد كه به اشياء حقيرى چون پشه يا بزرگتر از آن مثل بزند و اگر سخن اقتضاء كند، مثل زدن به پشه يا موجودات كوچك ديگر ايرادى نداردچون پشه هم براى خود خصوصياتى دارد كه آن را از موجودات ديگر متمايز مى سازد و مى تواند مورد مثل قرار بگيرد و كوچكى جثه و حجم، دليل بر سادگى و حقارت آن نيست بلكه در وجود همين پشه و يا مگس و يا عنكبوت كوچك دنيايى از شگفتيها وجود دارد كه دانشمندان را به حيرت انداخته است و به تعبير امام صادق(ع) پشه تمام اعضاء يك فيل را دارد به اضافه دو بال كه فيل آن را ندارد! در اين آيه پس از طرح مطلب ، اساس اينگونه ايرادها و بهانه جوييها را ريشه يابى مى كند و روشن مى سازد كه علت اصلى عنوان كردن چنين ايرادهاى بى مورد، بيمارى روحى آنهاست كه از كفر ناشى مى شود وقتى آنها اساس اسلام را قبول ندارند و با ديده بدبينى و دشمنى نگاه مى كنند، معلوم است كه دست به هر گونه اشكال تراشى خواهند زد. در مقابل آنها افراد با ايمان كه حقانيت قرآن و اسلام را باور دارند ، هر مطلبى را كه از جانب خداوند است قبول مى كنند و آن را حق مى دانند و هر مثلى كه از طرف خدا زده شود براى آنها مايه تفكر و انديشيدن است، چنانكه در جاى ديگر مى فرمايد: و تلك الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الا العالمون (عنكبوت/ 43) و اين مثل ها را براى همه مردم مى زنيم ولى فقط عالمان آن را مى فهمند. در اينجا به چند نكته اشاره مى كنيم: 1 ـ نظير اين تعبير كه خدا از زدن مثل حيا نمى كند، در آيه ديگرى هم آمده است: و الله لايستحيى من الحق (احزاب / 53) خدا از حق حياء نمى كند. اين دو تعبير به طور كلى حيا را از خداوند نفى نمى كند بلكه حياء در اين دو مورد را نفى مى كند و لذا در روايات ما به خداوند نسبت حيا داده شده است به عنوان نمونه: عن رسول الله (ص) ان الله كريم بيده الخيرات يستحيى ان يكون عبده المؤمن قد احسن به الظن ثم يخلف ظنه و رجائه (1)پيامبر (ص) فرمود: خداوند كريم است و همه خوبيها دست اوست خداوند حياء مى كند از اينكه بنده مؤمن او به او حسن ظن داشته باشد ولى او از ظن و اميدش تخلف كند. عن ابى جعفر (ع) ان الله يستحيى و يحب اهل الحياء(2)امام باقر (ع) فرمود: خداوند حيا مى كند و حيا كنندگان را دوست دارد.پرواضح است كه حياكردن خدا مانند حيا كردن ما نيست كه از چيزى متأثر شود بلكه منظور از حياء خدا ، عمل به نتيجه آن تأثير است به طوريكه در نكات ادبى شرح داده شد. 2 ـ اينكه خداوند فرموده است: (بعوضة فما فوقها) پشه و بالاتر از آن ، ظاهر عبارت دلالت مى كند كه منظور از بالاتر حيوانات و اشياء بزرگتر از پشه است مانند مگس و عنكبوت ولى بعضيها گفته اند كه منظور از بالاتر در اينجا اين است كه از لحاظ كوچكى جثه بالاتر از پشه باشد در اين صورت شامل حيوانات و حشرات
1 - اصول كافى ج 2 ص 712 - من لايحضره الفقيه ج 3 ص 506 كوچكتر از پشه مى شود.اما نديديم كه در قرآن به حشره اى كوچكتر از پشه مثل زده شود و لذا معناى اول درست تر به نظر مى رسد.