حوثرة اسدى - جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 3

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید - جلد 3

محمود مهدوی دامغانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و مى‏گفته است: مال براى تو باقى نمى‏ماند، با مال براى خود ستايش و پاداشى خريدارى كن كه براى تو پايدار باشد.

حوثرة اسدى

ابو العباس مبرد مى‏گويد: پس از كشته شدن على (عليه السلام) گروهى از خوارج بر معاويه خروج كردند كه از جمله ايشان حوثره اسدى و حابس طايى بودند. آن دو همراه گروههاى خويش در حالى كه معاويه در كوفه بود خروج كردند و به جايگاهى كه اصحاب نخيله خروج كرده بودند رفتند. معاويه در سال «جماعت» وارد كوفه شده بود، حسن بن على (عليه السلام) از خلافت كناره گرفته بود و براى رفتن به مدينه از كوفه بيرون آمده بود، و پس از آنكه مقدارى راه پيموده بود معاويه كسى را به حضورش گسيل داشت و استدعا كرد كه عهده‏دار جنگ با خوارج شود، امام حسن (عليه السلام) به او پاسخ داد: به خدا سوگند من از جنگ با تو فقط براى حفظ خون مسلمانان دست برداشتم و گمان نمى‏كنم اين كار براى من روا باشد. آيا از سوى تو عهده‏دار جنگ با گروهى شوم كه خودت براى جنگ از آنان سزاوارترى.

مى‏گويم [ابن ابى الحديد] اين سخن [امام حسن‏] موافق گفتار پدر اوست كه فرموده است: «پس از من با خوارج جنگ مكنيد زيرا آن كس كه در جستجوى حق است و خطا مى‏كند و به آن نمى‏رسد همچون كسى نيست كه در جستجوى باطل است و به آن مى‏رسد» و اين سخن حقى است كه نمى‏توان از آن رويگردان بود و اصحاب [معتزلى‏] ما هم همين عقيده را دارند كه عذر خوارج در نظر ايشان پسنديده‏تر از عذر معاويه است و گمراهى آنان كمتر از گمراهى اوست و معاويه براى جنگ مستحق‏تر است.

ابو العباس مبرد مى‏گويد: چون پاسخ امام حسن به معاويه رسيد، نخست پدر حوثره اسدى را فراخواند و به او گفت: برو و كار پسرت را براى من كفايت كن.

پدر حوثره اسدى پيش او رفت و از او خواست به اطاعت برگردد، نپذيرفت و چون پدر اصرار كرد او مصمم‏تر شد. پدر گفت: اى پسركم هم اكنون پسركت را پيش تو مى‏آورم شايد همين كه او را ببينى نسبت به او مهربانى نمايى و گرايش‏

/ 422