چشمه خورشید نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
او طبيبى بود كه به وسيله ى طب و معالجه ى خويش "براى بهبود امراض مهلك و بيماريهاى گوناگون در ميان مردم" همواره گردش مى كرد و مرهمايش را بخوبى آماده ساخته و ابزارها را سرخ كرده و تافته بود. آن را به هنگام حاجت بر دلهايى مى نهاد كه "از ديدن حقيقت" نابينا بود و گوشهايى كه "بر شنيدن حق" ناشنوا بود و زبانهايى كه "در بيان حق" گنگ بود. با داروى خود دلهايى را مى جست كه در غفلت و حيرت فرورفته بود: كسانى كه از چراغ حكمت بهره اى نيندوختند و آتشزنه ى علم را براى روشنى جان نيفروختند.
پيامبر اكرم "ص" در راه انجام دادن رسالت هدايت مردمان و رساندن آنان به سعادت حقيقى، بى پيرايه و بى تكلف، با رحمت و محبت و با استوارى و اساقامت عمل كرد و مردمان را به حريت، عدالت و اخوت فراخواند و در يان راه هيچ سستى نشان نداد.
'ارسله داعيا الى الحق و شاهدا على الخلق. فبلغ رسالات ربه غير و ان و لا مقصر و جاهد فى الله اعداءه غير واهن و لا معذر. امام من اتقى و بصره من اهتدى.' [ همان، خطبه 116. ]
او را فرستاد تا حق را دعوت كننده ى راه باشد و بر آفريدگان گواه باشد. او پيامهاى پروردگارش را رساند. نه سستى كرد و نه بازماند و در راه خدا با
دشمنان او جهاد كرد، نه ناتوان شد و نه عذرى آورد. پيشواى هر كه پرواپيشگى گزيند و ديده ى هر كه هدايت پذيرد.
"الر كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور باذن ربهم الى صراط العزيز الحميد." [ قرآن، ابراهيم 1. ]
الف، لام، راء. كتابى است كه آن را به سوى تو فرود آورديم تا مردمان را به اذن پروردگارشان از تاريكيها به سوى روشنايى بيرون آورى، به سوى راه آن شكست ناپذير ستوده.
رسالت كتاب اين است كه مردمان را از تاريكيها به سوى روشنايى بيرون آورد: از بت پرستى به خدا پرستى، از گستاخى به پرواپيشگى، از خود خواهى به از خودگذشتگى، از گمراهى به راه يافتگى، از قساوت به رحمت، از جهالت به بصيرت،از رقيت به حريت و از ذلت به عزت.
'فبعث الله محمدا- صلى الله عليه و آله- بالحق ليخرج عباده من عباده الاوثان الى عبادته و من طاعه الشيطان الى طاعته، بقرآن قد بينه و احكمه، ليعلم العباد ربهم اذ جهلوه و ليقروا به بعد اذ حجدوه و ليثبتوه بعد اذ انكروه. فتجلى لهم سبحانه فى كتابه من غير ان يكونوا راوه بما اراهم من قدرته و خوفهم من سطوته و كيف محق من محق بلمثلات و احتصد من احتصد بالنقمات!' [ نهج البلاغه، خطبه ى 147. ]
پس خدا، محمد "ص" را به راستى برانگيخت تا بندگانش را از پرستش بتان برون آرد و به عبادت او وادار و از پيروى شيطان برهاند و به اطاعت خدا كشاند با قرآنى كه معنى آنرا آشكار نمود و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان بدانند-بزرگى- پروردگار خود را كه داناى آن نبودند و بدو اقرار كنند، از پس آنكه بر انكار مى افزودند و او را نيك بشناسند، از آن پس كه خود را نا آشنا بدو مى نمودند. پس خداى سبحان، در كتاب خويش- قرآن- بى آنكه او را ببينند خود را به ايشان آشكار گرداند، بدانچه از قدرتش به آنان نماياند و از قهر خود ترساند. و اينكه چگونه با كيفرها، آن را كه بايد نابود گردانيد و با داس انتقام خر من هستى شان را درويد.
'اضاءت به البلاد بعد الضلاله المظلمه و الجهاله الغالبه و الجفوه الجافيه و الناس يستحلون الحريم و يستذلون الحكيم. يحيون على فتره و يموتون على كفره!' [ همان، خطبه ى 151. ]
شرها به نور هدايت او روشن گشت، از آن پس كه در گمراهى تيره بود و نادانى بر همه جا چيره و درشتخويى و ستمكارى را همگان پذيره. مردم حرام را حلال مى شمردند و خردمند ا خوار مى گرفتند. مى زيستند، بى داشتن پيامبران و مى مردند،خداناشناس و بى ايمان.