چشمه خورشید نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

چشمه خورشید - نسخه متنی

مصطفی دلشاد تهرانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

"سپاس خدايى را كه برتر است به قدرت و نزديك است از جهت عطا و نعمت" بگويد:'در خبر است كه چون اميرمومنان "ع" اين خطبه را ايراد مى كرد، بدنها از شنيدن آن مى لرزيد و ديده ها باران اشك مى باريد و دلها از بيم مى تپيد.'

هر سخنى از امام "ع" در بر گيرنده وجوهى بى شمار از رسايى و شيوايى است آن حضرت در يكى از روزهاى پيكار صفين، چون فرزندش حسن "ع" را ديد كه به جنگ شتابان است چنين فرمود:'املكوا عنى هذا الغلام لا يهدنى، فاننى انفس بهذين "يعنى الحسن و الحسين عليهماالسلام" على الموب لئلا ينقطع بهما نسل رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم.' [ همان، كلام 207. ]
اين جوان را نگه داريد و به آمدن بامنش مگذاريد "كه به چنگ شتاب نكند و كشته نشود" تا با مرگ خود پشت مرا نشكند. دريغم آيد كه اين دو "يعنى حسن و حسين "ع"" را مرگ در رسد و با كشته شدن آنان دودمان رسول خدا "ص" به سر رسد .

شريف رضى در ذيل اين سخن امام گويد: 'و گفته ى آن حضرت: 'املكوا عنى هذا الغلام' از برترين گفتار و فصيح ترين سخنان است.'

امام "ع" پس از بازگشت از صفين وصيتى درباره ى اموال خود نوشت كه در آن وصيت در جمله اى به وصى خود چنين سفارش مى كند:'و الا يبيع من اولاد نخيل هذه القرى وديه حتى تشكل ارضها غراسا.' [ همان، نامه ى 24. ]

ديگر اينكه نهالهاى نخلهاى آن قريه ها را نفروشد تا به قدرى فراوان گردد كه شناختن نخلستانها براى كسى كه آنها را پيش از اين ديده دشوار باشد.

سيد رضى در ذيل اين وصيت گويد: 'سخن امام "ع" كه مى گويد از نخلها 'وديه' را نفرشند: 'وديه نهال نخل است و جمع آن 'ودى' است و آنجا كه مى فرمايد 'حتى تشكل ارضها غراسا' از فصيح ترين صخنان است و مقصود اين است كه نخلها چنان بسيار شود كه كسى كه آن را پيش از اين به گونه ى ديگر ديده است، اكنون شناختش براى او دشوار باشد و پندارد كه زمينى ديگر است.'

اميرمومنان "ع" در سخنى شگفت در پايان شوراى عمر بن خطاب و به خلافت رسيدن عثمان بن عفان فرمود: [ تاريخ الطبرى، ج 4، ص 236، ابومنصور محمد بناحمد الازهرى، تهذيب اللغه، حققه جماعه من العلماء، الدار المصريه للتاليف و الترجمه، مصر، 1384 ق. ج 1، ص 341. ]

'لنا حق فان اعطيناه و الا ركبنا اعجاز الابل و ان طال السرى.' [ نهج البلاغه، حكمت 22. ]

ما را حقى است كه اگر داند بستانيم وگرنه ترك شتران سوار شويم و برانيم هر چند شبروى به درازا كشد.

سيد رضى در ذيل اين سخن امام "ع" مى نويسد: 'اين سخن از سخنان لطيف و فصيح است و معنى آن اين است كه اگر حق ما را ندادند، ما در زمره ى خوارشدگان باشيم، زيرا بنده و اسير و امثال آنان را بر سرين شتر مى نشانند يعنى پشت سر آن كه شتر رامى راند.'
امير بيان "ع" در سخنى كوتاه و شگفت فرمود:'لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه.' [ همان، حكمت 40. ]

زبان خردمند در پس دل او ست و دل بى خرد پس زبان او.

/ 273