عامل اول: چنانچه گفته شد اصلي ترين و ريشه اي ترين عامل نقش پايگاه يافتن "شهر قم" در تاريخ تشيع به كيفيت اسلام آورن "قميين" باز ميگردد.مردم "قم" از همان وحلة نخست آشنايي با اسلام و پذيرش آئين حق با "اسلام از ديدگاه اهل بيت " آشنا شدند و در حقيقت دين خود را از ماخذ اصيل و صحيح دريافت نمودند.و پس از پذيرش, به مدت يك قرن تمام (از سال 94 هجري قمري)تا زمان هجرت كريمةاهل بيت حضرت فاطمة معصومه عليها السلام بر "مكتب تشيع" پافشاري و استقامت نمودند.در زمان مهاجرت مولا "علي بن موسي الرضا عليه السلام" و تابع آن "هجرت خواهر بلند اختر شان به قم" اين شهر به صورت "پايگاه تشيع" درآمده بود حتي عموم مردم قم و برخي از مورخين "مسجد و مدرسةرضويه" و "تكية شاه چراغ" را يادگارهاي عبور امام عليه السلام از قم كه در آغاز به ميمنت قدوم مبارك ايشان تاسيس شده است مي دانند و هر چند اين موضوع در نظر برخي از مورخين قابل تخديش است,ليكن چون تا حال در تاريخ قم تحقيق گسرتده و عميقي صورت نگرفته است بدون ترديد,تحقيق جديد و بررسي مجدد و جدي اين مطلب امري شايسته و سزاوار است.عامل دوم: تشريف فرمائي "حضرت فاطمة معصومه عليها السلام و استقرار و سپس رحلت و بوجود آمدن زيارتگاه ايشان در شهر قم, دومين عامل مهمي است كه نقش قم را در تاريخ تشيع بسيار استوار تر از قبل نموده است.به دليل اهميت اين موضوع در اين گفتار گسترش مطلب را ضروري شمرده و بحث در مورد چگونگي تاثير عامل دوم را توسعه مي بخشيم.