چشمه خورشید نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

چشمه خورشید - نسخه متنی

مصطفی دلشاد تهرانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

هاى اى مردم! پرواپيشگى مركبهايى را ماند رام، سواران بر آنها عنان به دست و آرام، مى رانند تا سواران خود را به بهشت در آرند. از ديرباز حق و باطل- در پيكارند-و هر يك را گروهى خريدار. اگر باطل پيروز شود شيوه ى ديرين اوست و اگر حق اندك است، روزى، قدرت قرين اوست. كم اتفاق اوفتد كه آنه پشت كرده،بار ديگر روى بنمايد.

شريف رضى در خطبه ى 21، عبارتى از خطبه ى امام "ع" را نقل كرده است كه از جهت بار معنا و ناپيدايى ژرفا مسحور كننده است:'فان الغايه امامكم و ان وراءكم الساعه تحدوكم. تخففوا تلحقوا، فاننا ينتظر باولكم آخركم.'

منزلگاه آخرين پيشاپيش شماست و مرگ سرود خوانان در پس. سبكباران باشيد تا زودتر برسيد، كه پيش رفتگان را بداشته اند و در انتظار رسيدن شما نگاه داشته اند.

رسيد رضى در ذليل اين كلام مى نويسد: 'پس از كلام خدا و سخنان محمد مصطفى، اين سخنان را با هر گفتار بسنجند، از آن بيش باشد و در مسابقه پيش و چون جمله ى 'تخففوا تلحقوا' هيچ كلامى اندك لفظ و بسيار معنى نيست. جمله اى است دورتك، كه آكنده از معرفت است و سرشار از ح كمت و ما در كتاب الخصائص [ خصائص اميرالمومنين على بن ابى طالب "ع" ص 87. ] به بزرگى قدر و شرافت گوهر آن اشارت كرده ايم.'

شريف رضى در ذيل تعبارتى از خطبه ى 23 كه از جمله خطبه هايى است كه اميرمومنان "ع" در نماز جمعه ايراد مى كرده است، [ وقعه صفين، ص 10. ] يادآور نيكويى و زيبايى اين عبارت شده و توجه همگان را بدان معطوف داشته است:'الا لا يعدلن احدكم عن القرابه يرى بها الخصاصه ان يسدها بالذى لا يزيده ان
امسكه و لا ينقصه ان اهلكه و من يقبض يديه عن عشيرته، فانما تقبض منه عنهم يد واحده و تقبض منهم عنه ايد كثيره و من تلن حاشيته يستدم من قومه الموده.'

اگر يكى از شما خويشاوند خود را درويش بيند، مبادا يارى خود را از او دريغ دارد و از پاى نشيند. آن همه به چيزى كه اگر نبخشد بر مال او نيفزايد و اگر بخشد كاهش در مالش پديد نيايد. كسى كه يارى خود را از كسانش دريغ دارد، يك دست را از آنان بازداشته و دستهايى را از يارى خود بداشته و آن كه با اطرافيان طريق نرمى گزيند، پيوسته از كسان خويش مودت بيند.

از ديگر خطبه هايى كه نگاه زيباشناسانه ى شريف رضى در آن متوقف شده و خواندگان را به غور در زيبايى و شيوايى و بلندى معانى و تاثير نهانى آن يادآور گشته، خطبه ى 28 است كه شيواترين سخن در بر انگيختن به پارسايى است:'اما بعد، فان الدنيا ادبرت و ادبرت و آذنت بوادع و ان الاخره قد اقبلت و اشرفت باطلاع، الا و ان اليوم المضمار و غدا السباق و السبقه الجنه و الغايه النار، افلا تائب من خطيئته قبل منيه! الا عامل لنفسه قبل يوم بوسه! الا و انكم فى ايام امل من ورائه اجل، فمن عمل فى ايام امله قبل حضور اجله فقد نفعه عمله و لم يضرره اجله. و من قصر فى ايام امله قبل حضور اجله، فقد خسر عمله و ضره اجله. الا فاعلموا فى الرغبه كما تعملون فى الرهبه. الا و انى لم ار كالجنه نام طالبها و لا كالنار نام هاربها. الا و انه من لا ينفعه الحق يضره الباطل و من لا يستقيم به الهدى يجر به الضلال الى الردى. الا و انكم قد امرتم بالظعن و دللتم على الزاد و ان اخوف ما اخاف عليكم اثنتان: اتباع الهوى و طول الامل، فتزودوا فى الدنيا من الدنيا ما تحرزون به انفسكم غدا.'

اما بعد. همانا دنيا پشت كرده و اعلام وداع كرده است و آخرت روى آورده و آثار و مقدماتش از هر جانب سركشيده است. بدانيد كه امروز روز رياضت است و فرداگاه مسابقت و گوى سبقت بهشت است و آن كه بدان نرسد، برايش
غايت آتش است. آيا كسى نيست كه پيش از آنكه مرگش در رسد، از خطاى خود توبه كند؟ آيا كسى نيست كه پيش از روز بيچارگى و شوربختى، براى خويش بكوشد و كارى كند؟ بدانيد كه شما در روزهايى به سر مى بريد كه فرصت ساختن برگ است و از پس اين روزها مرگ است. آن كه اجل نارسيده، ساز خويش برگيرد، سود آن بيند و از مرگ آسيب نپذيرد و آن كه تا دم مرگ كوتاهى كند، حاصل كارش خسران است و مرگ او موجب زبان. در خوشى و آسايشى به عمل كوشيد، چنانكه در سختى و هراس مى كوشيد! متوجه باشيد، من مطلوبى چون بهشت نديدم كه طالبش سستى كند و بخوابد و منفورى چون آتش دوزخ نديدم كه گريزان از آن به خواب رفته باشد. آگاه باشيد، كسى كه حق سودش نرساند، باطل بيقين زيانش رساند و كسى كه هدايت او را به راه مستقيم ندارد، حتما گمراهى به پرتگاهش كشاند. شما را فرموده اند كه بار بربنديد و توشه برگيريد. من بر شما از دو چيز بيشتر بيم دارم: از دنبال هواى نفس رفتن و آرزوى دراز در سر پروردن پس تا در اين جانيد، از آن چندان توشه برداريد كه فردا خود را بدان نگاهداشتن توانيد.

/ 273