فصل سيزدهم: آينده اسلام در آمريكا
آينده اسلام در آمريكا شانس موفقيّت اسلام در آمريكا. رسالت مسلمانان آمريكا. از نظر بسياري از رهبران اسلامي آمريكا، اسلام با سرعت شتاب گيرنده اي در اين كشور حركت مي كند، به طوري كه از مرز كالج ها، مدارس و دانشگاه ها گذشته و حتي به زندان ها نفوذ كرده است. البته برخي از پژوهشگران با چنين ادعايي موافق نبوده و آن را نوعي خوش بيني بيش از حد، كه عمدتاً علايق و كشش هاي ايدئولوژيكي در آن مؤثرند، تلقّي نموده اند. لاري پاستون در زمره پژوهشگراني قرار دارد كه با چنين نظري درباره رشد مسلمانان چندان موافق نيست. به نظر وي گرچه فعاليت مسلمانان در يك مسير صعودي حركت مي كند، ولي سرعت آن كند است و مهم تراين كه بيش تر مسلمانان آمريكا روز به روز بيش تر از گذشته استحاله فرهنگي مي شوند و به قولي سبك زندگي و رفتار اجتماعي و بسياري ديگر از وجوه زندگي فرهنگي اين كشور را مورد تقليد قرار داده و آسيميله (تشبه پيدا كردن به قومي يا گروهى) شده اند. از سويى، اگر چه سازمان هاي فعال مسلمانان رو به ازدياد است، ولي در عين حال اين سازمان ها از لحاظ منابع مالى، حجم، تعداد اعضا و نظم تشكيلاتي با مشكلات عديده اي رو به رو هستند. بدتر از همه اين كه سازمان هاي مذكور نه تنها بدون ارتباط و همكاري با يكديگر عمل مي كنند، بلكه در بسياري موارد عليه يكديگر صف آرايي مي نمايند. و سرانجام اين كه فرقه گرايي بر اساس برداشت هاي متفاوت از اسلام و قرآن، گروه ها و فرقه هاي مسلمان را به نفي ايدئولوژيكي يكديگر واداشته و دامنه اين قضيه به حملات انتقادي و گاه به برخوردهاي فيزيكي (نمونه درگيري سلفيه اي ها و اخواني ها و...) فرقه هاي متخاصم كشيده شده است. خلاصه اين كه قسمت قابل توجهي از انرژي و نيروي فكري و مالي مسلمانان اين كشور به دليل همين درگيري ها به هدر مي رود.شانس موفقيّت اسلام در آمريكا
درباره اين كه آيا اسلام در آينده به صورت يك نيروي مذهبي قدرتمند در آمريكا درخواهد آمد يا نه، ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد. برخي با بررسي جريانات فعلي اسلامي اين كشور، به اين جمع بندي رسيده اند كه ادامه روند كنوني به نفع اسلام و ْ مسلمانان در آمريكا نخواهد بود؛ زيرا نتيجه اي جز ايجاد تفرقه و تحليل رفتن تدريجي نيروهاي مسلمان و كم رنگ شدن جاذبه هاي اسلام در پي نخواهد داشت. برخي نيز با استناد به گفته هاي مسلمانان و صاحب نظران مسائل مذهبى، شانس خوبي براي رشد سريع تر اسلام در آمريكا مي بينند؛ البته مشروط به اين كه مسلمانانِ فعلىِ اين ْ كشور، از زمينه هاي موجود كنوني به درستي بهره برداري كنند و از طريق روش هاي مناسب و با شناخت پتانسيل هاي موجود جامعه آمريكا، اسلام را به درستي عرضه نمايند. برخي از تحقيقاتي كه درباره جنبش هاي مذهبي سه دهه گذشته، مخصوصاً دهه هاي 1960 و 1970 صورت گرفته، حاكي است كه تعداد فزاينده اي از مردم آمريكا، مخصوصاً جوانان اين كشور با سرخورده شدن از تعاليم مسيحيت و يهوديت، كه در آنها به جاي استفاده از عقل و منطق، عمدتاً به بُعد احساسي انسان تأكيد شده و در عين حال پتانسيل انسان ها دست كم گرفته شده، در جست و جوي رستگاري از طريق دست يابي به مذاهبي هستند كه در آنها ضمن تأكيد به عقل و تجربه و ديسيپلين به پتانسيل و استعداد ذاتي انسان نيز توجه شايسته اي شده است. در همين زمينه (جكوب يندلمن) طي تحقيقات خود درباره گرايشات جديد مذهبي جوانان به اين نتيجه رسيد كه، جوانان امروزي در صدد يافتن ايماني هستند كه علاوه بر مراسم مذهبي و داشتن ديسيپلين و متد برخورد عقلاني و منطقي به جاي برخورد صرفاً احساسى، به قدرت خلاّقه انسان ها در تكامل بخشيدن به وضعيت خويش نيز تأكيد ورزد. (1) از اين رو، با توجه به خصوصيات مذكور مي توان به خوبي دريافت كه اسلام داراي پتانسيل بزرگي براي بسط و گسترش خود در جهان غرب مي باشد. به نظر اين دسته از متخصصان اگر مسلمانان آمريكا در جريان جنبش هاي مذهبي دهه هاي 1960 و 1970 به صورت متحد گونه بسيج مي شدند، مي توانستند تعداد زيادي را به اسلام سوق دهند.1. همان، ص 181 - 183.