چشمه خورشید نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
'بلاغت' در اصطلاح معانى بيان، رسيدن به مرتبه ى منتهاى كمال در ايراد كلام به رعايت مقتضاى حال و آوردن كلام مطابق اقتضاى مقام به شرط فصاحت است. ر. ك: معجم مقاييس اللغه، ج 1، صص 302 -301، المفردات، ص 60، النهايه فى غريب الحديث و الاثر، ج 1، صص 153 -152. لسان العرب، ج 1، صص 487 -486، المطول، صص 32 -25، جواهر البلاغه، صص 32 -28، فرهنگ معين، ج 1، صص 564 -563.
با توجه به آنچه گفته شد 'بلغ الرجل' يعنى آن مرد توانست مراد خود را با الفاظى بيان كند كه نه ايجاز مخل باشد و نه اطناب ممل. پيشواى بزرگ بلاغت على بن ابى طالب "ع" درباره ى بلاغت فرموده است:'آيه البلاغه قلب عقول و لسان قائل.'
نشانه ى بلاغت دلى است آكنده از خرد و هشيارى و زبانى توانا بر گفتار.
شرح غرر الحكم، ج 1، ص 386
در اين سخن امام، خردمندى و هوشيارى "عاملى اصلى شناخت و تجربه"، جزو عناصر اصلى بلاغت شمرده شده است. و در تعبير 'قلب عقول' نكته اى نهفته است، تعقل و هوشيارى و خرمدمندى را به قلب "دل" نسبت داده است، يعنى خردى روييده در زمينه ى احساس عاطفى، نه در زمينه ى ذهن حسابگر. يعنى نويسنده و گوينده ى شايسته و صادق، همه چيز را با قلب خويش تجربه و درك مى كند، نه با ذهن خشك و حسابگر. نيز:'البلاغه النصر بالحجه و المعرفه بمواضع الفرصه. و من البصر بالحجه، ان يدع الافصاح بها الى الكنايه عنها، اذا كان الافصاح اوعر طريقه و كانت الكنايه ابلغ فى الدرك و احق بالظفر.'
شرح ابن ابى الحديد، ج 20، ص 265.
بلاغت آن است كه دليل آورى و پيروز گردى و فرصت استوار سازى و مراد خويش نيك بشناسى. و گاه بينايى در حجت آورى به آن است كه صراحت به كار ندارى و مقصود خويش در پرده هاى سخن "كنايه" پيچى، هرگاه صريحگويى درشتناك آيد و كنايه بليغ تر باشد و پيروز بخش تر.
امام جعفر صادق "ع" نيز فرمود است:'ليست البلاغه بحده اللسان و لا كثره الهذيان و لكنها اصابه المعنى وقصد الحجه.'
تحف العقول، ص 230.
بلاغت آن نيست كه زبانى تيز و تند داشته باشى و همى ياوه گويى. بلاغت آن لاست كه بشايستگى اداى مقصود كنى و دليل در خور آورى.
ادبيات و تعهد در اسلام، صص 86 -85.] ] را در اوج به نمايش مى گذارد و همين جلوه هاى بلاغت پيوسته اهل معرفت و حكمت و شيفتگان عدالت و خدمت و دوستداران بينايى و زيبايى را- از هر مذهب و مرامى- مجذوب خود ساخته و به تامل و تعمق در آن واداشته است.