فدراسيون انجمن هاي اسلامي
شخصي به نام (عبدالله اجرم) در تأسيس اين فدراسيون نقش بسيار تعيين كننده اي داشت. وي كه در جريان جنگ جهاني دوم در ارتش آمريكا خدمت مي كرد، متوجه فقدان اطّلاعات و سوء تفسير از اسلام شد و به عنوان راه حل، به فكر ايجاد سازماني افتاد. از اين رو، فدراسيون انجمن هاي اسلامي را بنا نهاد. (6) اين فدراسيون ابتدا در شهرسِدارراپيدزلوا ( CEDARRAPIDS LOWA ) به وجود آمد. اهداف اساسي آن، حفظ فرهنگ اسلامى، تشريح اصول تربيت اسلامي و تبليغ اعتقادات آن است. اين فدراسيون در واقع يك سازمان اجتماعي است كه سالانه يك مجمع عمومي برگزارمي كند. در اين مجمعِ سالانه، مسلمانان از فرهنگ مشترك يكديگر بهره گرفته و تجربه فعاليت هاي اسلامي را براي يكديگر بازگو مي كنند. (7) .اين سازمان، نخست از كشورهاي عربي كمك دريافت مي كرد و به همين دليل، ايجاد روابط نزديك مذهبي با مجموعه هاي اسلامىِ ممالك عربي را مورد تشويق قرار مي داد. قابل ذكر است كه تعداد قابل توجهي مسجد و سازمان مذهبي در آمريكا با فدراسيون انجمن هاي اسلامي ارتباط ارگانيك دارند. براساس اساسنامه اين فدراسيون تمام مسلمانان مقيم آمريكا و عضو اين مجموعه، ملزم به آموزش و گسترش ايده آل هاي اسلام، از قبيل: احترام به مقام و منزلت انسان، برادري و دوست داشتن در بين انسان ها و برابري مطلقِ همه انسان ها در برابر خداوند مي باشند. (8) .(فدراسيون انجمن هاي اسلامى) كنفرانس هاي ساليانه خود را، پي درپي در نقاط مختلف آمريكا و كانادا برگزار مي كرد و ضمن تلاش براي تقويت همبستگي مسلمانان و ارتقاي سطح آگاهي و دانش اسلامي آنان، تبليغ اسلام براي غير مسلمانان را نيز به طور ملموسى، به عهده گرفت و از اين حيث منشأ اثراتي شد. براي مثال، وقتي كه فدراسيون مذكور، در سال 1955 كنفرانس ساليانه خود را دركانادا برگزار كرد، مسلمانان زيادي از آمريكاي شمالي در آن شركت كردند و گروهي نيز در خلال كنفرانس به اسلام گرويدند. به نظر برخي از ناظران، برگزاري اين گونه كنفرانس ها از سوي فدراسيون مذكور، آثار رواني ارضا كننده اي بر روي مسلمانان شركت كننده - كه به دليل دوري از سرزمين و فرهنگ بومي خود دچار نوعي ضربه فرهنگي شده و خود را محصور در يك محيط فرهنگي بيگانه مي يافتند - به جاي مي گذاشت. جالب توجه اين كه تعداد زيادي از حاضران در اين كنفرانس ها را جوانان مسلمان نسل دوم تشكيل مي دادند كه تحت تأثير محيط فرهنگي جديد قرار گرفته بودند و نام هاي نيمه اسلامي و نيمه غربي بر روي خود نهاده بودند از قبيل: جيمز على، آلفرد محمد، آلبرت حسن ونظيراينها. گرچه فدراسيون انجمن اسلامي به غير از برگزاري منظم كنفرانس هاي ساليانه فعاليت هاي ديگري صورت نمي داد، با اين حال، برگزاري موفقيت آميز همين كنفرانس ها در تقويت روح همبستگي وبالا بردن احساس هويّت يافتن و اعاده هويّت مخدوش و يا گمشده مسلمانان مهاجر كه خود را در حصار يك فرهنگ بيگانه محصور مي ديدند، نقش به سزايي داشت. (9) .6. همان ص 35.7. مجله اسلام، ش 2، چاپ چين، سال 1992.8.LARRY POSTON,1992,p.35. 9. GUTBI MAHDI AHMAD, MUSLIM OR GAMIZATIONS IN THE UNITED STATES, IN YVANNE HADDAD, 1991,pp:12-14.