مربی نمونه نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
حس كنجكاوى است كه آدمى را به سوى حقايق و سرچشمه آنها يعنى خداوند سبحان سوق مى دهد و بر عطش او در
كسب آگاهى عميقتر و بيشتر مى افزايد; بر همين اساس
كمتر كسى پيش از نهضت ماديگرى در غرب
آفريدگار
جهان را انكار مى كرد.
بنابراين
عقيده بشر به آفريدگار جهان
در درجه اول
معلول فطرت و سپس معلول حس كنجكاوى اوست از علل
حوادث و موجودات جهان; آيه هاى مورد بحث
علاوه بر اين كه از يك مطلب علمى دقيق (بتها به عقيده بت
پرستان معبودند
نه خالق) پرده برداشته كه شرح آن را در زير مى خوانيد
حقيقت ديگرى (وجود صانع يك امر
مسلم بت پرستان بود) را نيز بيان كرده است.
بتها معبود بودند نه خالق
انسان به عللى به سوى جهان مافوق طبيعت كشيده مى شود
ولى به جاى اين كه او را بپرستد و به جاى اين كه
در برابر خداوند
خاضع گردد
در مقابل آفريده هايى
مانند خود خضوع مى كرد.
توجه آنان به بتان
بيشتر براى اين بود كه خداوند را دور از حس مى ديدند; از اين نظر با خود فكر مى
كردند كه توجه به موجود دور از حس و عبادت مبدئى كه از افق ديد ما بيرون است بى ثمر مى باشد
ناچار
بايد محسوس را عبادت كرد كه توجه و پرستش آن
پرستش خداوند حساب شود و يا لااقل
شفيع و واسطه ميان
آنها و آفريدگار جهان گردد; بنابراين آنان هرگز بتها را خدا و آفريدگار زمين و آسمان نمى دانستند و
خالقيت را از شؤون خدا و از صفات منحصر به او مى شمردند و لذا هر موقع از آنان سؤال مى شد و به آنان
گفته مى شد: (مَنْ خَلَقَ السَّمَاواتِ والأَرْض; آسمانها و زمين را چه كسى آفريده است). (ليَقُولُنَّ
اللّهُ; خدا آفريده است.)
قرآن در اين موقع
مطابق اعتراف آنان
محكوميت آنها را صادر مى كند و مى فرمايد: اگر واقعاً خالق جهان
اوست
پس چرا ديگرى را مى پرستيد; و به پيامبر دستور مى دهد كه بگويد (الْحَمدُلِلَّهِ) ستايش و پرستش
از آن خداست.
شعب بت پرستى در جهان
بيرون از حد و شمار است
از ميان فرقه هاى آن