مشكلات قدرت نطق و بيان در تبليغات مذهبي
صرف نظر از فقدان عمومي انگيزش در ميان خلق هاي سياه براي پيشرفت از راه تلاش خويش و انضباط بسيار شديد و فداكاري هايي كه اليجاه محمد از پيروانش مي خواهد، قدرت نطق و بيانِ تبليغات مذهبى، محدوديت شديدي را براي نهضت ملت اسلام از لحاظ توانايي جلب پيروان زياد به وجود مي آورد. ما تنها چند مورد از اين محدوديت ها را بيان مي كنيم. قدرت نطق و بيان، نقش عوامانه اي از نهضت مي سازد كه با فعاليت هاي واقعي و مشهود و كاملاً محسوس مسلمانان مغايرت دارد. اين ناسازگاري براي پيروان بالقوه نهضت، مشكلات فكري پديد مي آورد. به اين ترتيب، تنها سياه پوستاني كه قادرند بين فعاليت هاي واقعي نهضت و قدرت نطق و بيان، تمييز قايل شوند، احتمالاً بدان پيوسته و در نهضت باقي مي مانند. مثلاً، سياه پوستاني كه در طلب مذهب باستان هستند، ملت اسلام را جانشين مناسب آن نمي دانند. كساني كه در جست و جوي اسلام اصيل، عين مذهب جدا شده از مليت گرايي هستند، تمايز آشكاري در ملت اسلام نمي يابند. سايراني كه به دنبال اطمينان يافتن از هويت نژادي خويش هستند - كه باور كردني به نظر نمي آيد - نمي توانند اين اطمينان را در قدرت نطق و بيان نهضت بيابند. پافشاري اليجاه محمد مبني بر اين كه سياه پوستان آسيايى، مسلمان هستند، باعث سردرگمي و گيجي اين افراد مي شود. بسياري از كساني كه زماني فكر مي كردند يا به آنان آموخته شده بود كه اجدادشان از آفريقا آمده اند، كاملاً از اين موضوع گيج شده اند. چند سياه پوست كه تعاليم اليجاه محمد را شنيده اند از نويسنده كتاب در كمال صميميت پرسيدند: آيا ما واقعاً آسيايي هستيم يك دختر سياه پوست كه حدود 21 سال دارد، به نويسنده كتاب گفت: پس از شنيدن تعاليم اليجاه محمد ديگر قادر نبودم كه بگويم به چه نژادي تعلق دارم! وي گفت: عادت داشتم فكر كنم كه يك سياه پوست هستم، و حالا گيج شده ام! نمي دانم چه هستم! برخي از پيروان اليجاه محمد همين پرسش را مطرح كردند؛ ولي در يافتن پاسخ براي آن بسيار ناموفق بودند. تأكيدات اليجاه محمد بر ملت سياه ما قبل تاريخ يا حكومت بهشت متعالي براي اغلب سياه پوستان مسخره به نظر مي آيد. آنان از خود مي پرسند: اين بهشت كجاست آيا در آفريقا، خاورميانه يا در آسياست به هر تقدير بيش تر سياه پوستان با به كار بردن كلمه سياه يا قهوه اىِ تيره براي توجيه خود موافق نيستند. در واقع، از اين كه خود را به صورت قهوه اي روشن، قهوه اى، زرد كم رنگ، زرد متوسط، زرد و زرد پر رنگ توجيه كنند احساس سربلندي مي نمايند. آنان از سياه بودن خويش نفرت دارند و آن را نوعي حقارت مي دانند، هنوز هم عده زيادي دوست ندارند كه خود را با آفريقا مرتبط سازند و اين پيوند را نوعي كسر شأن مي شمارند.اليجاه محمد مي كوشد تا بر نفرت سياه پوستان از آفريقا با گفتن اين كه آنان آسيايي هستند و آفريقايي ها نيز بخشي از آسيايي ها به شمار مي روند، سرپوش بگذارد. سياه پوستاني كه همواره به نوعي به آفريقا تعلق خاطر دارند، يا اينك نژاد آفريقايي خود را مجدداً مدعي شده اند، به گونه آشكاري با اليجاه محمد مخالفت مي ورزند. يك سياه پوست ديدار كننده از برخي از جلسات اليجاه محمد، برخي از نقش هاي متضاد ملت اسلام را يادآور شد: علاوه بر اطلاعاتي كه خودم دارم،اين مردم اليجاه محمد را يك پيامبر مي دانند، ولي به وي بيش تر به چشم يك رهبر مليت گرا نگاه مي كنند تا كسي كه بينش مذهبي جديدي را عرضه كرده است. مسلمانان برادري و گرمي آشكار از خود نشان مي دهند. به نظر مي رسد كه بين آنان و مسلمانانِ سنتى، تفاوت هاي مشخصي وجود دارد. اين گونه به نظرم مي آيد كه اينان با گرويدن به اسلام، تلاش مي كنند تا از طريق مذهب، در انسانِ سياه پوست احساسي از گذشته، و نيز سرنوشتش، پديد آورند كه بر تحوّلات مادي و اقتصادي و تاريخي برتري دارد. از اين رو، سازمان آنان، از عقايد گاروي هم كه برنامه اقتصادي و مليت گرايي شديدي را دنبال مي كرد، فراتر رفت. چون دانش كافي از تعاليم او ندارم، به نظرم مي آيد كه راهي دور و دراز براي خلقِ احساس هويت، در مردم سياه مي باشد. از نظر تاريخي ما بايد با اسلام چه كنيم. آن زمان كه موضوعات اقتصادي و اجتماعي را مورد بحث قرار مي دهند، نسبت به آنچه كه مي گويند همدردي كامل دارم. (64) .
64. روبى. اى. هالونى. در يك مكاتبه با نويسنده.