اخلاق اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اخلاق اسلامی - نسخه متنی

احمد دیلمی، مسعود آذربایجانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

6. اُلفت و اجتماع: اجتماع افراد با يكديگر و زندگى در كنار هم موجب

محبت و اُنس آنان به يكديگر مى گردد. اُنس و اُلفت ريشه در طبيعت و سرشت آدمى

دارد. بر همين اساس است كه گفته مى شود واژه «انسان» از ماده «اُنس» است، نه

«نسيان».(1)

7. شباهت در اوصاف ظاهرى: اشتراك در يك يا چند ويژگى ظاهرى باعث

پيدايش محبت مى شود. علاقه كودكان به يكديگر و پيران به همديگر و افراد هم

شغل و همكار با يكديگر از همين قبيل است.

8 . رابطه عليّت: چون معلول ناشى از علت و متناسب و هم سنخ با آن

است، پس محبوبِ علت واقع مى گردد; زيرا به منزله بعضى از اجزاى علت و پاره اى

از آن است. معلول نيز علت را از آن رو دوست دارد كه در واقع علتْ اصل آن است.

بنابراين هر يك از آن دو در محبت نسبت به ديگرى، در حقيقت به خويش عشق

مىورزند.(2)

با صرف نظر از اين كه آيا همه اسباب ايجاد محبت در موارد يادشده خلاصه مى

شود يا خير، و با چشم پوشى از تداخل يا استقلال هر يك از اسباب مذكور، همه

اسباب و موجبات محبت آفرين به طور حقيقى فقط در خداوند وجود دارد و تصوّر

وجود آن در غير او توهّم و تخيّلى بيش نيست. در بيان اين حقيقت مى توان گفت:

وجود هر كسى فرع وجود خداوند است و هستى مستقلى از وجود خداوند ندارد، و كمال

وجودش از خداوند، به وسيله او و به سوى او است، و سرچشمه لذت و احسان خداوند

است. خالق احسان او است و هر احسانى بيانگر حُسنى از حَسَنات قدرت و فعل او

است. بدون ترديد جمال و كمال بالذات فقط در او وجود دارد. شكى نيست كه جمال

معنوى براى اهل بصيرت دوست داشتنى تر و زيباتر است. همچنين روح و جان آدمى با

پروردگار خويش رابطه اى مخفى و رمز و رازى درونى دارد و شايد آيه قل الرّوح

من امر ربّى(3) «بگو: روح از
سنخ فرمان پروردگار من است».

اشاره به همين رابطه باطنى دارد. وجود رابطه عليّت بين خدا و انسان آشكار

و بى نياز از توضيح است، ولى دو سبب ديگر يعنى «اجتماع مادى» و «اشتراك در

اوصاف ظاهرى»، اولا در محبت آفرينى نقش ضعيفى دارند و ثانياً نسبت دادن آنها

به خداوند موجب نقص مى شود و در واقع محال است. بنابراين همه اسباب محبت به

طور حقيقى و در بالاترين درجات در خداوند وجود دارد و چون هيچ شريكى در

اوصافش ندارد، هيچ گونه شريكى را نيز در محبت برنمى تابد.(4)

ب) نشانه هاى محبت به خداوند: ارزش هاى متعالى و مقدس همواره با آفت

مدعيان دروغين روبه رو بوده اند. اين ادعاها و تصورات غيرواقعى گاهى چنان

پيچيده اند كه حتى حقيقت امر بر خود اشخاص نيز پوشيده مى ماند. بسا كودك

صفتانى كه الفباى محبت پروردگار را نياموخته اند، ولى خويشتن را از دوستان

خاص الهى مى شمارند و دعوى عشق و ارادت به او دارند. بيان نشانه هاى آشكار و

ملموس دوستان خداوند، راه مناسبى براى خودشناسى و ديگرشناسى و معيارى براى

صدق و كذب ادعاى دوستى و محبت خداوند است. شاخص ترين اين نشانه ها به روايت

منابع اوّليّه اخلاق اسلامى به قرار زير است:

1. دوست داشتن مرگ: دوستدار حقيقى، مشتاق مشاهده محبوب خويش است. اگر

چه مرگ تنها راه ملاقات و رؤيت جمال خداوند نيست، ولى به طور عموم تحقق اين

امر با عبور از گذرگاه مرگ ميسّر است. كسى كه به مقصدى عشق ورزد، هر آنچه به

آن هدف رهنمون شود، محبوب او واقع خواهد شد. قرآن كريم در اين باره مى

فرمايد: «بگو: اى كسانى كه يهودى شده ايد، اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد

نه مردم ديگر، پس اگر راست مى گوييد درخواست مرگ كنيد».(5) البته همچنان كه

محبت خداوند داراى درجات و مراتبى است، خوشايند يا ناخوشايند بودن مرگ هم در

نظر افراد درجاتى دارد.

كراهت نسبت به مرگ در صورتى با محبت خداوند ناسازگار است كه منشأ آن محبت

به مظاهر دنيا از قبيل اموال، فرزندان، خانواده و مقام باشد. اما هرگاه علاقه

به بقا در دنيا به منظور كسب آمادگى براى ملاقات پروردگار و انجام اعمال نيك

باشد، با دوستى خداوند منافاتى ندارد.(6)


1. ر.ك: راغب اصفهانى: پيشين، ص 94.

2. همان، ج 3، ص 139.

3. سوره اسراء، آيه 85 .

4. ر.ك: فيض كاشانى، محسن: پيشين، ج 8 ، ص 16 ـ 27; نراقى، محمدمهدى:

پيشين، ص 142 ـ 146.

5. سوره جمعه، آيه 6.

6. ر.ك: نراقى، محمدمهدى: پيشين، ج 3، صص 174 و 175.

/ 114