مثل پانزدهم : قلب مومن بسان سرزمين پاكيزه - مثل هاى آموزنده قرآن نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مثل هاى آموزنده قرآن - نسخه متنی

مولف: جعفر سبحانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تفسير واژه

(ميت ) با تخفيف به معنى ميت با تشديد، كنايه از كافر است ، طبعا در مقابل آن (حى ) كنايه از مومن است ).

(نور) به معنى روشنى ، كنايه از ايمان همچنان كه (ظلمات ) به معنى تاريكى كنايه از الحاد است .

درباره نور ايمان بايد گفت :




  • چراغى است در پيش چشم خرد
    كه دل ره به نورش به يزدان برد



  • كه دل ره به نورش به يزدان برد
    كه دل ره به نورش به يزدان برد



بنابراين كافر حكم ميت داشته و مومن حكم حى و زنده ، و ايمان بسان نور، حالتى روشنى بخش داشته و كفر بسان ظلمت مايه تاريكى ها است .

شاءن نزول آيه

مفسران مى گويند: آيه در حق حمزه عموى پيامبر و ابو جهل فرود آمده است ، حمزه در بيرون مكه به شكار رفته بود، پس از بازگشت آگاه شد كه ابوجهل برادرزاده او (حضرت محمد صلى الله عليه و آله ) را آزار و اذيت كرده است او از اين كار سخت برآشفت ، بدون اين كه لباس سفر از تن بيرون بياورد سراغ ابوجهل رفت و با سلاحى كه در دست داشت بر سر او كوبيد به گونه اى كه خون از صورت او جارى شد، ولى ابوجهل كه از شجاعت حمزه آگاه بود سخنى نگفت و بدون هيچ عكس العملى جريان پايان يافت .

بنابراين حمزه از دو ويژگى برخوردار شد:

1. كافر بود مومن گرديد، مرده بود و زنده شد.

2. در ظلمت و تاريكى مى زيست ، از آن بيرون آمد و در فضاى روشن ايمان زندگى كرد.

ولى ابوجهل از اين دو نعمت بى بهره گشت :

1. كافر بود يعنى ميت ، به همان حال باقى ماند.

2. در ظلمت و تاريكى مى زيست و از آن بيرون نيامد.

اين آيه نخستين آيه اى نيست كه مومن را زنده ، و كافر را مرده ، ترسيم مى كند بلكه در آيات ديگر وارد شده است چنان كه مى فرمايد:

(فانك لا تسمع الموتى ).(146)

(تو نمى توانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى ).

و نيز مى فرمايد:

و ما يستوى الاحياء و لا الاموات .(147)

(زندگان و مردگان يكسان نيستند).

در اين آيه ها حى و ميت كنايه از مومن و كافر مى باشد و در آيات ديگر نيز نور به عنوان كنايه از ايمان به كار رفته است زيرا همان طور كه نور راه را براى انسان روشن مى سازد، ايمان نيز روشنگر راه مومن است چنان كه مى فرمايد:

ما كنت تدى ما الكتاب و لا الايمان ولكن جعلناه نورا نهدى به من نشاء من عبادنا و انك لتهدى الى صراط مستقيم .(148)

تو بيش از اين نمى دانستى كتاب و ايمان چيست ولى ما آن را نورى قرار داديم كه به وسيله آن هر كس از بندگان قوم خويش را بخواهيم هدايت مى كنيم و تو مسلما به سوى راه راست هدايت مى نماييد).

درست است شان نزول آيه اين دو نفر و احيانا ابوجهل و عمار معرفى شده اند ولى شان نزول مايه اختصاص آيه به آن دو مورد نيست ، اصولا يك حكم كلى است .

زيرا ايمان به خدا، مايه تحرك در ابعاد مختلف زندگى است ، زيرا در نظر وى كار زيبا و نازيبا يكسان نيست ، ايمان او را به سوى كارهاى زيبا حركت بخشيده و مظهر حيات و تحرك مى گردد، در حالى كه در نظر كافر، اين دو عمل در جهان يكسان حساب مى شوند، و بازخواستى از انسان نمى شود، لذا مبدا كارهاى خير و نيك نمى گردد.

مومن به خاطر اعتقاد به ارتباط اين جهان با عالم بالا و پيوستن اين جهان به سراى ديگر فضا را روشن مى بيند و جهان از نظر گذشته و حال و آينده در نظر او روشن است ، در حالى كه كافر به خاطر عدم ايمان به سرسلسله هستى در يك ظلمت فرو مى رود و از گذشته بريده و نسبت به آينده اظهار بى اطلاعى مى كند.

بنابراين مرد مومن به خاطر حركت به سوى كارهاى نيك زنده است و كافر به خاطر عدم ايمان مرده و بى تحرك است .

ايمان افق زندگى را روشن مى كند و كفر مايه تاريكى مى گردد.

در پايان يادآور مى شويم تشبيه در اين آيه تشبيه مركب است نه بسيط.

1. تشبيه مومن به مرده اى كه از نور زنده شده و در زندگى همراه با نور است .

2. تشبيه كافر به ميت فاقد نور كه در ظلمت باقى مى ماند.

مثل پانزدهم : قلب مومن بسان سرزمين پاكيزه

و هو الذى يرسل الرياح بشرا بين يدى رحمته حتى اذا اقلت سحابا ثقالا سقناه لبلد ميت فاءنزلنا به الماء فاءخرجنا به من كل الثمرات كذلك نخرج الموتى لعلكم تذكرون و البلد الطيب يخرج نباته باذن ربه و الذى خبث لا يخرج الا نكدا كذلك نصرف الايات لقوم يشكرون . (اعراف /57 - 58)

(او كسى است كه بادها را بشارت دهنده در پيشاپيش رحمتش مى فرستد تا ابرهاى سنگين بار را بر دوش كشند، سپس ما آنها را به سوى زمينهاى مرده مى فرستيم و به وسيله آنها آب را نازل مى كنيم و با آن از هر گونه ميوه اى بيرون مى آوريم ، اين گونه مردگان را زنده مى كنيم شايد متذكر شويد.

سرزمين پاكيزه و شيرين ، گياهش به فرمان پروردگار مى رويد اما سرزمين هاى بد طينت جز گياه ناچيز و بى ارزش از آن نمى رويد اين گونه آيات را براى آنها كه شكرگزارند، بيان مى كنيم ).

/ 78