انصار اللّه
دهه 1960 دهه اي پر حادثه بود. نه تنها در بسياري از ممالك اسلامى، بلكه در آمريكا نيز حوادثي به وجود آمد. در خلال اين دهه، حركت هاي گوناگون مبارزاتي از سوي گروه هاي مختلف، نظام اجتماعي اين كشور را به چالش كشيده بودند. حركت فراگير طرفداران آزادي هاي مدنى، بويژه تلاش هاي مبارزاتي (دكتر مارتين لوتركينگ) و نيز جنبش (هيپيسم) عليه مظاهر مادي زندگي و توجه به ارزش هاي انساني و معنوي در آمريكا از نمونه هاي حركت هاي چالش گرايانه دهه 1960 به شمار مي روند. طي همين دهه يكي از انواع مبارزات سياه پوستان آمريكا براي احقاق حقوق خود در زير چتر يك مجموعه جديد كه آميزه اي از ناسيوناليسم سياهان يا نژاد پرستى، راديكاليسم و اسلام بود، تجلّي يافت. اين گروه جديد كه عمدتاً يك مجموعه اسلامي بود و نام انصار اللّه را به خود گرفت، تأكيد زيادي بر مسأله برتري نژادي سياهان داشت.شخصي به نام (امام عيسى) به پيدايش نخستين تمدن بشري در كرانه رود نيل در شمال آفريقا اشاره كرده و آن را نشانه اي مهم از نقش تعيين كننده سياهان در پيدايش و پرورش تمدن بشري مي دانست. به نظر وى، منطقه جنوبي مصر و شمال سودان، مهد تمدن سياهان و ميراثگاه تاريخي آنان بود.امام عيسي سرانجام با الهام از اليجاه محمد گروه خود را تشكيل داد و همانند مالكوم ايكس به زيارت مكه رفت و پس از آن براي ديدار (معبد المهدى) به سودان رفت و ضمن ديدار از خانواده المهدي - كسي كه ارتش هاي امپراتوري بريتانيا را شكست داده بود - و گرفتن عكس با آنان از پايگاه فرقه انصار در جزيره (ابا) نيز ديدن نمود و پس از بازگشت به آمريكا تصاويري را كه در ديدارهاي مختلف گرفته بود به طرفداران خود در آمريكا نشان داده و با ارائه گزارشاتي مصور از سفر خود به سودان و نشان دادن عكس هايي از خود در كنار خانواده المهدي سعي كرد به طرفداران خود بقبولاند كه وي نيز وابسته به خاندان المهدي است. تبليغات حساب شده وى، بر جوانان سياه مؤثر افتاد و سرانجام سازماني از جوانان تشكيل شد. وي از پيروان خود مي خواست كه به سبك مسلمانان انصار سوداني لباس بپوشند و مسجدي نيز به فرم معماري مسجد المهدي براي پيروان خود بنا كرد و حتي نام خود را به امام عيسي المهدي تغيير داد. پس از اين كه امام سوداني به نام امام الهادي المهدي در جريان شورش سال 1969 جزيره (ابا) كشته شد، امام عيسي بار ديگر نام خود را به (سيدالامام عيسي الهادي المهدى) تغييرداد.(26)امام عيسي اصلاً خود را فرزند امام الهادي سوداني مي دانست و مدعي بود كه امام سوداني مدت ها پيش به آمريكا آمده و با مادر او ازدواج كرده و پس از تولد وى، خاك اين كشور را ترك كرده است. خانواده امام الهادي با شنيدن اين خبر، تصميم به شكايت قانوني گرفتند؛ ولي بعدها صادق المهدي رهبر سياسي خاندان المهدي آنان را منصرف كرد و استدلال كرد كه داشتن چنين فردي براي تبليغ در آمريكا، ضربه اي به خاندان المهدي نمي زند. وي حتي شخصاً در سفر به آمريكا دعوت امام عيسي و ديدار با او در دفتر مركزي سازمان در بروكلين را پذيرفت و ضمن گفت وگو با وي و مشروعيت بخشيدن به گروه انصاراللّه در آمريكا، برخي از تعاليم مذهبي امام عيسي را مورد انتقاد قرار داد و آنها را اصلاح كرد، بويژه اين كه استفاده از كتاب انجيل در مراسم عبادي و مذهبي را ممنوع كرد.آنچه در بين پيروان اين طرز فكر اسلامي بيش تر از هر چيز اهميّت داشته، آموزش زبان عربي و تكلّم به اين زبان با فرزندان، همچنين پوشيدن لباس هاي سفيد و بلند به سبك سوداني ها و گذاشتن عمامه براي مردان بود. جالب اين كه گروه مذكور، به موسيقي و استفاده از آن در مراسم مذهبي بسيار تأكيد دارد و حتي گروه ويژه موسيقي تشكيل داده. نكته قابل توجّه اين كه امام عيسي با توجّه به شخصيت جنجال برانگيز و هويت سوداني خاصي كه از خود ساخته، از حمله و انتقاد مصون نماند و نه تنها سوداني هاي آمريكايى، بلكه گروهي از طرفداران خود وى، نسبت به او سوء ظن پيدا كردند و چون بيم آن مي رفت كه در صورت بر ملا شدن سوابق گذشته اش، پيروان او متفرق و جذب جريانات عمده اسلامي گردند، بدين سبب مدتي است كه خود را فقط به عنوان يك معلم مذهبي معرفي مي كند، نه رهبر سياسى. همچنين براي حفظ حيات گروه خويش در برابر انتقادات و حملات (بويژه يهوديان و مسيحيان) نام انصاراللّه را به (انجمن عبري اسلامي نوين) تغيير داده و ستاره داوود با هلال اطراف آن به صورت علامت پرچم اين گروه درآمد. و كتاب انجيل در كنار قرآن در آموزش هاي مذهبي به كار مي رود. از سوپي پوشش زنان مسلمان اين گروه تعديل يافت و به كارگيري نقاب صورت از بين رفته است و تأكيد بيش تر بر زندگي جمعي بر اساس مقرّرات و قوانين، از ويژگي هاي اين مجموعه اسلامي مي باشد. (27)
26. همان جا.27. همان جا.