تفسیر کوثر جلد 1
لطفا منتظر باشید ...
* فخر رازى مى گويد: صابئين از صبأ مشتق شده كه به معناى خروج از دينى به دين ديگر است و عرب ها پيامبر اسلام را صابئى ناميدند زيرا كه او دينى بر خلاف اديان آنها آورده بود.(1)
* شهرستانى مى گويد: در لغت گفته مى شود: صبأالرجل كه به معناى ميل كردن و لغزيدن است و به اين جهت كه صابئين از سنتهاى حق اعراض كردند و از روش انبياء لغزيدند، به آنها صابئين گفته مى شود. و گاهى مى گويند: صبأالرجل به معناى عشق و دوست داشتن است.(2)
* راغب اصفهانى مى گويد: صابئين قومى بر دين نوح بودند و به هر كسى كه از دينى به دين ديگر خارج شود صابئى گفته مى شود و از صبأ مشتق است. گفته مى شود: صبأ ناب البعير وقتى كه دندان ناب شتر برويد و آشكار شود ... و بعضيها گفته اند كه از ماده صبى يصبو مشتق شده است.(3)
* ابن منظور پس از نقل اينكه صابئين گمان مى كنند كه بر دين نوح هستند، مى گويد: به كسانى كه در زمان پيامبر مسلمان مى شدند، صابئى مى گفتند و منظورشان اين بود كه آنها از دينى به دين ديگر خارج شده اند. و صبأ يصبأ و صبأ يصبو هر دو به معناى خروج از دينى به دين ديگر است و تصبأ النجوم يعنى ستارگان از مطلع خود طلوع كردند...
* ابو اسحاق زجاج گفته است: صابئين در قرآن به معناى خارج شدگان از دينى به دين ديگر است... و عربها پيامبر اسلام را صابئى مى ناميدند، چون از دين قريش به اسلام روى آورده بودند و آنها هر كسى را كه مسلمان مى شد مصبوّ مى ناميدند و همزه را به واو تبديل مى كردند و نيز مسلمانان را صباة مى گفتند (بدون همزه) و گويا اين واژه جمع صابى بدون همزه است مانند: قاضى و قضاة و غازى و غزاة.(4)
* زبيدى پس از نقل مطالبى كه از ابن منظور آورديم، اضافه مى كند كه در روضه