ويژگي هاي جنبش ملت اسلام و محاكمه آن
جنبش ملت اسلام در اوايل دهه 1940 با آزمايش بزرگي روبه رو شد؛ زيرا از استفاده اسلحه خودداري مي ورزيدند. اعضاي اين نهضت معتقد بودند كه، خداوند استفاده از هرگونه اسلحه را براي كشتن يك بي گناه، يا به كار بردن خشونت منع كرده است. از اين رو، اليجاه محمد در ماه مه 1942 به جرم تحريك پيروانش براي مقاومت در برابر قانون نظام وظيفه و نيز ايجاد اغتشاش (19) بازداشت شد. پس از مدتى، اتهامِ ايجاد اغتشاش از اليجاه محمد سلب شد، ولي او به جرم تشويق افرادش به مقاومت دربرابر قانون نظام وظيفه، به پنج سال حبس در زندان فدرال ميلان (ميشيگان) محكوم گرديد. وي در سال 1946 از زندان آزاد شد. در مدت سه سال، بيش از صد نفر از پيروانش به دليل خودداري از ثبت نام براي رفتن به سربازى، بازداشت و زنداني شدند.يكي از اين زندانيان بعدها تعريف كرد كه، در سپتامبر 1942، هشتاد نفر از ما در شيكاگو بازداشت شدند. دولت كه تصور مي كرد مسلمانان عوامل جاسوسي ژاپن هستند به مسجد شيكاگو، هجوم بردند و بنا به گفته كسي كه اين اطلاع را در اختيار مي گذارد نزديك به پنجاه مأمور آگاهي و پليس يونيفورم پوش در اين حمله شركت داشتند. اگر چه تعدادي از مسلمانان مي توانستند به بازداشت خود اعتراض كنند، ولي اغلب آنان مايل بودند در شمار كساني باشند كه تحت آزار و تعقيب قرار دارند. از اين رو، داوطلبانه خود را تسليم پليس كردند. پليس مزاحمتي براي زنان حاضر در مسجد فراهم نياورد. (20) هر يك از بازداشت شدگان به دو سال زندان محكوم شدند و پس از آزادى، يك دوره تعليق مجازات نه ماهه را گذراندند. (21) .مسجد مسلمانان در شيكاگو، از سوي پليس بسته شد. بنا به اظهار يكي از اعضاي نهضت:پليس همه جا را به هم ريخت تا اسلحه مخفي را كشف كند، چرا كه فكر مي كردند ما با ژاپني ها همكاري داريم.خواهر كلارا محمد، همسر اليجاه محمد، در اين مدت نقش عمده اي را در ايجاد تماس بين اليجاه محمد و پيروانش چه از راه مكاتبه و چه ازطريق ملاقات در زندان ايفا كرد. رفتار پيروان اليجاه محمد در زندان خوب بود، و به اين دليل، اغلب آنان با برخورداري از تخفيف در مجازاتشان آزاد شدند، همگي آنان عقيده داشتند كه، رفتار مقامات زندان نسبت به آنان رضايت بخش بوده است. (22) .اليجاه محمد و پيروانش معتقدند كه، به دليل اعتقادات مذهبي شان بود كه به زندان افتادند. اليجاه محمد قاطعانه مي گويد:شيطان (23) پرونده سازي كرد، دليل محاكمه و زنداني شدنم اين بود كه من حقايق را به پيروانم آموختم. خدمات وكيل مدافع سودي نداشت؛ زيرا شيطان مي خواست به هر طريق ممكن صداي مرا خفه كند. (24) .با اين كه اليجاه محمد داشتن وكيل را پذيرفت، ولي پيروانش از قبول وكيل خودداري كردند و گفتند:ما به دلايل مذهبي از شركت در جنگ خودداري كرديم. دولت به ما پيشنهاد كرد كه وكيل بگيريم، ولي ما اين پيشنهاد را رد كرديم؛ زيرا مي دانستيم كه اگر دولت وكيلي براي ما تعيين كند (25) ، از او كاري ساخته نخواهد بود. (26) .زنداني شدن اليجاه محمد، وسيله خوبي شد تا وي بتواند ادعاي رهبري خود را به ثبوت برساند. او با سر بلندي و بدون تلخكامي يادآور مي شود كه با به زندان رفتنش، بهاي چيزي را پرداخت كه آن را براي سياهان حقي به شمار مي آورد. زنداني شدن برايش به صورت بخش لاينفكي از رسالتش در آمد، زيرا بدين وسيله خود را در رديف بزرگاني در آورد كه در راه دين آزار و شكنجه شده بودند. از ديدگاه پيروانش، آزار و تعقيب اليجاه محمد نه تنها يك شرط مهم از رهبري اش مي باشد، بلكه گواهي است بر خلوص و تقدس رسالتش.19. روحانى جيمز سوم، از جمله مشاوران اليجاه محمد، در يك مصاحبه اظهار داشته است: ما در ژانويه 1945 آزاد شديم و من دوباره در آوريل 1945 به علت قصور در معرفى خود بازداشت شدم (نخستين بار به دليل قصور در كار ثبت نام براى سربازگيرى بود و هنگامى كه به زندان افتادم بدون رضايت ما نام ما را ثبت كردند و ما را در رديف مشمولان قرار دادند). به شوراى سربازگيرى نامه اى نوشتم حاكى از اين كه خودم را معرفى نكردم و بازداشت من بدين خاطر است. يك ماه ديگر را در زندان سپرى كردم و آنان به شكايتم پاسخى ندادند. به نظر مى رسيد كه تصميم داشتند دوباره مرا به زندان بيندازند... پس از نزديك به يك ماه، محاكمه ام آغاز شد، و پيش از آن كه فرصت دفاع از خود را داشته باشم به دو سال زندان محكوم شدم. پس از صدور حكم، از قاضى اجازه صحبت كردن گرفتم و به او گفتم كه نمى توانند مرا دوباره به زندان بيندازند؛ زيرا هنوز پنج ماه از مدت محكوميت سابق باقى مانده است. اين پرسش من بود. قاضى پاسخ داد كه نمى دانست من مى توانم از تعليق مجازات استفاده كنم. اين موضوع را از قاضى پنهان نگاه داشته بودند. قاضى به دادستان گفت كه تا پايان دوره تعليق مجازات نمى تواند مرا به زندان بفرستد. مأمور تعليق مجازات تأييد كرد كه من دوره تعليق مجازات مى گذرانم. پس از آن هيچ گونه بازداشتى صورت نگرفت. مدت محكوميت سه ساله من، به دليل حسن رفتار، به نه ماه كاهش يافت.20. منظور از تعليق مجازات از نظرگاه حقوقى اين است كه، محكوم آزاد شده در زمان معينى پس از خاتمه محكوميت خود زير نظر ناظر قانونى قرار مى گيرد، در اين مدت، چنانچه رفتار محكوم مطابق ضوابط قانونى باشد، پرونده تشكيل شده عليه او مختومه تلقّى خواهد شد، در غير اين صورت، مجدداً به زندان انتقال مى يابد.21. مصاحبه با برادر كريم اللّه، اهميت اين حقيقت در بخش چهارم، ص 117 ْ 118 شرح داده شده است.22. منظور سپيدپوشان است. (مترجم).23. مصاحبه با اليجاه محمد؛ و نيز محمد سخن مى گويد، شيكاگو، دسامبر 1961، ص 4.24. منظور وكيل تسخيرى است. (مترجم).25. مصاحبه با روحانى جيمز سوم.26. مصاحبه با برادر كريم اللّه.