چشمه خورشید نسخه متنی
لطفا منتظر باشید ...
هاى اى مردم! پرواپيشگى مركبهايى را ماند رام، سواران بر آنها عنان به دست و آرام، مى رانند تا سواران خود را به بهشت در آرند. از ديرباز حق و باطل- در پيكارند-و هر يك را گروهى خريدار. اگر باطل پيروز شود شيوه ى ديرين اوست و اگر حق اندك است، روزى، قدرت قرين اوست. كم اتفاق اوفتد كه آنه پشت كرده،بار ديگر روى بنمايد.
شريف رضى در خطبه ى 21، عبارتى از خطبه ى امام "ع" را نقل كرده است كه از جهت بار معنا و ناپيدايى ژرفا مسحور كننده است:'فان الغايه امامكم و ان وراءكم الساعه تحدوكم. تخففوا تلحقوا، فاننا ينتظر باولكم آخركم.'
منزلگاه آخرين پيشاپيش شماست و مرگ سرود خوانان در پس. سبكباران باشيد تا زودتر برسيد، كه پيش رفتگان را بداشته اند و در انتظار رسيدن شما نگاه داشته اند.
رسيد رضى در ذليل اين كلام مى نويسد: 'پس از كلام خدا و سخنان محمد مصطفى، اين سخنان را با هر گفتار بسنجند، از آن بيش باشد و در مسابقه پيش و چون جمله ى 'تخففوا تلحقوا' هيچ كلامى اندك لفظ و بسيار معنى نيست. جمله اى است دورتك، كه آكنده از معرفت است و سرشار از ح كمت و ما در كتاب الخصائص [ خصائص اميرالمومنين على بن ابى طالب "ع" ص 87. ] به بزرگى قدر و شرافت گوهر آن اشارت كرده ايم.'
شريف رضى در ذيل تعبارتى از خطبه ى 23 كه از جمله خطبه هايى است كه اميرمومنان "ع" در نماز جمعه ايراد مى كرده است، [ وقعه صفين، ص 10. ] يادآور نيكويى و زيبايى اين عبارت شده و توجه همگان را بدان معطوف داشته است:'الا لا يعدلن احدكم عن القرابه يرى بها الخصاصه ان يسدها بالذى لا يزيده ان
امسكه و لا ينقصه ان اهلكه و من يقبض يديه عن عشيرته، فانما تقبض منه عنهم يد واحده و تقبض منهم عنه ايد كثيره و من تلن حاشيته يستدم من قومه الموده.'
اگر يكى از شما خويشاوند خود را درويش بيند، مبادا يارى خود را از او دريغ دارد و از پاى نشيند. آن همه به چيزى كه اگر نبخشد بر مال او نيفزايد و اگر بخشد كاهش در مالش پديد نيايد. كسى كه يارى خود را از كسانش دريغ دارد، يك دست را از آنان بازداشته و دستهايى را از يارى خود بداشته و آن كه با اطرافيان طريق نرمى گزيند، پيوسته از كسان خويش مودت بيند.
از ديگر خطبه هايى كه نگاه زيباشناسانه ى شريف رضى در آن متوقف شده و خواندگان را به غور در زيبايى و شيوايى و بلندى معانى و تاثير نهانى آن يادآور گشته، خطبه ى 28 است كه شيواترين سخن در بر انگيختن به پارسايى است:'اما بعد، فان الدنيا ادبرت و ادبرت و آذنت بوادع و ان الاخره قد اقبلت و اشرفت باطلاع، الا و ان اليوم المضمار و غدا السباق و السبقه الجنه و الغايه النار، افلا تائب من خطيئته قبل منيه! الا عامل لنفسه قبل يوم بوسه! الا و انكم فى ايام امل من ورائه اجل، فمن عمل فى ايام امله قبل حضور اجله فقد نفعه عمله و لم يضرره اجله. و من قصر فى ايام امله قبل حضور اجله، فقد خسر عمله و ضره اجله. الا فاعلموا فى الرغبه كما تعملون فى الرهبه. الا و انى لم ار كالجنه نام طالبها و لا كالنار نام هاربها. الا و انه من لا ينفعه الحق يضره الباطل و من لا يستقيم به الهدى يجر به الضلال الى الردى. الا و انكم قد امرتم بالظعن و دللتم على الزاد و ان اخوف ما اخاف عليكم اثنتان: اتباع الهوى و طول الامل، فتزودوا فى الدنيا من الدنيا ما تحرزون به انفسكم غدا.'
اما بعد. همانا دنيا پشت كرده و اعلام وداع كرده است و آخرت روى آورده و آثار و مقدماتش از هر جانب سركشيده است. بدانيد كه امروز روز رياضت است و فرداگاه مسابقت و گوى سبقت بهشت است و آن كه بدان نرسد، برايش
غايت آتش است. آيا كسى نيست كه پيش از آنكه مرگش در رسد، از خطاى خود توبه كند؟ آيا كسى نيست كه پيش از روز بيچارگى و شوربختى، براى خويش بكوشد و كارى كند؟ بدانيد كه شما در روزهايى به سر مى بريد كه فرصت ساختن برگ است و از پس اين روزها مرگ است. آن كه اجل نارسيده، ساز خويش برگيرد، سود آن بيند و از مرگ آسيب نپذيرد و آن كه تا دم مرگ كوتاهى كند، حاصل كارش خسران است و مرگ او موجب زبان. در خوشى و آسايشى به عمل كوشيد، چنانكه در سختى و هراس مى كوشيد! متوجه باشيد، من مطلوبى چون بهشت نديدم كه طالبش سستى كند و بخوابد و منفورى چون آتش دوزخ نديدم كه گريزان از آن به خواب رفته باشد. آگاه باشيد، كسى كه حق سودش نرساند، باطل بيقين زيانش رساند و كسى كه هدايت او را به راه مستقيم ندارد، حتما گمراهى به پرتگاهش كشاند. شما را فرموده اند كه بار بربنديد و توشه برگيريد. من بر شما از دو چيز بيشتر بيم دارم: از دنبال هواى نفس رفتن و آرزوى دراز در سر پروردن پس تا در اين جانيد، از آن چندان توشه برداريد كه فردا خود را بدان نگاهداشتن توانيد.